19تير :اطلاعيه مطبوعاتى گزارشگران بدون مرز: در بزرگترين زندان جهان برای روزنامه
نگاران، دستگيری روزنامه نگاران و وکلا ادامه دارد
وبلاک دفاع از مبارزات کارگران ایران
فيش حقوقی زير در وبلاگ "به سوی آزادی" منتشر شده است. اين فيش و مزايايی که برای شرکت بسيجی ها در مراسم رژيم برای آنها در نظر گرفته شده است نشان می دهد که بسيج ديگر نه يک نيروی سرکوب متکی بر آرمان و ايدئولوژی که مشتی مزدبگير خودفروخته هستند که در ازای شرکت در مراسم حکومتی و ايفای نقش سياهی لشکر تبليغات رژيم و مشارکت در سرکوب مردم حقوق و مزايا دريافت می کنند. بی ترديد شناسايی اين عناصر خودفروخته که در ازای سرکوب و ضرب و شتم مردم دستمزد می رگيرند, و افشای تصاوير, مشخصات و محل زيست و کار آنها در اينترنت در تضعيف آنها نقش بسزايی دارد
اکونوميست:دولت فروش رنگ سبزرا زير نظر گرفته/مسير سياسی دانشجويان زيرزمينی ميشود
و بار ديگر فرياد رسای "مرگ بر ديکتاتور" در سالگرد 18 تير
روشنگری: به دنبال دو هفته سکوت نسبی که طی آن تنها فريادهای شبانه مرگ بر ديکتاتور بر پشت بام ها و تجمعات خانواده های دستگيرشدگان در برابر زندان ها و ادامه اعتراضات ايرانيان در خارج از کشور جريان داشت در سالروز حماسه 18 تير, مردم در تهران بار ديگر به خيابان ها آمدند و عزم و اراده خود را در طرد رژيم کودتا و نفی ديکتاتوری به نمايش گذاشتند. اهميت اعتراضات 18 تير در آن است که اين حرکت گسترده اعتراضی به دنبال سرکوب شديد و وحشيانه اعتراضات مردمی برگزار شده است و درست در حالی که در آستانه 18 تير تهران دوباره به تصرف انواع نيروهای سرکوبگر درآمد و اين نيروها در مناطق حساس مستقر شدند تا جلوی هر گونه تجمعی را بگيرند. اين اعتراضات همچنين در حالی در سالگرد 18 تير از سر گرفته شد که مسوولان امنيتی و انتظامی با تهديدهای صريح و آشکار جوانان و مردم همه تلاش خود را برای ارعاب مردم و جلوگيری از شکل گيری حرکت های اعتراضی صورت دادند. تجمعات اعتراضی گسترده 18 تير و تکرار شعارهايی که از زمان کودتای انتخاباتی از سوی مردم به تدريج در اجتماعات فرياد شد نشان داد که جنبش اعتراضی مردم پرتوان تر از آن است که با سرکوب وحشيانه رژيم پايان يابد و خود را برای نبردی طولانی با ديکتاتوری آماده کرده است و با هوشياری و خلاقيت از فرصت های اعتراض برای کنار زدن دولت نامشروع کودتايی و عقب نشاندن ديکتاتوری بهره می گيرد. گزارشاتی که از بعد از ظهر روز پنجشنبه 18 تير به تدريج انتشار يافت, حاکی از آن است که حرکت های اعتراضی مردم در نقاط مختلف تهران صورت گرفته است. اگر چه بنا بر همين گزارش ها حضور جوانان در ميدان انقلاب, خيابانهای 16 آذر و کارگر و اطراف آن وسيع تر و چشمگير تر بوده و گزارش هايی از درگيری با بسيجی ها و نيروهای لباس شخصی گزارش شده است. نيروهای سرکوب رژيم با باتوم و گاز اشک آور و گاز اسپری به جوانان و زنان حمله ور شدند. شعارهای اعتراضات امروز: "مرگ بر ديکتاتور", نترسيد نترسيد, ما همه با هم هستيم", "مجتبی بميری رهبری را نبينی", "مرگ بر خامنه ای", "يا حسين, مير حسين", "ای دولت کودتا استعفا, استعفا" و همچنين تکرار بازتنظيم شده شعار معروف مرگ بر شاه در دوره انقلاب بهمن با مطلع "محمود خائن" به جای "ای شاه خائن..", ايرانی می ميرد, ذلت نمی پذيرد" ای ملت آزاده! حمايت! حمايت" بوده است. در يکی گزارش های دريافتی روشنگری آمده است:"هم اينک فريادهای الله و اکبر در تمام پشت بام های تهران شنيده می شود و حتا افرادی که در تظاهرات امروز مورد ضرب و جرح قرار گرفته اند پر توان تر از هميشه فرياد می زدند. يک شعار جالب توجه از امشب روی بام ها شنيده می شد که مستقيماً رهبر کودتا را هدف قرار می داد. آن شعار اين بود: مجتبي، بميري، رهبری را نبيني؛ گفتنی است مردم در تقاطع خيابان ولی عصر (مصدق) با انقلاب حضور چشمگير داشتند و همچنين نيروهای نظامی حکومت نيز که اين مساله منجر به درگيری و مجروح شدن تنی چند از مردم کشورمان شد. رانندگان اتوبوس های شرکت واحد که معترضين را منتقل می کردند، در سر چهارراه ها معترضين را پياده نمی کردند تا دستگير و مورد هجوم قرار گيرند، بلکه با اقدامی ستودنی آنان را در محل های امنی که دورتر از محل درگيری ها بود پياده می کردند و در محل درگيری ها در اتوبوس ها را باز نمی کردند تا نيروهای امنيتی نتوانند به مردم آسيب برسانند." بر اساس يک خبر ديگر:" نيروهای لباس شخصی مجهز به سلاح های سرد و گرم با همراهی موتورسواران سازماندهی شده به برخی از خوابگاه های دانشگاه اميرکبير حمله کردند." براساس اين خبر " لباس شخصی ها در حمله به خوابگاه گلشن در خيابان به آفرين، با ورود به خوابگاه، تعدادی از دانشجويان و نگهبانان خوابگاه را مورد ضرب و شتم قرار دادند." گزارش های تاييد نشده ای نيز حاکی از تيراندازی به سوی مردم در ميدان آزادی و مورد اصابت گلوله قرار گرفتن حداقل 3 نفر بود. منابع مختلف خبری از وسيع بودن دامنه دستگيری ها ياد کرده اند, اما شمار دقيق دستگيرشدگان و مجروحان هنوز معلوم نيست
کارشناسان سازمان ملل به دنبال مجوز ورود به ایران
بسیاری از گروه های حقوق بشر ایران را به خاطر رفتار خشن با معترضان محکوم کرده اند
کارشناسان حقوق بشر سازمان ملل متحد روز چهارشنبه خواستار دریافت مجوز برای بازدید از ایران جهت بررسی اوضاع پس از ناآرامی های اخیر شده اند.
به گزارش خبرگزاری رویتر شش محقق مستقل سازمان ملل گفتند که نگران این مساله هستند که مخالفان سیاسی محمود احمدی نژاد همچنان هدف گرفته شده و از سوی شبه نظامیان بسیجی تهدید می شوند.
به گفته گزارشگران ویژه سازمان ملل از زمان انتخابات ریاست جمهوری 22 خرداد دانشجویان، روحانیون و سایرین که علیه آزار دستگاه های امنیتی سخن می گویند هدف ضرب و جرح قرار گرفته، بازداشت شده و از سخن گفتن منع شده اند.
این شش محقق سازمان ملل شامل مانوئلا کارمنا کاسترلیو از اسپانیا، فیلیپ الستون از استرالیا، فرانک لا رو از گواتمالا، مانفرد نوواک از اتریش، مارگارت سکاگیا از اوگاندا و سانتیاگو کورچوئرا از مکزیک بیانیه مشترکی صادر کردند.
در این بیانیه آمده است: "مبانی قانونی به کار گرفته شده برای بازداشت خبرنگاران، مدافعان حقوق بشر، حامیان اپوزیسیون و ده ها تظاهرکننده همچنان نامشخص است."
در ادامه بیانیه که توسط سازمان ملل در ژنو منتشر شد آمده است: "آزادی بیان و تجمع مسالمت آمیز همچنان (در ایران) تضعیف می شود و وضعیت مدافعان حقوق بشر بیش از پیش لغزنده است. تحقیقات مستقل درباره اقدامات نیروهای امنیتی هنوز انجام نشده است."
این کارشناسان سازمان ملل در زمینه هایی چون شکنجه، اعدام و بازداشت که به شورای حقوق بشر سازمان ملل گزارش می دهند دولت ایران را ترغیب کردند "تعهدات خود تحت قوانین بین المللی برای حفاظت از حقوق بشر در این کشور را محترم بشمارد."
این گروه از ایران خواستند که درخواست های دارندگان مجوز سازمان ملل برای ورود به ایران جهت انجام تحقیقات مستقل بین المللی در باره وضعیت جاری را بپذیرد.
ده تن از برندگان جایزه صلح نوبل این هفته با انتشار بیانیه ای از دبیرکل سازمان ملل متحد خواسته بودند هر چه سریع تر نماینده ای را برای بررسی وضع حقوق بشر در ایران به این کشور بفرستد.
پیش از آن نیز گروه های حقوق بشر، دبیر کل سازمان ملل را ترغیب کرده بودند که برای بررسی اوضاع به خصوص درباره وضعیت زندانیان سیاسی به ایران برود یا نماینده ای به آن کشور اعزام کند.
سازمان دیده بان حقوق بشر روز چهارشنبه از ادامه بازداشت و نحوه برخورد با بعضی از رهبران اصلاح طلبان و معترضان به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری ایران به شدت انتقاد کرد.
این گروه در بیانیه ای مقام های امنیتی ایران را به بازجویی های خشن و طولانی، ضرب و شتم، محرومیت از خواب و تهدید به شکنجه برای گرفتن اعترافات دروغین از بازداشت شدگان متهم کرد.
محمد رضا تابش، دبیرکل فراکسیون اقلیت مجلس ایران به نقل از دادستان کل کشور گفته است که در جریان حوادث پس از انتخابات این کشور حدود ۲۵۰۰ نفر دستگیر شده اند که حدود ۲۰۰۰ نفر از آنها تاکنون آزاد شده اند و حدود ۵۰۰ نفر در بازداشت باقی مانده اند.
تعدادی از روزنامه نگاران و چهره های برجسته اصلاح طلبان مانند سعید حجاریان از مشاوران پیشین محمد خاتمی، محمد علی ابطحی، معاون پارلمانی رئیس جمهوری سابق ایران، بهزاد نبودی از وزیران دولت های رجایی و موسوی و محسن میردامادی دبیرکل جبهه مشارکت در میان بازداشت شدگان هستند.
کانادا کاردار ایران را فراخواند
مازیار بهاری در اواخر خرداد ماه بازداشت شد
دولت کانادا از احضار کاردار ایران در شهر اوتاوا و اعتراض این کشور به بازداشت مازیار بهاری، فیلمساز و روزنامه نگار ایرانی-کانادایی خبر داد.
آقای بهاری که به عنوان خبرنگار هفته نامه آمریکایی نیوزویک در ایران فعالیت می کرد، در اواخر خرداد ماه (نیمه دوم ژوئن) و در پی شدت گرفتن اعتراض ها در ایران به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری بازداشت شد و لارنس کنون، وزیر خارجه کانادا در بیانیه ای علاوه بر اعلام خبر احضار کاردار ایران، از ادامه بازداشت این خبرنگار ابراز نگرانی نمود.
وزیر خارجه کانادا در بیانیه خود اعلام کرد بهرام قاسمی، کاردار ایران در پایتخت کانادا به وزارت خارجه را فراخوانده و "درخواست کانادا برای فراهم کردن فوری امکان دسترسی مقام های کنسولی کانادا در ایران به او، بهره مند شدن این خبرنگار از کلیه حقوق و حمایت های قانونی، و اعلام صریح اتهام هایی مطرح شده علیه او را دوباره مطرح کرد."
وزیر خارجه کانادا همچنین در بیانیه خود بار دیگر از "بی اعتنایی مصرانه ایران به موارد بنیادین حقوق بشر از جمله آزادی بیان که بی توجهی به آن تعمدا ادامه دارد" ابراز نگرانی کرد.
اطلاعیه وزارت خارجه کانادا در شرایطی منتشر شده که سایت این وزارتخانه با تاکید بر این مسئله که ایران تابعیت کانادایی شهروندان خود که از تابعیت دوگانه برخوردارند را به رسمیت نمی شناسد، شهروندان کانادایی را از "کلیه سفرهای غیرضروری به ایران" بر حذر داشته است.
با این حال وزیر خارجه کانادا در بیانیه خود تاکید کرده که کانادا به تلاشهای خود جهت تحت فشار گذاشتن ایران برای انجام اقدامی که به حل مسئله آقای بهاری منجر شود، ادامه خواهد داد.
بیانیه وزارت خارجه کانادا در شرایطی منتشر شده که برخی سیاستمداران خارج از دولت این کشور هم، مقام های دولتی کانادا را برای انجام اقدامی جهت آزادی آقای بهاری تحت فشار گذاشته اند.
از جمله جک لیتون، رهبر حزب دموکراتیک نوین (NDP) کانادا با انتشار بیانیه ای در روز پنجشنبه دهم ژوئیه، حادثه قتل زهرا کاظمی، دیگر خبرنگار ایرانی-کانادایی (در سال 2003) را یاد آور شد و نوشت: "دولت کانادا تا زمانی که از آزادی و امنیت آقای بهاری مطمئن نشده نباید دست از تلاش بکشد."
خانم کاظمی که در هنگام مرگ 54 سال سن داشت، به دلیل عکس برداری در اطراف زندان اوین بازداشت شد، و در هنگام بازداشت در زندان اوین به قتل رسید.
قتل این خبرنگار باعث ایجاد تنشی طولانی مدت در روابط ایران و کانادا شد.
19تير :گزارش مفصل اتفاقات روی داده 18 تير88+فيلم چرخاندن زنجير و کابل و چماق
توسط بسيجی ها بالای سرشان در حمله به مردم
19تير. انقلاب - وليعصر - هفت تير - کارگر: گزارش شاهد عينی از اعتراضات در 18 تير
پایش را میگذارد روی پنجه ی پام و مثل یک ته سیگار له اش میکند. میخواهم فحش و بدوبیراه را بکشم به هیکلش اما از ترس فقط ناله میکنم.
. . .
"شما متهم به اقدام علیه امنیت ملی هستید. از خود دفاع کنید." یه سری سوال با خط خرچنگ قورباغه نوشته بودند توی یک سربرگ –یادم نیست سربرگ کجا بود- و کپی کرده بودند و فلّه ای میبردندمان که پرش کنیم. اسم و مشخصاتی که ده بار ازمان پرسیده و یادداشت کرده بودند را دوباره میخواستند. شرح ماجرای دستگیری و از این حرفها. یه سوال هم داشت که تقاضای شما از مسئولین چیست؟ یعنی واقعا توقع داشتند در آن اوضاع بدون لکنت حرفمان را بزنیم؟!
. . .
کنار کوچه روی زمین نشانده اندمان و یا بهتر بگویم در هم چپانده اندمان! فریاد میزند: "سر پایین!" لباس شخصی و یگان ویژه قاطی هم اند. دیگر به لگدهایی که به کمرم میزنند عادت کرده ام. هر کس سهم خود را میپرازد. عدالت را رعایت میکنند. "بچه ها به قصد قربت بزنید!" در دل نگران آسیب دیدن کلیه هایم هستم که ناگهان سرم از شدت درد میترکد! چشمانم سیاهی میروند. پشت سرم داغ میشود. خدایا! همین چند لحظه پیش پزشکشان معاینه مان میکرد و میپرسید "جاییت درد نمیکنه؟" و من ساده لوح هم میگفتم "نه! چیز مهمی نیست!" با خود میگویم لابد میدانند چه جور بزنند که اتفاق زیاد بدی نیفتد! خنده ام میگیرد! همین چند ساعت پیش بود که اتاق یکی از رفقا بودیم و آمدن لباس شخصیها با چوب و چماق را تصور میکردیم و میخندیدیم. گفته بودند که حمله به کوی قطعی است. یاد آن دختره افتادم که التماس میکرد "تو رو خدا امشب خوابگاه نرید!" یاد وعده ی 4 صبح بسیجی ها افتادم. اما چه کسی باور میکرد؟ فقط یکی از رفقا که در اتاقش را قفل کرده و برایش رمز گذاشته بود: سه ضربه با فاصله! و ما به او میخندیدیم. "تو هم زیادی جوگیر شده ای! مگه شهر هرته! اینجا کوی دانشگاهه! 18 تیر اونقدر تلخ و پرهزینه بود که عمراً تکرارش نمیکنند. اصلا اگه لباس شخصیها بیان خود پلیس جلوشونو میگیره". گفت خاطره های بچه های 18 تیر را مرور کنید. در اتاقتان خوابیده اید و از آرامش تان لذت میبرید. خوشحالید که در این شهر شلوغ و کثیف چند متری جا دارید برای پا دراز کردن و سر بر زمین گذاشتن و آرمیدن. خوشحالید که در این شهر آشفته اتاقی دارید با رفیقانی از جنس خودتان که در کنارشان احساس امنیت میکنید. در همین خیالات خام پرواز میکنید که ناگهان چند نفر آدم چماق به دست عصبانی در را شکسته و چرتتان را پاره میکنند و پرده ادب و عفت را میدرند. نوامیستان را پیش چشمانتان ردیف میکنند و بر سر و رویتان میکوبند. از شکستنی هر چه می یابند میشکنند و از دریدنی هر چه می یابند میدرند. حیا و ادب را میبلعند و ظلم و تجاوز قی میکنند... "بیخیال رفیق! جوگیر شده ای! ده نمکی هم دوربین به دست گرفته و فیلم میسازد. دوران چماق سالاری به سر آمده"
. . .
ضربه بعدی برق از چشمانم میپراند. سرم به قدری داغ شده که در شکستنش شک نمیکنم. خدایا! اینا دیگه کین؟ این باتوم بود یا تیرآهن؟ اینجا ایرانه یا عراق؟ من دانشجو ام یا قاتل؟ "من مسئول بسیج الهیاتم! آقا تو رو خدا زنگ بزنید استعلام کنید!" دلم برایش میسوزد. یاد دوست حزب اللهی و احمدی نژادیم(!) می افتم که موقع حمله به اتاق، سعی میکرد بهشون حالی کنه که بسیجیه، اما اونا کاری به این حرفها نداشتند. یاد چند ساعت پیش می افتم. یاد آن دانشجوی بسیجی که تیر به چشمش خورده بود. بنده خدا با رفقای مذهبی اش جلوی مسجد کوی بوده اند که گاردیها تیر مستقیم به سمت کوی شلیک میکنند و چشمش آسیب میبیند. باز جای شکرش باقی است که اگرچه عقلشان منجمد مانده اما ابزارشان کمی مدرن شده است! تیرهای پلاستیکی شلیک میکنند. یکی از همین بسیجیها میگفت اینها اندازه جلبک هم مغز ندارند! اگر داشتند که دیشب با آن فضاحت ساختمان 23 را آتش نمیزدند. احمقها مثل نقل و نبات گاز اشک آور میزدند. نمیدانستند که همینجوری اوضاع کشور اشک آور هست. دانشجو نیازی به این گازها و فلفلها ندارد.
. . .
توی سلول در هم میلولیم. بوی گند دستشویی حالمان را به هم میزند. هر از گاهی دست و پای یکی از بچه ها میخورد به پای شکسته و نالهی جگرسوز... بچه ها خسته شده اند. حال و حوصله رسیدگی به کسی که پایش شکسته را ندارند. احساس میکنیم که از زندگی ساقط شده. با اون پای شکسته و سر و کله خونی و هیکل استخوانی اش اصلا به چشم نمی آید. به یک تکه گوشت تبدیل شده. یکی از بچه ها بغلش کرد آورد توی سلول. بیچاره را باتوم میزدند تا بلند شود اما بنده خدا نمیتوانست تکان بخورد
و بار ديگر فرياد رسای "مرگ بر ديکتاتور" در سالگرد 18 تير
روشنگری: به دنبال دو هفته سکوت نسبی که طی آن تنها فريادهای شبانه مرگ بر ديکتاتور بر پشت بام ها و تجمعات خانواده های دستگيرشدگان در برابر زندان ها و ادامه اعتراضات ايرانيان در خارج از کشور جريان داشت در سالروز حماسه 18 تير, مردم در تهران بار ديگر به خيابان ها آمدند و عزم و اراده خود را در طرد رژيم کودتا و نفی ديکتاتوری به نمايش گذاشتند. اهميت اعتراضات 18 تير در آن است که اين حرکت گسترده اعتراضی به دنبال سرکوب شديد و وحشيانه اعتراضات مردمی برگزار شده است و درست در حالی که در آستانه 18 تير تهران دوباره به تصرف انواع نيروهای سرکوبگر درآمد و اين نيروها در مناطق حساس مستقر شدند تا جلوی هر گونه تجمعی را بگيرند. اين اعتراضات همچنين در حالی در سالگرد 18 تير از سر گرفته شد که مسوولان امنيتی و انتظامی با تهديدهای صريح و آشکار جوانان و مردم همه تلاش خود را برای ارعاب مردم و جلوگيری از شکل گيری حرکت های اعتراضی صورت دادند. تجمعات اعتراضی گسترده 18 تير و تکرار شعارهايی که از زمان کودتای انتخاباتی از سوی مردم به تدريج در اجتماعات فرياد شد نشان داد که جنبش اعتراضی مردم پرتوان تر از آن است که با سرکوب وحشيانه رژيم پايان يابد و خود را برای نبردی طولانی با ديکتاتوری آماده کرده است و با هوشياری و خلاقيت از فرصت های اعتراض برای کنار زدن دولت نامشروع کودتايی و عقب نشاندن ديکتاتوری بهره می گيرد. گزارشاتی که از بعد از ظهر روز پنجشنبه 18 تير به تدريج انتشار يافت, حاکی از آن است که حرکت های اعتراضی مردم در نقاط مختلف تهران صورت گرفته است. اگر چه بنا بر همين گزارش ها حضور جوانان در ميدان انقلاب, خيابانهای 16 آذر و کارگر و اطراف آن وسيع تر و چشمگير تر بوده و گزارش هايی از درگيری با بسيجی ها و نيروهای لباس شخصی گزارش شده است. نيروهای سرکوب رژيم با باتوم و گاز اشک آور و گاز اسپری به جوانان و زنان حمله ور شدند. شعارهای اعتراضات امروز: "مرگ بر ديکتاتور", نترسيد نترسيد, ما همه با هم هستيم", "مجتبی بميری رهبری را نبينی", "مرگ بر خامنه ای", "يا حسين, مير حسين", "ای دولت کودتا استعفا, استعفا" و همچنين تکرار بازتنظيم شده شعار معروف مرگ بر شاه در دوره انقلاب بهمن با مطلع "محمود خائن" به جای "ای شاه خائن..", ايرانی می ميرد, ذلت نمی پذيرد" ای ملت آزاده! حمايت! حمايت" بوده است. در يکی گزارش های دريافتی روشنگری آمده است:"هم اينک فريادهای الله و اکبر در تمام پشت بام های تهران شنيده می شود و حتا افرادی که در تظاهرات امروز مورد ضرب و جرح قرار گرفته اند پر توان تر از هميشه فرياد می زدند. يک شعار جالب توجه از امشب روی بام ها شنيده می شد که مستقيماً رهبر کودتا را هدف قرار می داد. آن شعار اين بود: مجتبي، بميري، رهبری را نبيني؛ گفتنی است مردم در تقاطع خيابان ولی عصر (مصدق) با انقلاب حضور چشمگير داشتند و همچنين نيروهای نظامی حکومت نيز که اين مساله منجر به درگيری و مجروح شدن تنی چند از مردم کشورمان شد. رانندگان اتوبوس های شرکت واحد که معترضين را منتقل می کردند، در سر چهارراه ها معترضين را پياده نمی کردند تا دستگير و مورد هجوم قرار گيرند، بلکه با اقدامی ستودنی آنان را در محل های امنی که دورتر از محل درگيری ها بود پياده می کردند و در محل درگيری ها در اتوبوس ها را باز نمی کردند تا نيروهای امنيتی نتوانند به مردم آسيب برسانند." بر اساس يک خبر ديگر:" نيروهای لباس شخصی مجهز به سلاح های سرد و گرم با همراهی موتورسواران سازماندهی شده به برخی از خوابگاه های دانشگاه اميرکبير حمله کردند." براساس اين خبر " لباس شخصی ها در حمله به خوابگاه گلشن در خيابان به آفرين، با ورود به خوابگاه، تعدادی از دانشجويان و نگهبانان خوابگاه را مورد ضرب و شتم قرار دادند." گزارش های تاييد نشده ای نيز حاکی از تيراندازی به سوی مردم در ميدان آزادی و مورد اصابت گلوله قرار گرفتن حداقل 3 نفر بود. منابع مختلف خبری از وسيع بودن دامنه دستگيری ها ياد کرده اند, اما شمار دقيق دستگيرشدگان و مجروحان هنوز معلوم نيست
18تير:تيراندازی به سوی مردم در ميدان آزادی
18تير:درگيری در اطراف دانشگاه تهران
18تير:محمود خائن آواره کردی, خاک وطن را ويرانه کردی
18تير:امشب در تهران مردم فرياد می زدند: مجتبي، بميري، رهبری را نبينی
18تير :على رغم فضاى امنيتى بالا , عزم مردم براى شركت در تظاهرات چشمگيراست
حضور گسترده مردم در خيابان های تهران
زنده باد عزم جزم مردم سلحشور ایران که علیرغم همه ی خطرات بویژه از جانب مزدوران رژیم اسلامی همچنان مصمم در میدان کار زار آماده اند و با توسل به کارآ ترین شیوه در حال حل مشگل خود و بشریت هستند . پیروزی قرینشان باد

08/07/2009
شش کارشناس سازمان ملل متحد از دولت ایران خواسته اند به آنها اجازه دهد برای ارزیابی شرایط کشور، در پی ناآرامی های پس از انتخابات، به آنجا بروند.کارشناسان حقوق بشر در بیانیه مشترکی که روز چهارشنبه انتشار یافت، نسبت به گزارشها در خصوص دستگیری های انبوه و اقدام پلیس و نیروهای انتظامی در استفاده بیش از اندازه از زور، از زمان اعلام نتایج انتخابات، ابراز نگرانی کرده اند.بیانیه، از تهران می خواهد درخواست های کارشناسان برای سفر به ایران را قبول کند، و می افزاید تهران باید به دعوت خود از کارشناسان سازمان ملل متحد برای انجام دیدارهای رسمی احترام بگذارد.پلیس ایران بیش از یک هزار فعال سیاسی، روزنامه نگار، و افراد دیگری را که مقامات امنیتی می گویند با تظاهرات پس از انتخابات ارتباط داشتند، دستگیر کرده است.کارشناسانی که می خواهند به ایران بروند، تحقیقگران مستقلی هستند که بر بازداشت ها و اعدام های خودسرانه، ناپدید شدن های اجباری، مجازات و دفاع از حقوق بشر تمرکز دارند.پیشتر در روز سه شنبه، میر حسین موسوی و مهدی کروبی کاندایداهای شکست خورده ریاست جمهوری، به محمد خاتمی رییس جمهوری سابق پیوستند و خواهان آزادی تمام معترضین شدند.
18تير:فراخوان "شبکه جوانان ايران در برلين" برای تحصن نشسته مقابل سفارت جمهوری
اسلامی در برلين
17تير :محمد علی دادخواه وکيل دادگستری و همکاران او بازداشت شدند
17تير:هواداران تيم پرسپوليس:در اعتراض به يورش دستجات بسيجی و.. به راه پيمايی های
صلح آميز مردم کليه ی مسابقات ليگ برتر را در فصل جديد تحريم می کنيم
17تير :از وضعيت مهسا امرآبادي، خبرنگار پر تلاش روزنامه ی اعتماد ملی که در زندان
های حکومت اسلامی بسر می برد، خبری در دست نيست
روشنگری. سخنرانی شب گذشته احمدی نژاد با کشمکش او با يک مگس آغاز شد و اين امر
وسيله به دست وبلاگ نويسان داد که به اشکال مختلف او را به تمسخر بکشند. معلوم نيست
هوای ناپاک سيمای ضرغامی مگس را به خود جلب کرده بود يا ناپاکی و آلودگی خود احمدی
نژاد، يا به احتمال قوی هرد
.روزنامه نگار عيسی سحرخيز در روز 4 ژوئيه 2009 دستگير شد. عفو بين الملل او را يک
زندانی وجدانی می داند که صرفا به خاطر بيان مسالمت آميز نظرياتش، از جمله در باره
نتيجه انتخابات، زندانی شده و در خطر شکنجه يا اذيت و آزارهای ديگر است. عيسی
سحرخيز (56 ساله)، روزنامه نگار و فعال انتخاباتی برای نامزد رياست جمهوری مهدی
کروبي، در تاريخ 4 ژوئيه در شمال ايران دستگير و به محل نامعلومی منتقل شد. مقامات
ايراني، به رغم کوشش های خانواده و وکيلش، محل نگه داری او را اعلام نکرده اند و او
را در خطر شکنجه قرار داده اند. عفو بين الملل نگران است که او قربانی ناپديد شدن
اجباری شده باشد. در روز20 ژوئن 2009، زمانی که او در سفر شمال ايران بود، خانه اش
در تهران مورد حمله قرار گرفت و کامپيوتر و مطالب مربوط به مبارزه انتخاباتی در
حمايت از يکی از نامزدهای مخالف در انتخابات رياست جمهوري، مهدی کروبي، توقيف شد.
در روز 2 ژوئيه، عيسی سحرخيز مقاله ای در تارنمای خبری روز منتشرکرد که درآن از
مقام رهبری آيت الله سيد علی خامنه ای انتقاد کرده بود. روزنامه نگار عيسی سحرخيز
يکی از بنيانگذاران انجمن دفاع از آزادی مطبوعات است. او سردبير ماهنامه آفتاب و
روزنامه اقتصاد بود که در سالهای 2004 و 2005 بسته شدند
بیانیه شماره 3 کانون مدافعان حقوق کارگر در مورد وقایع اخیر
پیش از دو هفته از درگیریهای خیابانی و حمله به مردم بیسلاح ، ضرب و شتم ، دستگیری کشتار و شکنجهی آنان میگذرد. گزارشهای مختلف حاکی از آن است که رفتار غیرانسانی با زندانیان ادامه دارد و برخی گزارشها حاکی از آن است که این زندانیان زیر فشار انجام مصاحبههای خاص هستند تا بر کار ناکرده اعتراف کنند.
فشار به زندانیان برای انجام مصاحبه و اعتراف به گناه ناکرده روش کهنهای است که در سی ساله گذشته برای توابسازی به کار گرفته شده است و امروز این روشها هیچ گونه ارزشی در نزد مردم ما ندارد. در این سالها رفتار با معترضان همواره به صورت غیرانسانی از طرف جناحهای مختلف حاکمیت ادامه داشته است.
اعترضات میلیونی مردم به دنبال اعلام نتایج انتخاباتی بود که برای تعیین ریاست جمهوری برگزار شد. این انتخابات با هیچ یک از استانداردهای دموکراسیهای ظاهری در جهان همخوانی نداشت، هیچ گونه نهاد نظارتی مستقل چه داخلی وچه خارجی وجود نداشت، احزاب سیاسی مستقل مخالف نزدیک به سه دهه است که غیرقانونی اعلام شدهاند و مخالفان و منتقدان به بدترین وجه حذف و مورد تعقیب و سرکوب قرارگرفتهاند و در نتیجه نمیتوانستهاند برای این انتخابات کاندیدایی داشته باشند. در عین حال نهادهای برگزارکنندهی انتخابات حتا رقابت در درون جناحهای حاکم را نپذیرفتند و در جنگ قدرت درونی یک جناح خواهان تمامیت قدرت بدون شراکت جناح مقابل است.
در این میان، خواستههای مردمی که در سه دههی گذشته همواره نادیده گرفته شده است، به اشکال مختلف بیان میشود و این بار بخشی از آن در تظاهرات خونبار شهرها بروز کرد. شعارهای این اعتراضات نشاندهندهی آن است که مردم خواهان آزادی سیاسی و محو دیکتاتوری هستند. مردم خواهان آزادی زندانیان سیاسی و آزادی بیان و اندیشه آزادی مطبوعات و رسانهها و کتاب و حذف سانسور هستند . خواستههای واقعی مردم تنها به تغییر ساده افراد محدود نمیشود. مبارزات مردمی طی سالهای گذشته نشان داده است که آزادیهای دموکراتیک و اساسی خواست اصلی آنان است.
رسانههای عمومی تبدیل به ابزاری در دست صاحبان قدرت برای وارونه نشان دادن اعتراضات مردم شده است و در حالی که نیروهای معترض خواهان رعایت حقوق اولیهی خود هستند اما جناح حاکم در قدرت به مقابله با مردم از یک سو و تقابل با رقیب خود از دیگر سو میاندیشد و خواهان حفظ امتیازات اقتصادی و اجتماعی خود بدون مشارکت دیگران است. این انحصارطلبی بیانگر آن است که بسیاری از قراردادهای اقتصادی سودآور در دست بخشی از حاکمیت است در حالی که بخش دیگر نیز در گذشته و حال فعالیت های دیگری را در دست داشته، برای سهم بیشتر تلاش میکند و در این میان کارگران و حقوق بگیران و مردم تحت ستم و حتا اقشار میانی از درآمدهای سرشار نفتی در سالهای گذشته سهمی به جز تورم، بیکاری و محرومیت دریافت نکردهاند. تمام سرمایه و امکانات جامعه در اختیار اقلیتی خاص قرار دارد و مردم غیر وابسته به منابع قدرت، هر روز زندگی فقیرانهتری را انتظار میکشند.
جالب است که دو جناح حاکم در اختلافات میان خود از حقوق اقشار زحمتکش ، کارگران و حقوقبگیران صحبت نمیکنند. در برنامه انتخاباتی کاندیداهای مناقشهای بر سر حقوق کارگران و زحمتکشان مشاهده نمیشود. با این وصف مردم معترض خواستههای خود را در اعتراضاتشان بیان کردهاند.
و اما امروز مسالهی اصلی در این اعتراضها تامین حقوق ابتدایی مردم است که بارها و بارها نقض شده است و میتوان پیشبینی کرد تا آن زمان که حقوق اولیهی مردم، که عبارت از یک زندگی شرافتمندانه و انسانی است، برقرار نشود اعتراضها به اشکال مختلف ادامه خواهد یافت.
کانون مدافعان حقوق کارگر بنا بر منشور خود خواهان آزادیهای دموکراتیک برای همهی کارگران و حقوق بگیران و آزادی تشکلها و احزاب سیاسی بدون قید و شرط میباشد. ما امروز خواهان دفاع از حقوق جانباختگان تظاهرات خرداد و آزادی بیقید شرط همهی زندانیان سیاسی و بازداشتشدگان هستیم.
کانون مدافعان حقوق کارگر
اتحاديهاروپا تهدید کرد؛ فراخواندن تمامي سفراي خود از تهران
يك مقام آگاه اعلام كرد كه اتحاديه اروپا فراخواندن سفراي خود از تهران را بررسی میکند. به گزارش دويچهوله، پيشنهاد فراخوان موقت سفرا برای چند روز به نشانه اعتراض به دستگیری کارمندان سفارت انگليس در تهران خواهد بود. خبرگزاری فرانسه گزارش داد كه این پيشنهاد از جانب انگلیس به کشورهای عضو اتحاديه اروپا ارائه شده است. این پیشنهاد در جريان ديدار نمايندگان سياسی وزارت خارجه ۲۷ کشور عضو اتحاديه اروپا در استکهلم، بررسی ميشود.
با سلام
مسعود باستان خود را به مقام های قضایی معرفی کرد.
مسعود با طرح این ایده که با معرفی خود همسرش مهسا امرآبادی آزاد می شود خود را معرفی کرد.
با این وجود هیچ اقدامی توسط مقام های قضایی و یا اطلاعاتی صورت نگرفته است.
لطفا در پخش این email همکاری کنید.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران : بنابه گزارشات رسیده از بهشت زهرای تهران، اسامی تعدادی از شهدای راه آزادی مردم ایران که پیکرشان در حال حاضر در بهشت زهرای تهران به خاک آرمیده اند را به اطلاع عموم وسازمانهای حقوق بشری می رسانیم. در پی سرکوب خونین مردم ایران که منجر به شهادت و زخمی شدن تعداد زیادی از مردم بی دفاع ایران شد و هزاران نفر اسیر دیگر در شکنجه گاهها تحت شکنجه های وحشیانه قرار دارند. بعد از سخنرانی علی خامنه ای ولی فقیه رژیم در 29 خردادماه و چراغ سبز به گارد ویژه، سپاه پاسداران بسیج و لباس شخصیها بصورت علنی برای کشتار مردم بی دفاع ایران نشان دادن،کشتار مردم ایران ابعاد تازه ای به خود گرفت .و چنانچه در زیر خواهید خواند تاریخ اکثر جان باختگان راه آزدی بعد از سخنرانی علی خامنه ای به شهادت رسیدند. رفتار مامورین سرکوبگر باخانواده ها ی جانباختگان را ه آزادی غیر انسانی و توهین آمیز بود .اهانتهای و درنده خوییهای مامورین وزارت اطلاعات با خانواده های قربانیان غیر قابل توصیف است.خانواده های تحت فشارهای شدید مامورین وزارت اطلاعات قرار دارند.و تحویل داد ن پیکر عزیزانشان فقط با دادن تعهد و پذیرفتن شروط آنها امکان پذیر می باشد؛ بخشی از شروطی که مامورین وزارت اطلاعات در تعهد ها نوشته اند به قرار زیر می یاشد: 1- مراسم بي سر و صدا و فقط با حضور افراد نزديك خانواده صورت بگيرد2- در مراسم هيچ گونه شعار و تبليغ عليه حكومت و سخنراني انجام نشود.3- در مراسم و روي سنگ قبر علت مرگ نوشته نشود.
مامورین وزارت اطلاعات تلاش گسترده ای را بکار می برند تا از انتشار اسامی و عکس شهدا جلوگیری کنند. آنها حداکثر فشار را بر روی خانواده های قربانیان بکار می برند تا بتوانند جنایت مرتکب شده را بپوشانند و مردم ایران و جهانیان و بخصوص سازمانهای حقوق بشری از آن اطلاع بمانند. علیرغم تهدیدات و فشارهای مامورین وزارت اطلاعات اسامی تعداد دیگری از شهدای راه آزادی مردم ایران که به قرار زیر می باشد به اطلاع عموم می رسانیم؛
1- محمد حسين برزگر 25 ساله ديپلم شغل آزاد به دليل اصابت گلوله به سر در تاريخ چهارشنبه 27 خرداد در ميدان هفت تير به شهادت رسيد و در يكشنبه 31 خرداد بعد از تعهد گرفتن از خانواده در قطعه 302 به خاك سپرده شد
2- سيد رضا طباطبايي 30 ساله ليسانس حسابداري ، كارمند به دليل اصابت گلوله به سر در 30 خرداد در خيابان آذربايجان به شهادت رسيد و چهارشنبه 3تيربعد از تعهد گرفتن از خانواده در قطعه 259 به خاك سپرده شد.
3- ايمان هاشمي 27 ساله شغل آزاد به دليل اصابت گلوله به چشم شنبه 30 خرداد در خيابان آزادي به شهادت رسيد و چهارشنبه 3 تير در قطعه 259 به خاك سپرده شد.
4- پريسا كلي 25 ساله فارغ التحصيل رشته ادبيات به دليل اصابت گلوله به گردن در يكشنبه 31 خرداد در بلوار كشاورز به شهادت رسيد و سه شنبه 2 تير در قطعه 259 به خاك سپرده شد
5- محسن حدادي 24 ساله طراح برنامه هاي كامپيوتري شنبه 30 خرداد به دليل اصابت گلوله بر پيشاني در خيابان نصرت به شهادت رسيد و سه شنبه 2 تير در قطعه 262 به خاك سپرده شد.
6- محمد نيكزادي 22 ساله فارغ التحصيل عمران در سه شنبه 26 خرداد به دليل اصابت گلوله به سينه در ميدان ونك به شهادت رسيد و شنبه 30 خرداد در قطعه 257 به خاك سپرده شد.
7- علي شاهدي 24 ساله بعد از دستگيري و انتقال به كلانتري در تهرانپارس يكشنبه 31 خرداد به دلايل نامعلوم در كلانتري به شهادت رسيد پزشكي قانوني علت مرگ وي را نامشخص اعلام كرده اما خانواده وي معتقدند به علت ضربات باتوم در كلانتري به شهادت رسيده وي 4 تيردر قطعه 257 به خاك سپرده شد.
8- واحد اكبري 34 ساله شغل ازاد و متاهل داراي يك دختر 3 ساله در شنبه 30 خرداد به دليل اصابت گلوله به پهلو در خيابان ونك به شهادت رسيد و سه شنبه 2 تير در قطعه 261 به خاك سپرده شد.
9- ابوالفضل عبدالهي 21 ساله فوق ديپلم برق 30 خرداد در مقابل دانشگاه صنعتي شريف به دليل اصابت گلوله به پشت سربه شهادت رسيد و سه شنبه 2 تير در قطعه 248 به خاك سپرده شد.
10- سالار طهماسبي 27 ساله دانشجوي كارشناسي مديريت بازرگاني رشت شنبه 30 خرداد در خيابان جمهوري به دليل اصابت گلوله به پيشاني به شهادت رسيد ودوشنبه 2 تير در قطعه 254 به خاك سپرده شد.
11- فهيمه سلحشور 25 ساله ديپلم يكشنبه 24 خرداد به دليل اصابت باتوم به سر و خونريزي داخلي در ميدان ولي عصر بعد از انتقال به بيمارستان در تاريخ 25 خرداد به شهادت رسيد و 27 خرداد در قطعه 266 به خاك سپرده شد.
12- وحيد رضا طباطبايي 29 ساله ليسانس زبان انگليسي چهارشنبه 3 تير در بهارستان به دليل اصابت گلوله به سر به شهادت رسيد و 6 تير در قطعه 308 به خاك سپرده شد.
چنانچه در توضیات اسامی مشاهده می نمایید بضی از شهدای جانباختۀ راه آزادی مردم ایران زیر شکنجه جان باختند.مامورین وزارت اطلاعات همچنین خانواده های جانباختگان را تحت فشار قرار داده اند که از آوردن عکس بر سر آرامگاه آنها باید خوداری کنند.کشتار اخیر مردم ایران بی شک که یک جنایت علیه بشریت محسوب می بشود و برای پیشگیری از اینگونه جنایتها می بایست مراجع بین المللی برای رسیدگی به جنایتهایی که در هفته های اخیر روی داده و در زندانها همچنان ادامه دارد یک هیئت تحقیق بین المللی به ایران ارسال نماید و آمرین و عاملین آن را تحت تعقیب بین المللی قرار دهد.
نگرانی نسبت به وضعيت دانشجويان بازداشت شده دانشگاه همدان خبرنامه اميرکبير
با گذشت ۱۵ روز از بازداشت اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجويان همدان و تعدادی ديگر از دانشجويان دانشگاه بوعلی همدان، اين دانشجويان همچنان در بازداشت به سر می برند. طی روزهای گذشته پيگيری های خانواده ها و دوستان اين دانشجويان برای مشخص شدن وضعيت اين دانشجويان تاکنون به نتيجه ای نرسيده و مسئولين پاسخ مشخصی نسبت به وضعيت سلامت اين دانشجويان ارائه نمی دهند. اسامی برخی از دانشجويان بازداشت در همدان طی ۲ هفته اخير عبارتند از: امين نظرى عضو شورای مرکزی دفتر تحکيم وحدت (عضو شورای مرکزی دفتر تحکيم وحدت) سياوش حاتم (دبير انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه های همدان) رضا جعفريان (دبير سياسی) پوريا شريفيان (دبير صنفی) مهدی مسافر (دبير فرهنگی اجتماعی) حجت بختياری (عضو شورای مرکزی) مصطفى مهدى زاده محمد صيادی اين فعالين پس از دستگيری و ضرب و شتم توسط حراست دانشگاه ابتدا به نيروهای انتظامی و سپس در اختيار ستاد خبری اطلاعات همدان قرار گرفتند و تاکنون در سلول های انفرادی به سر می برند
www.bazr1384.com
www.bazr1384.blogfa.com
Email: bazr1384@gmail.com
بگذار برخیزد مردم بی لب خند! بگذار برخیزد!
از من سؤال کرده بودی: همه جا اولین چیزی که پرسش می شود اینست که بنظرتان چه می شود؟ چقدر مردم دوام می آورند؟ پس طبقه کارگر کجاست؟ چرا اقشار فقیر در صحنه کمرنگ هستند؟ آیا هنوز هم باید با موج سبز مرزبندی کرد؟ اجازه بهم بده اونجور که اوضاع رو می فهمم برات بگم.
برنامه های روزانه مان اساساَ، بر تجمع های روزانه چیده می شود. تا وقتی توی خونه نشستم دل تو دلم نیست. می خوام برم بیرون. فکر می کنم امروز کجا برم. چه کار کنم. چی میشه. چقدر از مردم میان؟ طاقتم نمی گیره. می زنم بیرون.
این روزها چهره همه چیز تغییر کرده. وقتی راه میری همه به هم نگاه می کنن. از تیپ و قیافه مردم می شه فهمید که امروز می خوان برن تجمع یا نه. شهر یک شکل دیگه است. آدم هر لحظه انتظار یک اتفاق رو می کشه. این روزها ترجیح می دم با وسایل نقلیه عمومی تردد کنم. همه جا صحبت از اتفاقات اخیره. دیگه طرفداران احمدی نژاد جرأت نمی کنن حرف بزنن. اما همه تا سر صحبت باز می شه نظراتشونو می گن. خیلیها شاکین از صدا و سیما که چرا انقدر وقیحانه دروغ می گن. چرا انقدر مردم رو احمق فرض می کنن. جوونا دارن تو خیابونا کشته می شن اما اینا صبح تا شب فیلم پخش می کنن. یک عده معتقدن که همینه که هست. چرا جوونا کشته بشن. اما تعداد این افراد زیاد نیست. زن جوانی امروز می گفت اگه این خیزش بخوابه این حکومت مثل طالبان میشه. دیگه مجبورمون می کنن برقع و چادر سرمون کنیم. صاف صاف توی چشممون نگاه می کنن و دروغ می گن. دیگه وقاحتشون از حد به در شده. بعضی از مردم عادی که زیاد هم توی تجمع ها نبوندن و فقط به ظاهر اوضاع و اتفاقات نگاه می کنن، وقتی که خیزش ها کمی از شدتش کم شد گفتن دیگه تمام شد و سرکوب شد. در مقابل بحث هایی که باهاشون میشد پاسخی نداشتن. می گفتن نتیجه نمی ده. البته شاید فقط به حریم کوچیک زندگی خودشون نگاه می کنن که دلشون نمی خواد ادامه پیدا کنه. عده ای معتقدن که آخوندها مکارن و سیاستمداریشونو تو مکتب انگلیس یاد گرفتن و عین اونا خوب می دونن که برای نگه داشتن قدرت چه کنن.
میگن شاه خیلی با مردم مقابله نکرد و فرار کرد. اگه اون موقع "صد هزار"نفر کشته شدن تا انقلاب شد اما ایندفعه"حداقل 30 میلیون کشته میشن". یک نفر گفت اگر هم ادامه پیدا نکنه اینا انقدر از روشنفکرا، دانشجوها، فعالین سیاسی، مردم عادی و جوونا می کشن که همون 30 میلیون بشه. پس بهتره بجنگیم تا چیزی به دست بیاریم و دلمون نسوزه که همه چیز باز به دست اونا افتاد ومطمئنم که تلافات هرگز به این اعداد نخواهد رسید.
در روزی که تجمع مقابل مسجد قبا بود با اتوبوس به سمت اونجا حرکت کردم. در قسمتی که سوار شدم، از 10 نفری که بودن 7 نفر داشتن می رفتن به مراسم. هر چه که به میدان محسنی می رسیدیم حالت غیر عادی مشهود بود. گاردی ها، بسیجی ها، توی قسمت عقب ماشینهای ون، یک قفس هایی گذاشته بودن و درشم باز بود. به قول رفیقی می گفت می خوان زیاد زحمت ندن به خودشون و راحت تا گرفتن بچپونن اون تو. زنی که معلوم بود که ساکن این منطقه اس با تعجب گفت چرا اینقدر شلوغه؟ زن سالمندی که عصا به دست داشت برای چندمین باز با صدایی رسا از چند نفر در مورد ایستگاه حسینیه ارشاد که محل برگزاری مراسم بود پرسید، زن سالمند گفت میدونید که امروز هفتم ندا ست! یکی پرسید ندا کیه؟ زن سالمند جواب داد: چطور نمی دونین؟! همون دختری که جلوی چشم همه غرق خون شد. به حسینیه ارشاد که نزدیک می شدیم صدای رسای شعار دادن تجمع کنندگان به گوش می رسید. "مرگ بر دیکتاتور".
مردم در دو سمت پیاده روها حرکت می کردن و گاردی ها هم در کنار خیابان و روی تمام پشت بامهای اطراف کیپ تا کیپ وایساده بودن. خیابان شریعتی هم کیپ تا کیپ ماشین بود و ترافیک شدیدی بود. راننده ها هم در همبستگی با مردم دست روی بوق گذاشته بودن و نیروهای گاردی و بسیجی هم حسابی کلافه بودند و سعی می کردند که راه رو باز کنند. جوانی توجهم را جلب کرد. در لابلای ماشینها و در حالیکه در اطراف پر از نیرو بود دستهایش را به سمت بالا حرکت می داد به معنی همراهی مردم و شعار دادن. انقدر مصمم و جسورانه این کار را می کرد که فکر کردم یعنی واقعاَ این دیکتاتورها و مستبدا امیدوارند که با سرکوب چنین جوانانی بر قدرت بمانند.
مردمی که از سمت پایین داشتن میومدن بالا، به بقیه می گفتن که آروم و بدون دویدن بیاین به سمت بالا چون دارن همینجوری کتک می زنن و میان اینطرف. از اوج گرفتن صدای شعار ها می شد فهمید که دارن کتک می خورن و برای مقابله فریادشونو بلند تر می کنن.
وقتی که اتفاقات قبل از انتخابات تا کنون را بازنگری می کنم می بینم که در این 3 هفته چه تغییراتی صورت گرفته. چه رادیکا لیسمی در مردم پدید آمد و رشد کرد. انرژی و پتانسیل جوانها که اکثریت جمعیت را تشکیل می دهند چون آتشفشانی که سالها خاموش بود غلیان کرد. رفیقی می گفت: مادرم در 30 سال حاکمیت جمهوری اسلامی رای نداده. اما امسال رای داد که چنین شد و حالا آنقدر مصمم هر روز با من به خیابان میاید و شعار می ده که به زور می برمش خونه. گفت موسوی بهانه شد برای آشکار شدن آتش زیر خاکستر. در روزهای اول اعتراضات باز هم شعارها و اعتراضات مردم همچنان رنگ و بوی سبز می داد. اما حالا دیگه تعداد سبز ها هم کم شده. تا قبل از انتخابات دعوا بر سر دو کاندیدا بود و کری خوندن طرفدارا. اما حالا دیگه همه، همه جا خیلی راحت از بر اندازی صحبت می کنن. می گن دیگه بسه هر چی خوردن و کشتنو، بردن. اگه ساکت بشینیم هر کاری بخوان باهامون می کنن. چیزی که خیلی توی این اعتراضات مشهوده حضور خانوادگی مردم و سنین و تیپ های مختلفه و این خیلی مهمه. افراد مسن با عصا، حضور وسیع و پر شور و شجاع جوونا، مادرها با بچه هاشون. اینها همه نشانه انگیزه بالای مردم برای تغییره. در جلوی مسجد قبا دوستی می گفت:" بابا این دخترا چکار می کنن تو این درگیریها، همش اون جلو هستن". گفتم آخه انگیزه هاشون خیلی زیاده. گفت آره! راست گفتن که انقلاب آینده ایران به دست زنهاست.
به هر حال این موضوع کاملا مشخصه که نگاه مردم به اتفاقات و مبارزات اخیر یه جور نیست. به جز اقلیت بسیار کمی که در این رژیم منافع دارن و می خوان همه چیز زود سرکوب و تموم شه، در بین مردم عادی با وجود نظرات مختلف بر سر ادامه این خیزش یا سرکوب آن یک مسئله مشترکه و اونم اینه که دیگه ادامه راه با این رژِیم خیلی سخته. همانطور که در بالا گفتم عده ای معتقدند که مردم مگه چقدرن و چقدر می تونن دوام بیارن. بالاخره خسته می شن. می تونم بگم که این افراد کسانی هستند که فقط به ظاهر قضایا نگاه می کنن و عمق و پشت پرده رو نمی بینن. عده ای دیگه می گن مردم الان طاقت و توان انقلاب رو ندارن و براش آمادگی ندارن و این خیزش جز کشته شدن و دستگیری برای مردم چیزی در بر نداره. عده خیلی کمی میگن مردم فقط باید مسلح بشن. هیچ راه دیگه ای نیست. وقتی دشمن مردم با سلاح میاد برای سرکوب، با شعار و سنگ نمی شه از خودمون دفاع کنیم. اما بعضیها جواب می دن که نه مردم نباید مسلح بشن وگرنه دیگه معلوم نیست چی بشه. هرج و مرج میشه. اگه قرار باشه هر کس تو خیابون راه بیفته و یک اسلحه دستش بگیره مگه میشه؟
دیگه حرفی از موسوی نیست. دیگه نماد های سبز خیلی کم شده. اگر چه هنوز عده ای هم در داخل و هم در خارج خیلی به این موج سبز دخیل بستن، اما مردم فهمیدن که بعد از 3 هفته امید داشتن به موسوی یک توهمه و دیگر هیچ. اون نشسته تو خونه اش یا در حال نامه نوشتن به کسانی است که سی ساله این وضع رو برای ما بوجود آوردن. مردم دارن می جنگن. اونم با چنگ و دندان. به قیمت جانشون. هر از گاهی یک بیانیه میده که بوی گند سازشش همه جا رو بر داشته. کم کم هم در آینده می گه که من از حقم می گذرم، مردم شما هم گذشت کنین.
اما مردم دیگه خواسته هاشون فراتر رفته. دیگه به مردم ثابت شده که واقعا با یک دیکتاتوری عریان و حکومت سراپا مرتجع روبرو هستن. وقتی به خیلیها میگی چرا هنوز برای موسوی شعار میدی؟ می گن دیگه چاره نیست. باید یک بهانه داشته باشیم. پس اسم چه کسی رو بیاریم. رهبر دیگه ای نیست، موسوی رو قبول نداریم، اما برای بیرون ریختن بهانه ای باشه، میگیم موسوی.
مهمترین مسئله در حال حاضراین است که مردم نیاز به یک رهبری برای هدایت مبارزاتشان دارند. این مسئله روشن می کنه که اونایی که مدعی مبارزه علیه استبداد و دیکتاتوری و حکومت ضد مردمی هستن چه وظیفه سنگینی روی دوششونه. از فعالین کارگری، دانشجویی، زنان، معلمان و همه کسانی که خواهان انقلاب و دگرگونی هستن باید در جهت هدایت مردم و جوانانی که توی این مبارزات نشون دادن که چقدر با انگیزه و جسورن قدم بر دارن. مبارزات خودجوش مردم باید شکل آگاهانه بگیره تا بتونه به شکل پیوسته ادامه پیدا کنه. اونایی که با کم شدن شدت اعتراضات زود پاسیو شدن و گفتن دیگه سرکوب شد باید بهشون گفته بشه که مبارزه افت و خیز داره. همیشه یکنواخت نیست. هر جوری که شروع بشه به همون صورت ادامه پیدا نمی کنه و تموم نمی شه. مردم در طی یک مبارزه خیلی نظراتشون تغییر پیدا می کنه و رشد می کنه. در مبارزات اخیر با وجود دستگیری های بیشمار و کشتار مردم، اما باز هم ادامه پیدا کرد. اونایی که موندن میشه گفت که جزو رادیکالترین افراد هستن و باید تلاش بشه تا آگاهیشون بالا بره و مبارزه شون به شکل سازمان یافته ادامه پیدا کنه.
نسل سومی ها و دومی ها باید از تجارب نسل اول استفاده کنن تا اشتباهات اونا رو در سال 57 تکرار نکنن. باید به هر شکلی که ممکن هست در جهت هدایت مبارزات و آگاه کردن افکار مردم استفاده کرد. از بردن شعار و پلاکارد که جزو ابتدایی ترن کارهاست تا بحث های آگاه گرانه. باید بتوان هسته های محکم انقلابی از رادیکالترین نیروها، از جوانانی که شبانه با نیروهای رژِیم در نبردند تا کسانی که در مبارزات به شکل منسجم و مداوم و رادیکال شرکت می کنند تشکیل داد و برنامه های انقلابی و مبارزاتی برای مقابله با نیروهای رژیم و هدایت مردم در مبارزات ریخت.
اکثریت مردم از شکاف بین سران رژیم آگاهند. باید جزئیات این اتفاقات و نقش کشورهای خارجی و ضعیف شدن رژیم به دلیل این اختلافات رو برای مردم توضیح داد. نکته ای که فکر می کنم خیلی مهمه اینه که اکثریت مردم در این دوره در مورد نقش کشورهای خارجی و بخصوص آمریکا خیلی آگاه بودن و می گفتن که آمریکا راه نجات مردم نیست. نباید از چاله جمهوری اسلامی در بیایم بیفتیم تو چاه اونا. می شیم مثل عراق و افغانستان وخوب این نشانه آگاه شدن مردم و بالا رفتن شعور سیاسیشونه.
باید از تضعیف نیروهای نظامی به دلیل اختلافات و دو دستگی بین اونا رو برای مردم توضیح داد. وقتی رژیم برای سرکوب مردم از تمام نیروهای نظامیش اعم از بسیج و سپاه و ارتش و گارد رهبری و لباس شخصی و ... استفاده می کنه یعنی آنقدر مردم قوی بودن که اونا مجبور شدن از همه نیروهاشون استفاده کنن. مردم باید از تضادی که بین سران رژیم به وجود اومده و تضادی که بین خودشون و رژیم هست به بهترین شکل ممکن استفاده کنند. نباید اجازه بدن که جناحی از حکومت سوار بر موج مبارزات مردم بشن و به نفع خودشون استفاده کنن. مهم ماهیت این رژیمه که نباید حفظ بشه. هر جناحی از حکومت که سر کار بیاد ماهیت اسلامی و ارتجاعی رژیم باقی می مونه.
در 30 سال حاکمیت جمهوری اسلامی تمام جناحها در دوره های مختلف بر سر کار اومدن و امتحان خودشون رو پس دادن. مردم به عوام فریب بودن و ستمگر و مستبد بودن رژیم دیگه شکی ندارن و انتخابات بهانه ای شد تا اقیانوس خشم مردم به حرکت در بیاد.
در آستانه 18 تیر سالگرد کشتاردانشجویان در رژیم اصلاح طلب خاتمی پس از 10 سال و در ادامه مبارزات مردم، اینبار نگذاریم که مبارزات جوانان و دانشجویان خاموش گردد. به رادیکالترین شکل ممکن دهمین سالگرد شورش قهرمانانه دانشجویان در 18 تیر را برگزار کنیم. وقایع 18 تیر 78 و برخوردهای رژیم را برای مردم باز گو و افشاگری کنیم تا همگان بدانند که حامی موسوی در انتخابات امسال خودش که بود و چه عقبه ای داشت.
به امید پیروزی!
نه سازش ، نه تسلیم ، نبرد تا رهایی!
تاریخ:
پنج روز مانده به دهمین سالگرد 18 تیر!
و چهرهی ماندگار است، احضار کردهاند بیآنکه هيچ دخالتی در اين ماجراها داشته باشد.ءمن فقط کاری را کردم که هر انسان شريفی در
ما همه ندا هستیم
ندا تنها ویترینی شد از ظلم و ستم و کشتارولایت مطلقه فقیه.بسیاری از جوانان که
بدست مزدوران این ولایت مطلقه در این سالها کشته شدند اما نبود دوربینی تا ان را
ضبط کند و نمایش دهد.اما عمق درد این فیلم چند ثانیه ای و معصومیت چشمان ندا در
لحظات اخر زندگی انچنان است که امران این قتلها را نیز به وحشت انداخته تا جایی که
احمدی نژاد ظاهرا دستور به پی گیری ماجرا کرده.گرچه نتیجه از هم اکنون روشن است.از
رییس دولتی که با خیانت به رای مردم و کودتا قرار است زمام امور را بدست بگیرد چه
انتظار جز عوام فریبی هست؟راستی چرا وزارت اطلاعات پی گیر این ماجرا نشد؟
من حرفهاي زيادي براي گفتن دارم ولي نميدانم از كجا شروع كنم در حيرتم وقتي كه
فلسطينيان در غزه كشته ميشوند و حماس با سپر قرار دادن مردم عادي و شليك خمپاره از
مناطق مسكوني آنها را به كشتن ميدهد ازجمله خامنه اي خونخوار و احمدي نژاد خائن و
پليد و بسيجيهاي مزدور همه خودرا ميدرند و عزاي عمومي اعلام ميشود واين به حساب
دخالت در امور داخلي گذاشته نميشود وقتي بر سر امضاي توافقنامه عراق و آمريكا سران
پليد جمهوري اسلامي بيانيه صادر ميكنند و آن را خيانت به مردم عراق ميدانند و طلب
خسارت جنگ ميكنند باز هم مداخله محسوب نميشود .ولي هنگامي كه نداي عزيز به دستور
سران ظالم و سفاك جمهوري اسلامي و به دست مزدوران بسيجي به شهادت ميرسد وقتي به دست
سربازان ضد شورش عرب بر سر مردم مظلوم و بي دفاع باتوم فرود ميايد اظهار نظر انسان
دوستانه كشورهاي جهان كه نمايندگان واقعي مردم خود هستند دخالت محسوب ميشود.اين همه
جيره خور و مزدور جمهوري اسلامي اظهار نظر كردند و هيچكدام حتي فيلم شهادت ندا را
به دقت نديده اند هر كدام جداگانه آن را به گردن انگليس و مجاهدين خلق و معترضين
- ندا مظهر آزادی ایران
سلام ودرود بیکران جوانان آزاد ایران زمین به شهیدان راه آزادی و ندا ژاندارک معصوم
واتفاقی ایران . شاید بعضی از کوته خردان که اکنون در قدرتن فکر کنن این خونهای پاک
و مقدس پایمال میشه ولی ما جوانان آزادیخواه که بیشترین ستم ها و ظلمها رو از این
حکومت استکباری کشیدیم و نسل سوخته شدیم به زودی از این نهال آزادی که با قطره قطره
خون نداها آبیاری شده پاسداری میکنیم تا یا جشن آزادی بگیریم و هر کدوم برای شهدا
شمعی روشن کنیم یا در ملکوت به نداها برسیم ولی در هر صورت ما برنده ایم پس ای
رهروان راه آزادی پاینده باشید وهر لحظه احساس یاس و نا امیدی کردین یاد لحظه اخر
عمر کوتاه ندا کنین تا اشکانتان سرازیر و آتش نفرت و انتقام در درونتان شعله ور شود
که این تنها سلاح ماست


گزارش کوتاهی از تظاهرات ایرانیان در مقابل سفارت جمهوری اسلامی در استکهلم
روز جمعه 26-06- 2009 تظاهراتی در مقابل سفارت جمهوری اسلامی در استکهلم با شرکت بیش از پانصد نفر برگزار شد. این حرکت بدنبال تظاهراتهای پیگیربود که ایرانیان مقیم سوئد، بویژه در استکهلم بیش از یک هفته است که هرروزه در میدان مرکزی شهر برگزارمی کنند.
درمقابل سفارت جمهوری اسلامی مردم به خشم امده در پشت دیوارهای سفارت که از تورهای آهنی تهیه شده است فریاد میزد ند: مرگ بر جمهوری اسلامی، مرگ بر خامنه ای، مرگ بر دیکتاتور و جمهوری اسلامی مرگت فرا رسیده. پس از مدتی کارکنان سفارت که در محوطه باغ سفارت پرسه میزدند با اشارات دست و تمسخر به تظاهر کنندگان ظاهراً سعی میکردند خود را بی خیال نشان دهند. پس از چند ی بر اثر این حرکات، خشم مردم بالا گرفت و به تکان دادن نرده هار آهنی سفارت پرداختند. در یک لحظه یکی از نرده ها فرو ریخت و تعدادی نزدیک به یکصد وپنجاه نفر به محوطه سفارت وارد شدن و با سنگ و هرچه آنچه که در اختیارشان بود به سمت مزدوران سفارت پرتاب میکردند. یکی از این مزدوران به شیوی همکارانش در ایران تظاهر کنندگان را به ضرب چاقو و گلوله های سرٌبی به قتل میرسانند به سوی یکی از تظاهر کنندگان حمله ور ٌشد و موفق شد دست و قسمتی از گوش و گردن او را مورد اصابت چاقوی خود قرار دهد. سایر تظاهر کنندگان که متوجه این امر شدند به او حمله کردند و با چوبهایی که در صحن باغ سفارت بدست آورده بودند به او حمله کردند و او ناچار بر فرار از صحنه گردید که در حال فرار مورد ضرب چوبدستی های تظاهر کنندگان قرار گرفت ها فرار کرد. مردم به سمت ساختمان سفارت دویدند تا به ساختمان سفارت وارد شوند که یکی ازمزدوران با کشیدن اسلحه ی کمری خود قصد تیر اندازی به طرف آنها را داشت، اما چند نفر که متوجه این او شده بودند بر سر او ریختند وبا زدن چوب به دست و پای او او به زمین زدند و پیش از اینکه موفق به فرار شود مورد اصلبت چوب دستی های تظاهر کنندگان قرار گرفت. تمام خودرو های موجود درمحوطه ساختمان سفارت سنگباران تظاهر کنندگان شدند. تظاهر کنندگان با چوب و سنگ تقریباً تمام شیشه های جا سوسخانه ی جمهوری اسلامی را خٌرد کردند. پلیس که غافلگیر شده بود از پشت نردها ی سفارت نظاره گر ماجرا شده بود. ( از آنجا که سفارتخانه مثابه بخشی از سرزمین ایران تلقی میشود پلیس نمی توانست بدون اجازه ی مسفیر جمهوری اسلامی وارد محوطه بشود) این ماجرا نزدیک به 10 دقیقه ادامه یافت و پیش از اینکه نیروی کمکی پلیس به اطراف سفارت جمع شوند و فرصت پاسخ به تقاضای کمک از جانب سفیرپاسخ دهند، تظا هر کنندگان موفق به گریز از محوطه میشوند. در این ماجرا 2 تن از تظاهر کننده گان را دستگیر می شوند.
به این ترتیب ایرانیان مبارزساکن استکهلم موفق شدند که تعم تلخ خشمشان را به حامیان و کارگزاران رژیم جنایت و کشتار به چِشِانند. این تظاهرات به ابتکار نیروهای چپ برگزار گردید و شرکت کنندگان با تعلقات فکری مختلف شرکت داشتند و هیچ محدودیتی در حمل شعار و پلاکت وجود نداشت.حامیان جمهوری اسلامی که درآنجا حضور نداشتند، جهت وارونه جلوه دادن این حرکت به دروغ پردازی و پخش شایعات بی اساس پرداختند.این حرکت رزمنده که حقیقتاً گوشه ای از خشم و نفرت مردم داغ دیده ی سرزمین مان است، باز تاب خشم مردمی است که هر روز و هر لحظه بهای حضور و بقای حکومت نکبت و جنایت جمهوری اسلامی را با خون فرزندانشان می پردازند
آيت الله سيد علی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی دفتر رهبر ولايت فقيه خيابان جمهوری اسلامی انتهای خيابان شهيد کشور دوست، تهران ، جمهوری اسلامی ايران 24 جون 2009 روز اقدام همبستگی جهانی با کارگران ايران عاليجناب، مطلب پيش رو به نمايندگی از 170 ميليون کارگر برای ابراز همبستگی با بسياری از کارگران ايران که به خاطر محترم شمردن حقوق مسلم دمکراتيکشان به تظاهراتهای خيابانی پيوسته اند به رشته تحرير در می آيد.مردم ايران بايد از تمامی حقوق انسانی اعم از آزادی تشکل و تجمع برخوردار گردند. سرکوب شديد تظاهرات های مسالمت آميز و ارزش قائل نشدن به شأن و مقام انسانی وحشت انگيز است و استفاده نامتعادل و نابجای خشونت ده ها کشته و صدها زخمی بر جای گذاشته است. تشکلات کارگری در سرتاسر جهان با شاهد بودن بر اينکه کارگران و شهروندان تا چه حد در تظاهرات های کارگری حمله و بازداشت قرارگرفته اند مأنوس گشته اند. مورد آخر تلاش برای برپايی راهپيمائی مسالمت آميز اول ماه می در پارک لاله تهران بود. بسياری از تظاهرات ها در آستانۀ انتخابات با سرکوب خشونت آميز و دستگيری صدها نفر همراه بوده است. واکنش بيرحمانۀ مقامات دولتی به بيان خواسته های مشروع مردم با گزارش هايی که حاکی از آنست که مقامات دولتی در چند روز گذشته به مساجد در ايران دستور داده اند تا به هيچيک از قربانيان تظاهرات ها هيچگونه ياری رسانی صورت نپذيرد. اين انعکاسی است از عدم وجود ارزش و احترام بنيادين برای مردم خودتان. چند هفته قبل از رأی گيری برای انتخابات رياست جمهوري، آی.تی. يو. سی ( کنفدراسيون بين المللی اتحاديه های کارگری)، ای.آی ( سازمان آموزش جهانی)، آی.تی.اف ( کنفدراسيون بين المللی کارگران حمل و نقل)، آی.يو.اف ( اتحاديه بين المللی خدمات و صنايع غذايی) تشکيل ائتلافی به نام " دادخواهی برای کارگران ايران" را اعلام کرده و تمامی اعضايمان را فرا خوانديم تا با توجه به ادامۀ سرکوب کارگران در ايران در روز 26 جون يعنی روز اقدام جهانی همبستگی شرکت کنند. خاموش سازی بيرحمانۀ مراسم در آستانۀ انتخابات برای ما قابل تصور نبود. سرکوب سبعانۀ مردم دولت فعلی را بی اعتبار می سازد و کارگران و شهروندان نهادهای خودتان در مواردی مربوط به قانون شکنی هائی در ارتباط با انتخابات و مهمتر از آن به خاطر ممانعت محض در برابر حقوق بنيادی انسانی نظير آزادی بيان، آزادی تجمع و تشکل نارضايتی خود را از دولتی که شما از آن حمايت می کنيد به نمايش می گذارند. اين محدوديت ها مردم ايران را از برآوردن فريادشان باز می دارد. در دوران بحران عميق اقتصادی حاضر، فشار بر کارگران و تمامی مردم ايران که متحمل مشقات شديد اقتصادی می باشند بسيار طاقت فرسا شده است. کارگرانی که به عناوين گوناگون تلاش کرده اند تا صدای محروميت خود را در مورد دستمزدها، پائين بودن شرم آور دستمزدها، قراردادهای موقت، بيمه های بيکاري، امنيت اجتماعی و شرايط اسفناک کاری برآورند، هر بار با سرکوب رو در رو شده اند. بسياری از فعالين اتحاديه ها از جمله: منصور اسانلو، ابراهيم مددي، فرزاد کمانگر و شرکت کنندگان در تجمع اول ماه امسال، به سبب تلاش هايشان در زندان ها بسر می برند. کسانی که در خيابان های تهران و شهرهای ديگر دست به تظاهرات می زنند ديگر حاضر به پذيرش چنين سرکوبی نمی باشند. مردان و زنان گارگر از هر گوشه و کنار جهان و از تشکلاتشان در اتحاديه های جهاني، در حمايت از مبارزات برادران و خواهران ايرانی شان، فريادهايشان را به فرياد های آنها در حمايت از مبارزاتشان برای پايه ای ترين حقوق بشر و کارگران می افزايند. ما مصرانه شما را بر آن می داريم تا در جهت پايان بخشيدن فوری بر برخورد خشونت آميز عليه تظاهرات مسالمت آميز، اقدام های لازم و ضروری را بعمل آورده و کسانی را که مسئوليت خشونت و کشتن مردم را بر عهده دارند به پای ميز عدالت بکشانيد. آغاز دمکراسی و حقوق بشری که به صورت جهانی برسميت شناخته می شود برای مردم ايران امری مورد نياز و ضروری بوده و پيش شرطی است برای به اجرا گذاشتن راهی متصور برای همه کشورها، برای يافتن راه حل هائی برای بحرانهای سياسی و اقتصادی فعلی در ايران. اهداف اتحاديه کارگری بين المللی روشن و مشخص و به قوت خود باقی اند. ما برای: 1_ حقوق کامل دمکراتيک برای مردم ايران شامل : آزادی تشکل و تجمع 2_ توقف هر گونه سرکوب خشونت آميز 3_ آزادی تمامی فعالين اتحاديه ای 4_ به رسميت شناختن تمامی تشکلات مستقل کارگری در ايران 5_ احترام گذاشتن به حقوق حقۀ کارگران و قبول تمامی کنوانسيون های بنيادی آی.ال.او ، مشخصا در زمينه آزادی تشکل و قرارداد دسته جمعی کار 6_ توقف تمامی سرکوب های ضد اتحاديه ای و 7_ بکارگيری مجدد کارگران اخراجی که ناعادلانه از کار بيکار شده اند. وضعيت کارگران در ايران همچنان مرکز توجهی برای اتحاديه های جهانی است و ائتلاف ما ؛ " دادخواهی برای کارگران در ايران" از نزديک به ديده بانی وضعيت ايران همانگونه که آشکار می شود ادامه خواهد داد. ارادتمند شما گای رايدر آی.تی. يو. سی ( کنفدراسيون بين المللی اتحاديه های کارگری) ديويد کاک رأفت آی.تی.اف ( کنفدراسيون بين المللی کارگران حمل و نقل) فرد ون لوون ای.آی ( سازمان آموزش جهانی) ران ازولد آی.يو.اف ( اتحاديه بين المللی خدمات و صنايع غذايی)

کميته اقدام پيرامون بحران موجود در ايران
منتخب کنگره سيزدهم اتحاديه سراسری ايرانيان سوئد
24 يونی 2009
دعوت به شرکت در کاروان انسانی همبستگی با مردم ایران
از گوتنبرگ به استکهلم
ندا! تو را به جان عزیزت اینطور نگاهم نکن . نگاهت آتشم میزند . نفسم را میگیری ، خفه میشوم . نگاهم نکن . نگاهت تمام زندگی ام را به آتش میکشد عزیز . یعنی چه ؟ خدایا یعنی چه ؟ خدایا کجایی پس ؟ چرا هر وقت نیازت داریم ناپدید میشوی؟ مگر نه اینکه میگفتی رحمان و رحیمم ، مگر نمی گفتی یار مظلومان ودشمن ستمگرانم ؟ چرا وقت نیاز نابینا میشوی ؟ 30 سال کافی نبود؟ کشتار دهه شصت کافی نبود ؟ کشتار جنگ هشت ساله کافی نبود؟ کشتار 18 تیر کافی نبود ؟
این دختر معصوم هم من بودم که راضی شدی در آغوش پدرش جان بدهد ؟ پس اگر فردا وجودت را به ناسزا کشیدم گله نکن . ...
یک هفته است میخواهم بنویسم اما نمی توانم.... . برای مردمی که سینه هاشان با گلوله اسلام ولایی پاره میشود نسخه بپیچم ؟ آخر چه بنویسم ؟ چه بگویم وقتی همه چیز را نگاه معصومت میگوید؟ تنها چیزی که شاید بتوانم بنویسم شرمنده گی و رو سیاهی ام است که پیش تو برایم مانده .... مرا ببخش اگر اینجا مثل مرده ها دستم از آن خاک ولایت زده ایران کوتاه است ، مرا ببخش که می نشینم و فیلم پر پرشدنت را میبینم . تو را به عزیزت اینطور نگاهم نکن . نگاهت آتشم میزند!
هموطن آزاده!
بیائیم با کاروان انسانی اعتراض، از گوتنبرگ به استکهلم، هم سفر گردیم، تا همراه با ايرانيان ديگر شهرهای سوئد، همبستگی مان را به مردم آزادیخواه ايران نشان دهيم و با ارائه تقاضای کتبی ایرانیان آزاده ، نماینده گان انجمن ها و نهادهای فرهنگی و اجتماعی عضواتحاديه سراسری ايرانيان به وزير امورخارجه سوئد، از دولت سوئد بخواهیم که، در اعتراض به کشتار وسرکوب ، دفاع ازاعتراضات به حق مردم ايران توسط رژيم اسلامی، سفیر سوئد را از ایران فراخواند.
حرکت از يوته بوری: جمعه 26 ژوئن ، ساعت 6 صبح
محل تجمع در يوته بوری: Gustav Adolfs torg
باز گشت از استکهلم: جمعه، 26 ژوئن، ساعت 16
جهت هماهنگی با کاروان انسانی درسفرازگوتنبرگ به استکهلم با ما از طریق شماره تلفن های زیر تماس بگیرید و ثبت نام نمایید . نیما هاتفی، هماهنک کننده در استکهلم ( 0704853838 )، آراز فنی ( 0735803073 )، امير جواهری (0736778815)، داوود نوائیان (0707856649)، رضا طالبی (0705743139)، سيروس نوروز بيگی (0707342552) و فرخ قهرمانی (073506557 )
فراخوان در پشتیبانی از مبارزات اخیرمردمان سراسرایران
دردفاع ازحقوق برابر شهروندی، آزادی و دمکراسی درایران
مردم آزاده جهان
مجامع بین المللی و حقوق بشری
رونوشت :
امنیستی انترناسیونال – پارلمان سوئد- کمسیون حقوق بشر اروپا- کمیساریای حقوق بشر سازمان ملل متحد- وزارت امور خارجه سوئد- سازمانها و احزاب سوئد و مجامع حقوق بشری و بین المللی ، مطبوعات و رسانه های انترنیتی
تظاهرات میلیونی مردم در اکثرشهرهای ایران واعمال خشونت حاکمیت ضد دموکراتیک نظام جمهوری اسلامی با حمایت رهبر ارتجاعی آن ( علی خامنه ای ) در تمامی رسانه ها و مطبوعات جهان بارتاب یافته است . با فرمان امروزخامنه ای در نماز جمعه تهران که " انتخاب مجدد محمود احمدي نژاد راپيروزي بزرگ خواند و تاكيد كرد كه اعتراضهاي خياباني به نتيجه انتخابات بايد پايان بپذيرد..." و مقاومت خیابانی مردم ، گمان می رود که اوضاع خشن تراز پیش گردد.
طی روزهای اخیر با حمله به کوی دانشگاه و کشته شدن چند دانشجو و حمله به تظاهرات مسالمت آمیز خیابانی ،که به کشته شدن ٨ تن و زخمی شدن دهها تن ودستگیری هزاران نفر انجامید، ابعاد این جنایات در درون کشور واکنش سریع واعتراض جسورانه پزشکان، پرستاران و پرسنل بیمارستان ۱۰۰۰تختخوابی تهران را با خود داشت . امروز نیز اعلان استعفای دسته جمعی اساتید دانشگاه تهران در اعتراض به کشتار دانشجویان این دانشگاه ، و اعلام دست از کار کشیدن جمعی از کارگران ایران خودروهمچنین پشتیبانی کارگران فلز کار مکانیک در حمایت از جنبش مردمی ايران و در خارج از کشور اعتراضات خیابانی توام با خشم و نفرت میلیون ها ایرانی تبعیدی و رانده از وطن را با خود بهمراه داشته است که با تمام وجود به حمایت عزیزان خویش در ایران اقدام ورزیده اند.
سردمداران حکومت اسلامی ایران به تصور باطل خویش احساس می کردند که می توانند این سناریوی کودتای مسخره خود را با موفقیت به پیش برند.اما آگاهی زنان، جوانان ، دانشجویان ، دانشگاهیان ، پرستاران و پزشکان و کارگران و زحمتکشان درون ایران تا کنون آنها را دراین امر ناکام گذارده اند .شواهد نشان می دهد که این نبرد نابرابر می رود که به پیروزی صاحبان اصلی آن آب و خاک منتهی گردد.
" کمیته اقدام پیرامون بحران موجود در ایران " ،(منتخب سیزدهمین کنگره اتحادیه سراسری ایرانیان مقیم سوئد) برپایه سند اعلان موجودیت خود، برآن است که ضمن حمایت ازتمامی فعالیت هائی که درراستا ی پشتیبانی ازمبارزات مردم ایران تو سط تمامی نهاد ها و ارگان های اپوزیسیون ایرانی درکلیه کشورهای جهان برگزار می گردد، لازم می نماید باردیگر از: کمیساریای حقوق بشر سازمان ملل متحد- کمسیون حقوق بشر اروپا- امنیستی انترناسیونال - مجامع حقوق بشری و بین المللی ، خواسته شود تا با احترام به منشور حقوق بشر پاسخی مثبت به درخواست بحق میلیونها ایرانی داده و پایبندی خویش را به حقون انسانها باثبات رسانند.
ما بر آنیم : حکومت بر آمده از انتخاباتی ضد دموکراتیک و خلاف معیارهای شناخته شده جهانی در ایران را برسمیت نشناخته و نگرانی خود را به سران رژیم در برابر فرمان خامنه ای مبنی برصحت انتخابات ایران اعلان می داریم تا از حمام خود دیگری همچون ۱۸ تیر کوی دانشگاه جلوگیری شود.
ما بر آنیم : ضمن جانبداری از اعتراضات مردمان سراسر ایران که امروز به درون خیابان ها کشانده شده اند و میرود که وسیع تر نیز گردد، سران حکومت اسلامی ایران را تحت فشار قرار داده تا به سرکوب گری های عریان و غیرعریان خاتمه بخشیده و دستگیر شده گان حوادث اخیر و آزادی همه زندانیان سیاسی را تضمین نمایند.
ما بر آنیم : عاملین جنایت جمله به کوی دانشگاه که به کشته شدن تعدادی چند از جمله : خانمها مبينا احترامي و فاطمه براتي و آقايان كسري شرفي، كامبيز شعاعي و محسن ايماني و همچنین کشتارمردم بی دفاع درخیابان ها، دستگیری گسترده صورت گرفته درتهران ومراکزاستان ها وشهرستان های کشور، عاملین آنان شناسایی و به افکار عمومی معرفی ودر دادگاههای صالحه با حضور وکلای مدافع محاکمه گردند .
ما برآنیم :حق رای عمومی، خواست تمامی مردمان جامعه ایران تا به امروز در برابر بشریت مترقی بوده است .از اینرو مردم ما می بایست حق انتخاب شدن و حق انتخاب کردن را در تمامی سطوح برای خود محترم بدارند .- امری که حکومت گران ایران تا به امروز آنرا برسمیت نشناخته اند - در این میان هیچ کس و مقامی نمی تواند این حق برابر شهروندی را از مردم ما سلب نماید . مداخله مراجع بین المللی تنها برای مراعات این حق رای عمومی در ایران معنی می بابد. ما مجامع حقوق بشری جهان را برای تحقق این حق به داوری و مداخله فعال دردفاع از حقوق برابرشهروندی در ایران فرا می خوانیم.
سرانجام ما از بشریت مترقی و آزادیخواه سراسر جهان می خواهیم تا با ما همصدا شده وبه تظاهرات جهانی علیه سرکوب در ایران همراه گردند وازطریق فشار به دولتها ی خود، بخواهند تا ضمن فشاربه جمهوری اسلامی درمورد عواقب سرکوب گسترده مردم ایران هشدار دهند.
کمیته اقدام پیرامون بحران موجود درایران
منتخب کنگره سیزدهم اتحادیه سراسری ایرانیان مقیم سوئد
جمعه ۲۹ خرداد ۱٣٨٨ - ۱۹ ژوئن ۲۰۰۹
http://ettehadieh.org/HTML/farakhankommitte.htm
آدرس های تماس با ما :
FARAKHAN@ETTEHADIEH.ORG
farakhan.ettehadieh@googlemail.com
به
یاران نازنین
ما نیز در این گوشه جهان خبر اعتراض و تحصن شما را شنیدیم.
تجمع شما در شرایطی که مردمان کشور مان در تمامیت جغرافیای ایران از شمال تا جنوب و از شرق تا غرب ، به خیابان آمدند تا داد خود ستانند و به این بیدادگری های سی ساله حاکمیت خون چکان اسلامی و به شلاق کشاندن زنان - جوانان – دانشجویان – معلمان – کارگران و زحمتکشان ایران با شعار " مرگ بر دیکتاتور " ، " توپ ، تانک ، فشفشه / ایران شیلی نمیسه " ، ما همه مرد جنگیم / بجنگ تا بجنگیم " نشان از موجودیت ملتی می دهد که سر برداشته اند تا به حق تعیین سرنوشت و حاکمیت خود پاسخی شایسته دهند .
مردمان ایران همصدا شدند تا بتوانند پایه های سلطه گری این حکومت بی بنیان را سست و به شکست بکشانند . با فریاد خود وجود داغ و درفش و زندان و کشتار سی ساله این نظام و حاکمیت توحش را به گوش افکار عمومی بشریت مترقی برسانند .
تحصن آغاز شده شما در پاریس و همزمان با کشاکش های نابرابر در جای جای ایران و در اسفالت ها و سنگفرش های خیابان های ایران ، تداعی گر پیمان مشترک همه ما تبعیدیان در برابر درد مشترک مردمان ایران است . بر شما درود که این به کارزاری با شکوه دست یازیدید .
ما در این پیکار نابرابر مردمان ایران که شما در این روز های پُر آتش و خون خیابان های ایران جهت حمایت و پشتیبانی از مبارزات مردمان ایران و دفاع از موجودیت مبارزات کارگران و رهایی همه آنان از زندانهای ایران اسلامی به تحصن نشسته اید، پشتیبانی و حمایت خودرا اعلام می داریم .
خود را در این پیکار ستودنی شما در کنار تان می بینیم و تلاش می ورزیم که صدای شما و گزارش های هر روزه تان را در بیشمار سایت ها و وبلاگ ها بازتاب دهیم .
ما را از اخبار هر روزه خود مطلع سازید
با سپاس از تلاش های ستودنی شما
هیئت مسئولین کانون ؛ امیر جواهری – عسکر شیرین بلاغی – کریم خوش عقیده
جمعه 26 یونی 2009 kanounhambastegi@gmail.com
به : تحصن دو روزه مشترک فعالین چپ منفرد مدافع حقوق کارگران ایران – گوتنبرگ ، به فعالان سازمان اتحاد فدائیان کمونیست – حزب کمونیست ایران در میدان برنس پارکن – گوتنبرگ
رفقای عزیز
تحصن دوروزه شما در شرایطی بر پا می گردد که در درون ایران همچنان فعالان کارگری همچون منصور اسانلو و ابراهیم مددی و دیگر چهره های دستگیر شده فعال کارگری اول ماه مه در پارک لاله و تعداد ی از فعالان فلز کار و میکانیک در زندانند.
تحصن دو روزه شما در شرایطی بر گذار می گردد که بیدادگری سی ساله رژیم ضد کارگری و سرمایه داری ایران ، همچنان مردمان ایران را در خیابان ها به خون می کشند و ولی آنان جسورانه همچنان در خیابانند و خواهان آزادی همه زندانیان سیاسی هستند
کارگران همچنان از حق داشتن تشکل مستقل محرومند ، زنان – جوانان – دانشجویان – پرستاران – معلمان و همه روشنفکران آزادیخواه از حقوق خود محرومند و شما این مبارزه تان را با خواست ها و مطالبات یکایک جنبش های اجتماعی ایران گره میزنید .
ما در این مبارزه خود را کنار شما می بینیم و از خواسته های اعلام شده تان ، قویا دفاع و پشتیبانی می نماییم .
امروز مردمان ایران همصدا شدند تا بتوانند پایه های سلطه گری نظام سرمایه درای اسلامی ایران را سست و به شکست بکشانند . با فریاد میلیونی و توده ای و طبقاتی خویش آنرا به زیر کشند .
ما در این پیکار نابرابر مردمان ایران که شما در این روز های پُر آتش و خون خیابان های ایران جهت حمایت و پشتیبانی از مبارزات مردمان ایران و دفاع از موجودیت مبارزات کارگران و رهایی همه آنان از زندانهای ایران اسلامی به ، دست به تحصن دو روزه زده اید . خود را در کنار تان می بینیم و تلاش می ورزیم که صدای شما را در بیشمار سایت ها و وبلاگ ها بازتاب دهیم .
هیئت مسئولین کانون ؛ امیر جواهری – عسکر شیرین بلاغی – کریم خوش عقیده
شنبه 27 یونی 2009
چهار اتحادیه بزرگ بین المللی
" و۲۶ جون روز همبستگی با کارگران ایران "میلیون ها کارگربه سرکوب مردم در ایران معترضند
همزمان با روز همبستگی با کارگران ایران، رهبران چهار سندیکای بزرگ جهانی به نمایندگی از ۱۷۰ میلیون کارگر در سراسر جهان، ضمن نامه ای به علی خامنه ای به سرکوب مردم اعتراض کرده و خواهان تامین آزادی های اساسی در ایران شده اند ...
گزارش شاهدان عینی از تجمع و ناآرامی در سایر شهرها
مخالفان به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری دور دهم همچنان در شهرهای مختلف ایران تجمع می کنند و ناآرامی ها همچنان ادامه دارد.
به گفته برخی از مردم در شهرهای مختلف، قطع شبکه های ارتباطی سبب شده اطلاع رسانی در مورد وضعیت درگیری ها و خشونت هایی که با این معترضین می شود، انعکاس نداشته باشد.
اسماعیل یکی از معترضین به نتیجه انتخابات از ارومیه می گوید وعده های آقای موسوی در مورد بحث قومیت سبب شده بود که بسیاری از مردم ارومیه به او رای دهند، اما با اعلام آرا متعجب شدند، از همان روزهای نخست درگیری ها شروع شد.
او اضافه کرد: روز 25 خرداد همزمان با تهران می خواستند در ارومیه تجمع برگزار کنند و حدود سه هزار نفر درخیابان امام تجمع کرده بودند، ولی پلیس مانعشان شد. مردم توی پیاده روها بودند که پلیس های ضد شورش به شدت به مردم حمله کردند و در نتیجه این حملات به گفته مقامات غیر رسمی دو نفر کشته شدند، که من هنوز نتوانستم اطلاعات کافی از آنها پیدا کنم. اما عده زیادی زخمی شدند و شاهد بازداشت حدود 30 الی 40 نفرشان بودم.
در همین حال گزارش های تائید نشده ای از درگیری در شهر تبریز می رسد که امکان برقراری ارتباط به دلیل قطع شبکه مخابرات در این منطقه فراهم نشد، این اعتراضات در حالی گسترده تر می شود که آیت الله خامنه ای رهبر ایران در تازه ترین سخنرانی اش گفت با وجود آنكه مسئولان برگزاري انتخابات در دورههاي متعدد گذشته از سلايق مختلف بودهاند، من به آنها اعتماد كردهام، ولي اين اعتماد نبايد مانع از بررسي شبههها و اشكالات و روشن شدن حقايق شود.
شیراز از دیگر شهرهایی است که معترضین درخیابان ها و محیط های دانشگاهی دست به اعتراض زده و برخی از شاهدان عینی از درگیری و ضرب و شتم مردم توسط نیروهای لباس شخصی سخن می گویند.
سعید یکی از ساکنین شهر شیراز با اشاره به اینکه شاهد تخریب و آسیب اموال عمومی در روزهای گذشته بوده می گوید: توی خیابان ملاصدرا ماموران زیادی ایستاده اند، اما من اتفاق خاصی ندیدم. شب پیش مهمان در خانه یکی از دوستان بودم، اما او حالت تشنج و تهوع داشت و وقتی دلیلش را از مادرش پرسیدم گفت که گاز اشک آور سبب این حال شده است. امروز عصر هم خبر خاصی نبود. اما یک مسئله اینکه من با چشم خودم دیدم که همین بسیجیان موتورسوار، با موتور شیشه ها را می شکستند.یکی از معترضین به نتیجه انتخابات در مشهد که خواست نامش فاش نشود، می گوید همچنان اعتراض ها در مشهد ادامه دارد و نیروهای امنیتی در بخش های مختلف شهر حضور دارند.
او می گوید: دیروز دانشگاه ها تعطیل بود همه جا را بسته بودند درگیری ها از ساعت چهار و پنج بعداز ظهر زیاد می شود و منجر به بسته شدن خیابان ها می شود. من به چشم ندیده ام اما چند نفر بودند که می گفتند خیلی ناجور می زدند.
در برخی از شهرها مانند اصفهان نیز به گفته یکی از افرادی که نخواست نامش فاش شود، فضا به شدت امنیتی است و در مناطق مختلف نیروهای لباس شخصی و بسیجیان در تلاش برای کنترل شهر هستند و با موتور در مناطق مختلف مانور می دهند و خیابان هایی که روزهای گذشته محل تجمع معترضین بوده به شدت تحت کنترل است. ناآرامی ها در شهرهای مختلف ادامه دارد، اما رسانه های دولتی این موضوع را پوشش نمی دهند و مقامات جمهوری اسلامی ایران نیز همچنان تاکید دارند که انتخابات در سلامت کامل برگزار شده است.
ادامه بازداشت روزنامه نگاران و فعالان سیاسی
محمد قوچانی در ساعات اولیه بامداد در منزلش بازداشت شد (عکس: ابراهیم حیدری)
بازداشت فعالان سیاسی و روزنامه نگاران در ایران ادامه دارد.
محمد قوچانی، سردبیر روزنامه اعتماد ملی، ارگان حزب مهدی کروبی، بازداشت شده است.
آقای قوچانی در ساعات اولیه بامداد شنبه، ۳۰ خرداد (۲۰ ژوئن) در منزل خود و توسط چند نفر که خود را ماموران وزارت اطلاعات معرفی کردند بازداشت شد.
یکی از بستگان این روزنامه نگار در گفتگو با بخش فارسی بی بی سی گفت آقای قوچانی در روزهای گذشته تهدیدی به دستگیری دریافت نکرده بود.
اما روزنامه اعتماد ملی در روزهای پس از اعلام نتایج انتخابات در مواردی با داشتن بخش هایی سفید و خالی از عکس یا گزارش در صفحات اصلی منتشر شده بود که دلیل این امر، حذف مطالب از سوی ناظران دولتی عنوان شد.
همچنین عبدالمجید معادیخواه در گفت و گو با بی بی سی فارسی خبر بازداشت فرزندش حسن معادیخواه را تأیید کرد.
او گفت مأموران حدود ساعت ۲ بامداد جمعه ۱۹ خرداد به منزل پسرش مراجعه کرده اند و "بدون ارائه حکم" آنجا را بازرسی کرده و او را با خود برده اند.
مریم نقی، مادر مهسا امرآبادی روزنامه نگار نیز به بی بی سی گفت که روز پنجشنبه از طریق دادستانی مطمئن شده که دخترش در زندان اوین به سر می برد.
به گفته خانم نقی، خانم امرآبادی ساعت ۲ و نیم بامداد دوشنبه به همراه دو تن از مهمانانش که از شهرستان آمده بودند توسط مأموران بازداشت شده است.
خانم نقی گفت: "تمام زندگی اش را به هم ریخته اند و بخشی از وسایلش را با خود برده اند".
مصطفی تاجزاده، سعید حجاریان، عبدالله رمضان زاده، محسن صفایی فراهانی، عیسی سحرخیز، شهاب طباطبایی، محمد توسلی و عبدالفتاح سلطانی هم در روزهای اخیر بازداشت شده اند.
سایت اطلاع رسانی نوروز وابسته به جبهه مشارکت از قول محسن میردامادی می نویسد که داود سلیمانی و علی تاجر نیا از اعضای شورای مرکزی این حزب و آقایان تقی پور و نور محمدی از بخش جوانان حزب مشارکت نیز جز دستگیر شدگان هستند.
علاوه بر این به گفته آقای میردامادی، به غیر از اعضای حزب مشارکت، خانم سمیه توحید لو، جواد امام و آقای نیری دستگیر شده اند که در ستاد های انتخاباتی فعال بودند.
از سوی دیگر گفته می شود که ابراهیم یزدی، دبیرکل نهضت آزادی ایران از زندان آزاد شده و به بیمارستان انتقال یافته است.
آقای یزدی بعد از ظهر روز چهارشنبه گذشته (۲۷ ژوئن) در حالی که به دلیل عفونت شدید در بیمارستان پارس بستری بود، توسط ماموران دادگاه انقلاب ایران به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد اما با تشخیص بهداری زندان، دوباره به بیمارستان بازگردانده شد.
آقای یزدی در گفتگو با بخش فارسی بی بی سی اعتراض کرد که در طی این مدت به هیچ شکل به او اتهامی تفهیم نشده است و انتقال خود از بیمارستان به زندان را مشابه رفتار "صرب ها با اهالی بوسنی یا اسرائیلی ها با فلسطینیان" دانست.
آقای یزدی همچنین از دستگیری هفت نفر از اعضاء شده است و سرنوشت باقی افراد مشخص نیستشاخه جوانان نهضت آزادی خبر داد و گفت تا کنون تنها یک نفر از این افراد آزاد شده است و سرنوشت باقی افراد مشخص نیست


