جان رضا شهابی فعال کارگری در خطر است آزادش کنید

جان رضا شهابی فعال کارگری در خطر است آزادش کنید

شب همبستگی در شهر گوتنبرگ برای آزادی همه زندانیان سیاسی و فعالان کارگر زندانی


گزارش خبری کانون همبستگی با کارگران ايران- گوتنبرگ (سوئد)

از مراسم شب همبستگی برای آزادی همه زندانيان سياسی و فعالان کارگر زندانی در شهر گوتنبرگ - سوئد

با درود بر شما خوانندگان عزيز
برنامه شب همبستگی با کارگران زندانی و همه زندانيان سياسی ، توسط فعالين " کانون همبسگی با کارگران ايران " گوتنبرگ " سوئد " در جمعه 12 نوامبر برابر21 ابان در اين شهربرگزار شد. سالن انباشته از عکس های مبارزات کارگران و همه فعالان جنبش های اجتماعی ايران اعم از زنان ، مادران پارک لاله - دانشجويان - پرستاران - معلمان - تجمعات خانواده های زندانيان سياسی و مبارزات کارگران ايران بوده است .
برنامه توسط يکی ازسخنگويان کانون گشايش يافت ودرآغازبا ياد همه جان باختگان راه آزادی ودمکراسی وبرابری درايران که طی بيش ازسی سال حاکميت نظام سرمايه داری ايران، جان خودراازدست داده اند، يک دقيقه سکوت اعلام شد .
برنامه های شب همبستگی معرفی شد که ازجمله آنان دريافت پيام هايی ازفعالان کارگری رفقا مريم محسنی ازچهره های شناخته شده فعال کارگری وزنان وازدستگير شده پارک لاله تهران ونويسنده دهها مقاله دررابطه با زنان - معلمان ومشکلات کارگران درون کشور، بهروزخبازازفعالان کارگری داخل ايران و سخنگوی پيشين " کميته ی هماهنگی برای کمک به ايجاد تشکل های کارگری" وپيام تلفنی محمود صالحی به مراسم شب همبستگی - گوتنبرگ و همچنين گفتگوی امير جواهری يکی ازسخنگويان کانون همبستگی ...معرفی گرديد. مجری برنامه اعلام داشت: اين پيام ها تماما درجريان برنامه به اطلاع حاضرين خواهد رسيد .
شعرخوانی رفيق فرخ قهرمانی اززندانيان سابق رژيم جمهوری اسلامی وفعالين کانون همبستگی ،معرفی ليست زندانيان سياسی که ازايران دريافت گرديد. فيلم فراهم آمده توسط رفيق مان داوود رحيمي، درفرصتی مناسب درسايت کانون جا خواهد گرفت . بعد ازانتراکت ، دربخش دوم برنامه ابتداء پيام مريم محسنی توسط فرخ قهرمانی قرائت شد که با استقبال
حاضرين روبرو شد و آنگاه رفيق عسکر شيرين بلاغی پيام دريافتی رفيق بهروزخبازرا قرائت کرد .
آنگاه پيام تلفنی محمود صالحی چهره شناخته شده جنبش کارگری داخل کشور،پخش شد.محمود صالحی دراين پيام کوتاه بيش ازهرچيزی برمضمون "زندانی سياسی" تاکيد داشتند. محمود صالحی ياد آورشد:" ازنظرمن زندان سياسی درکشورما تعريف نشده است. گفتند: درقبال عدم پذيرفته شدن مفهوم زندانی سياسی درايران ودرنزد زندانبانان رژيم ، دردهه 60 واژه " ضد انقلاب " را بکارمی گرفتد وامروزبه آنان " امنيتی " می گويند . درحالی که اينها زندانی سياسی اند . محمود صالحی دراين پيام ياد آورشد :" زندانی سياسي، کسی است که به حاکميتی که امروزداردحکم صادرمی کند، می گويد؛ من معترضم . می گويد؛ من به معضلات وبه مشکلاتی که درسطح جامعه است ، من به آن معترضم . زندانی سياسی دردل همين جامعه پيدا شده است ودردل همين جامعه فکرمی کند و به اين وضعيت معترض است. بچه هايی که امروزآنجا (مراسم شب همبستگی با زندانيان سياسی ) نشستند ودارند دررابطه با زندانيان سياسی صحبت می کنند ، بايد اينرا درنظرداشته باشند که اين فرهنگ رابرجسته کنيم که زندانيان سياسی به اين اشخاص معترض اطلاق می گردد" حاضرين با دريافت اين پيام کوتاه،با شعوروشعف ئست زدند.
در بخش پايانی مراسم ، امير جواهری يکی ازسخنگويان کانون همبستگی باکارگران ايران - گوتنبرگ،گفتاری را با عنوان: " چرا شب همبستگی با کارگران زندانی به همراه ديگر زندانيان سياسی رابرپا می داريم؟" با حاضرين به بحث گذاشت.
در بخشی از اين گفتار آمده است:
از آن تاريخ که ايده برپايی شب همبستگی با زندانيان سياسی و زندانيان کارگر را در نشست های کانون ما به ميان کشيديم ، همه فعالان کانون، خود را با اين ايده همراه ديدند. از آن تاريخ تا به امروز بيش از يکماهی می گذرد. انجام دهها برنامه مختلف سياسی - فرهنگی - اجتماعی درشهرکه توسط گروهبندی های گوناگون برگزارشد. مانع ازبرپايی زود تراين برنامه گرديد . با اين همه خوشحاليم ازاين که امشب گرد هم می آييم تا گپی با هم داشته باشيم .
پيام های دريافتی و بويژه تاکيد رفيق محمود صالحی برمضمون زندانی سياسی وتفکيک جوهری آن اززندانی عادی با هرنوع جرم تراشيده شده برای آنان که خود بيش ازهرچيزی قربانيان همين نظام درجامعه ما هستند- مسئوليت ما را بيشترمی گرداند.برشماری عناصربحث رفيق مريم محسنی بويژه آنجا که تاکيد می دارد؛"....صفوف خود را به هم فشرده ترکنيم . برپراکندگی ميان خود غلبه کنيم وازهرنوع اقدامی که درميان ما شکاف ايجاد می کند بپرهيزيم .جنبش کارگری جنبش تک ستاره ها نيست .جنبش کارگری ،جنبش ورزم پرشکوه ميليونها انسان برای محو نظامی است که درآن قراراست "هيچ بودگان هرچيزگردند..." وآنجا که رفيق بهروزخبازمی گويد: " من به رفقای " کانون همبستگی با کارگران ايران- گوتنبرگ" برای تدارک و برگزاری اين مراسم خسته نباشيد می گويم و به تک تک فعالينی که بی دريغ از مبارزات کارگران و پيشگامان کارگری حمايت کرده و تشکل های کارگری ديگر کشورها را به حمايت از جنبش مستقل کارگری ايران فرا می خوانند صميمانه درود می فرستم و دست شان را به گرمی می فشارم." برای ما فعالان " کانون همبستگی با کارگران ايران " و نهاد های همبستگی با کارگران درسراسراروپا ، کانادا و آمريکا ، جای ترديد را باقی نمی گذارد که وظايف توامانی را دربرابرخود داشته و داريم .
يکم اينکه؛ ازمضمون و جوهره زندانی سياسی در برابر رژيم زندان و شکنجه دفاع کنيم و تعريف زندانی سياسی و جرم را جا بيندازيم ورژيم را دربرابراتهام " امنيتی " ، " خرابکار " ، " ضد انقلاب " ناميدن زندانی سياسی خلع سلاح نماييم .
دوم اينکه ؛ از تک ستاره کردن جنبش کارگری بپرهيزيم بلکه مبارزات همه جانبه کارگران ايران را،جنبش ورزم پرشکوه ميليونها انسان برای محو نظام سرمايه داری ايران بشناسيم .
سوم اينکه ؛تشکل های کارگری جامعه ميزبان( سوئد) وديگرکشورهارابه حمايت ازجنبش مستقل کارگری ايران فرابخوانيم ودرانجام اين راه ازهيچ چيزدريغ نورزيم .
فعالان " کانون همبستگی با کارگران ايران - گوتنبرگ " تا به امروزدرهمگامی با ديگرنهادهای کارگری موازی خود ، درهمين راستا گام برداشته است. ولی مضمون پيام ها ی رسيده از جانب فعالان شناخته شده کارگری به نشست امشب ،ما را بيش ازپيش درتعقيب اين وظايف رهنمون و راغب تر می سازد.
بايد اضافه کنم ؛امروزدرايران ودرنبرد بين کاروسرمايه ، برای اولين بار، بطورجدی زمينه ی ايجاد همبستگی طبقاتی و مطالباتی ميان زحمتکشان جامعه ايجاد شده است. اکنون آن اکثريت عظيمی که زير خط فقر زندگی می کنند و زير فشار قرداد های موقت هرروزدربرابر اخراج ها وبيکارسازی ها ويا عدم دريافت حقوق های معوقه، به صف می شوند و با سياست دزديده شدن نان شب شان ازسفره های خود،توسط حاکمان سرمايه داری روبرو شده اند. بتدريج درمی يابند که حکومت اسلامی نه تنها آزادی های اجتماعی و سياسی شان را گرفته بلکه درصدد است تا لقمه ی نانشان را هم بگيرد. حالا ديگر خواست های آزاديخواهانه سياسی ـ عمومی دردل مبارزه مردمان ايران با خواست های بيواسطه مطالباتی درکنارهم قرارگرفته اند و زمينه ی اتحاد طبقاتی اردوی کار و زحمت را فراهم آورده است.
اگربپرسيد اهميت اين جنبش مطالباتی درشرايط حاضردرچيست؟ می توان گفت؛ بيش ازهرچيز،جنبش مطالباتی جاری درمتن بزرگ ترين شوک تراپی تاريخ معاصرايران، تحت نام شب" حذف سوبسيد ها يا هدفمند کردن يارانه ها"،غليرغم اينکه هدفمندی ای درکارنيست ، درحال شکل گيری است. حذف يارانه ها شبح شورش نان را درسراسرکشور، توده وسيع خط فقر رابه حرکت درآورده است. هرچند رژيم جمهوری اسلامی حتی قبل ازشروع حذف يارانه ها، سازماندهی ويژه ای تحت عنوان " امنيت محله محور" برای مقابله با خطرشورش محلات مختلف کل شهرتهران آماده ساخته است. شکل گيری جنبش مطالباتی درواحدهای توليدی بزرگ ازيکطرف، دربخش های خدماتی شهرداری ها وکارکنان بيمارستان ها و سرويس های شهری وديگربخش ها ودرميان معلمان، پرستاران، وبازنشستگان می تواند درچنين بسترمساعدی به سرعت سراسری شده و با جنبش تهيدستان شهر و روستا؛ با جنبش توده های حاشيه توليد پيوند يافته و به جنبش مطالباتی عموم اردوی کاروزحمت دربرابر سرمايه داری حاکم فرارويد. جنبش مطالباتی کارگری با قوام بخشيدن به شورش های تهيدستان شهروروستا، همچنين مانع از آن خواهد شد که اين شورش ها به طغيان های کوروموقتی مبدل شوند. طغيان هائی که هدف خشونت بارترين سرکوب های رژيم اسلامی قرارگرفته و ديرو يا زود دچار افول خواهند شد.
دردل اين همه حوادث، ما با ليست بلندی ازدستگيری فعالان کارگری ، زندانی شدن آنان ، آزادی با وثيقه چند صد ميليونی ، وپرونده پشت پرونده آنان روبرو هستيم که همچنان باز است. فرصت اينکه همه آنان را بر زبان آوريم نيست. ياد آور گرديم؛ درکنارليست دهها ، صد ها و صد ها زندانی که کانون ما - ليست موثق اندک آنانرا - فراهم آورديم در کنار هم می نهيم و نام همه آنها را گرامی می داريم وخواهان آزادی بی قيد و شرط همه آنان بعنوان فعالان زندانی سياسی می باشيم .
جهت اطلاع اسامی و تعداد زندانيان کارگر را اعلام می داريم:
1 - منصوراسالو...2- ابراهيم مددی 3- رضا شهابی4- غلامرضا غلام حسينی...5- همايون جابری... که از بچه های سنديکای شرکت واحد تهران و حومه هستند6- اسعد مولود زاده 7- خسرو صديقی8- ابراهيم اسماعيلی9- سلام قادری از کميته ی هماهنگی برای کمک به ايجاد تشکل های کارگری 10- بهنام ابراهيم زاده 11 - مهدی فراخی شانديزازکميته ی پيگيری ايجاد تشکل های کارگری 12- ابراهيم اسماعيل پور13- صديق خسروي، 13- عمراسماعيل پور
جدا ازاين درحال حاضر بيش از 90 نفرازاعضای کميته ی هماهنگی دارای پرونده ی قضايی می باشند که بعضی از آنان با حکم وثيقه آزاد هستند و بعضی نيز با حکم تعليقي، از کميته پيگيری تمامی اعضای آن نيز دارای پرونده ی امنيتی و قضايی هستند.

درمورد اتحاديه ی آزاد کارگران بايد گفت که : فواد کيسخروي، جوانمير مرادی و طاها آزادی دارای پرونده ی قضايی هستند، درمورد کانون مدافعان حقوق کارگر عليرضا اخوان و عليرضا ثقفی دارای پرونده می باشند که هردوبه قيد وثيقه آزاد می باشند


درزير
پيام های رسيده به مراسم را به اطلاع شما ميرسانيم:

پيام مريم محسنی
فعال کارگری ايران

به مراسم " شب همبستگی برای آزادی همه ی زندانيان سياسی وفعالان کارگری"- گوتنبرگ

رفقا ،دوستان ، حضار محترم با درود
حدود يک سال ونيم است ، از جنبش عظيم ضد استبدادی وبه خيابان آمدن ميليونی مردم در ايران می گذرد جنبشی که زمين را زير پای حاکمان جمهوری اسلامی به لرزه در آورد ه ودرکشتی امن وآسوده خيالی آنان برای ساليان دراز حکومت وخلافت ترک انداخته است . کشتی شکستگانی که اکنون می کوشند با شنا کردن دردريای خون ،خود را به ساحل نجات برسانند. .
جنبش کارگری ايران نيزهمواره در مبارزات دموکراتيک وضد استبدادی برعليه حکومت جمهوری اسلامی شرکت داشته است واکنون پس از سه دهه تلاش وجانفشانی به قله های بلندی دست يافته است .که تشکيل سنديکای شرکت واحد وسنديکای هفت تپه ،ازآن جمله اند .اما بدست آوردن اين پيروزی ها آسان نبوده است .جنبش کارگری ايران طی سه دهه گذشته ،ياران بسياری را از دست داده است وهم اکنون نيز بسيار يارانش درزندانها وشکنجه گاهها بسر می برند منصور اسانلو - ابراهيم مددی - رضا شهابی - بهنام ابراهيم زاده - غلامرضا غلامحسينی وهمايون جابری و...از آن جمله اند.چه بسيارشيرزنان شجاع و دلاورمردانی نيزکه دردهه 60 ودرسياه ترين دوران شکنجه واعدام ، جان عزيزشان را نثار آزادی طبقه کارگر کردند .ما در مقابل اين فداکاری ها وجانفشانی ها که دست يابی به موفقيت های کنونی درجنبش کارگری بدون اين فداکاری ها ميسروممکن نمی بودسرتعظيم فرود می آوريم و،با آن ها پيمان می بنديم که از آرمانهای آنان که محوهرنوع نظام سلطه وستم واستثمار وسرمايه واستبداداست ، پاسداری خواهيم کرد .

رفقا ،ياران جنبش کارگری
اکنون که صدای ترک وشکستن استخوانها ی نظام خلافتی اسلامی ،از جای جای جامعه از دانشگاه گرفته تا کارخانه وخيابان به گوش می رسد .وفرياد حق طلبی را امروز در همه جا از ميان کارگران سيمان درود ،نساجی قائم شهر ، از ميان بازنشستگان تامين اجتماعی ، از ميان معلمان خريدخدمتی ،پرستاران و...می شنويم ، بيش از هرزمان در30 سال گذشته زمينه مساعدی فراهم شده است ،برای درافکندن" طرحی نو " چه ، آنجا که ديگر نانوايی ها هم ، نان قرضی به کارگران ندهند ،چاره ای جزدرهم شکستن بنای سرمايه سالاری نيست واراده ای را يارای مقابله با جنبش حق خواهی شکم گرسنگان نخواهد بود حتا اگرآن اراده ،اراده ی نظام تجاوز وزندان واعدام حاکميت اسلامی باشد . از اين رولازم است .صفوف خود را به هم فشرده تر کنيم . برپراکندگی ميان خود غلبه کنيم واز هرنوع اقدامی که درميان ما شکاف ايجاد می کند بپرهيزيم .جنبش کارگری جنبش تک ستاره ها نيست .جنبش کارگری ،جنبش ورزم پرشکوه ميليونها انسان برای محو نظامی است که درآن قراراست "هيچ بودگان هرچيزگردند ".!!!

اگرطبقه کارگرفرانسه خيابان ها را تسخير کرد .طبقه کارگرايران کاخ حاکمان اسلامی را ويران خواهد کرد ودير نخواهد بود آن روزکه کاخ نظام خلافتی سرمايه داری اسلامی بر سرآنان ويران گردد وطوما راين نظام زوروظلم ،ستم واستبداد ،شکنجه واعدام درهم پيچيده شود آنروز دير مباد به اميد آن روز
مريم محسنی
19 آبان 1389 برابر 10 نوامبر 2010


پيام بهروز خباز
فعال کارگری ايران

به مراسم " شب همبستگی برای آزادی همه ی زندانيان سياسی و فعالان کارگری"

با سلام خدمت رفقا و عزيزان حاضر در مراسم؛
امروز جنبش کارگری ايران در شرايط بسيار بغرنجی به سر می برد، کارگران بيش از پيش قدرت خريد خود را از دست داده و از امنيت شغلی تنها نامی بيش باقی نمانده است، واقعيت اين است که حاکميت سرمايه داری ايران، تهاجم خود را به سفره خالی کارگران بيش از پيش وسعت داده و تحرکات کارگری را به عقب رانده است، به طوری که مبارزات کارگری در ايران عمدتاً حول پرداخت حقوق ها که ماه ها و گاه چند سال به تعويق افتاده دور می زند، اين به عقب راندگی در حدی ست که کارگران خواهان پرداخت به موقع همين دستمزد های بخور و نمير هستند. سرمايه داران با اتکاء به نيروی کار ارزان، بيش از پيش اقدام به اخراج کارگران کرده و به رقابت در بين کارگران برای به دست آوردن کار دامن می زنند. آنان به اين نيز اکتفا نکرده و به تدريج قراردادهای سفيد امضاء را جايگزين قراردادهای موقت کرده اند. اين وضعيت در کارگاه های زير ده نفر که از شمول قانون کار خارج گشته اند، بسيار هولناک تر است، در اين کارگاه ها، ما ابداً شاهد پرداخت همين حداقل دستمزد 303 هزار تومان که کفاف حتی 10 روز از زندگی کارگران را نمی دهد، نيز نيستيم.
بلی عزيزان، امروز در ايران فقر بيداد می کند، کارگران به مشاغل دوم و سوم روی آورده اند، تعداد کودکان کار، مدام رو به افزايش است، ميليون ها کارگر خانگی که اينان را عمدتاً زنان و کودکان تشکيل می دهند، در قبال دريافت دستمزدهای باور نکردني، بخش عمده ای از مونتاژ توليدات در ايران را برعهده گرفته اند.
در چنين وضعيت اسف باري، رزمندگان کارگری با جان فشانی در کنار اين هم طبقه ای های شريف و زحمت کش قرار دارند، آنان به رغم سرکوب های بی امان، زندان و شکنجه ی حکومت سرمايه داران، بر رسالت خويش در اين موقعيت، مبنی بر انتقال آگاهي، حمايت بی دريغ و ترغيب و کمک به سازمان يابی توده ای کارگران پای فشرده و با قرار گرفتن در کنار کارگرانی که زير تيغ سرکوب حکومت قرار دارند، مبارزات توده های کارگر را گام به گام همراهی نموده، مصائب و زندگی کارگران را به جهانيان انعکاس می دهند، آنان طبقه ی کارگر جهانی را برای پيشبرد مبارزات کارگری به کمک طلبيده و آرزومند برپايی انترناسيونال کارگری هستند.
من به رفقای " کانون همبستگی با کارگران ايران- گوتنبرگ" برای تدارک و برگزاری اين مراسم خسته نباشيد می گويم و به تک تک فعالينی که بی دريغ از مبارزات کارگران و پيشگامان کارگری حمايت کرده و تشکل های کارگری ديگر کشورها را به حمايت از جنبش مستقل کارگری ايران فرا می خوانند صميمانه درود می فرستم و دست شان را به گرمی می فشارم.
زنده باد جنبش مستقل کارگری
بهروز خباز
9 نوامبر 2010

پيام تلفنی محمود صالحی
فعال کارگری ايران
به مراسم شب همبستگی با کارگران زندانی و زندانيان سياسی ايران در شهر گوتنبرگ

سلام دوستان ، خسته نباشيد و سرحال باشيد .
ازاينکه می شنوم چنين برنامه ای است خوشحالم . درسازماندهی اين امربه تمام بچه هايی که دراين راستا فعال بودند،تشکرمی کنم وازحضارمحترم هم تشکر می کنم که دراين شب همبستگی شرکت کردند .
دوستان خوب ازآنجايی که پيداست شب همبستگی با زندانيان سياسی وکارگران زندانی است . ازمن هم می خواهند چند کلمه دراين رابطه حرف بزنم . من نياز به سخنرانی ندارم .اما می خواهم ، دوستان به اين موضوع توجه کنند. دوستانی که می آيند پشت تريبون صحبت کنند . بايد حتما روی اين موضوع متمرکز بشوند که آيا زندانيان سياسی واصلا زندانی سياسی درکشورما تعريف شده است ؟ من می گويم ؛ نه. چون که زندانی سياسی درکشورما هنوزتعريف نشده است . حتی فرهنگ زندانی سياسی درکشورما اصلا نيست . اگرما به عقب برگرديم به دهه شصت (60)، دردهه شصت (60) کسانی که درزندان ها بودند. همه آرم "ضد انقلاب" را به آنها می چسپاندند، حالا ديگرازآرم "ضد انقلاب " خارج شده وبه اينها " امنيتی " می گويند که اين خيلی خطرناک است، اصلا زندانيان سياسی درواقع " امنيتی " نيستند . زندانيان سياسي، خودشان اسمشان مشخص است . زندانی سياسی يعنی کسی استکه به حاکميتی که امروزداره حکم صادرمی کند، می گويد؛ من معترضم . می گويد؛ من به معضلات وبه مشکلاتی که درسطح جامعه است ، من به آن معترضم . زندانی سياسی دردل همين جامعه پيدا شده است ودردل همين جامعه فکرمی کند و به اين وضعيت معترض است. نه اينکه اورا با انگ " امنيتی " تعريف کنند و به اوآرم " امنيتی " زنند. چند سال پيش با زندانيان سياسی دردرون زندان ها حرف می زدم، می گفتند به ما می گويند " زندانی امنيتی"،يک طرف ديگرهم زندانيان عادی دسته بندی می شوند وزندانيان سياسی اسم خودشان را گداشته اند " امنيتی " ،همانی که درپرونده شان نوشته شده است . اما ما زندانيان امنيتی نيستيم . آنهايی که درزندانند، امنيتی نيستند. آنها زندانيان سياسی هستند.من ازدوستان می خواهم ؛ آنهايی که پشت تريبون صحبت می کنند ، روی اين فکرکنند ،ما بايد فرهنگ زندانی سياسی را زنده کنيم .زندان سياسی چی است و به چه کسی می گويند. اين برای ما هم است . دوستانی که آنجا هستند وآنجا نشستند بايد روی اين متمرکزشوند واين رابزرگ کنند، که زندانی سياسی چی است؟ ما زندانی " امنيتی " نداريم ما نه بمب گذاريم ونه هيچی!اگرالان ازدل پرونده های که برای زندانيان سياسی تشکيل شده است ، نگاهی بندازيم. اکثرآنها به شديد ترين مجازات اسلامی محکوم می شوند.کسی که تخريب می کند . کسی که آتش می زند وکسی که خانه راخراب می کند يعني،همين ها را درذهنيت مردم کردند که اينها " امنيتی " هستند. باری بچه هايی که امروزآنجا (مراسم شب همبستگی با زندانيان سياسی ) نشستند ودارند دررابطه با زندانيان سياسی صحبت می کنند ، بايد اينرا درنظرداشته باشند که اين فرهنگ رابرجسته کنيم که زندانيان سياسی به اين اشخاص معترض می گويند.
اما دررابطه با دستگيری ها؛ ديروزو پريروزدوستانی خبردادند که يک سری ازبچه ما درشهرنقده دستگيرشدند. مشخصا ابراهيم اسماعيل پور، صديق خسروي، ديروزبعدازظهرعمراسماعيل پورهم دستگيرشده است وخليل شريفيان چند ساعتی بازداشت بود ولی امروز به قيد ضمانت آزاده شده است . بهرحال ما زندانيان سياسی داريم که الان درزندان هستند. مثل بچه های کامياران،مريوان و جاهای ديگرداريم . اينها همه زيرتيغ محاکمه هستند و دارند محاکمه می شوند ولی فعلا به قيد ضمانت آزاد شدند.
موفق وپيروزباشيد
محمود صالحی
21 آبان 1398 برابر 12 نوامبر2010
يادآورگرديم ؛ که لينک صوتی رفيق محمود صالحی درسايت کانون گذاشته می شود.
http://www.hambastegibakargaran.se
kanounhambastegi@gmail.com

هیچ نظری موجود نیست: