وبلاک دفاع از مبارزات کارگران ایران

19تير :اطلاعيه مطبوعاتى گزارشگران بدون مرز: در بزرگترين زندان جهان برای روزنامه
نگاران، دستگيری روزنامه نگاران و وکلا ادامه دارد

گزارشگران بدون مرز بازداشت روزنامه نگاران و وکلای مدافع حقوق بشر را محکوم می کند. محمدعلی دادخواه وکيل مدافع بسياری از روزنامه نگاران زندانی و عضو کانون مدافعان حقوق بشر در تاريخ ١٧ تيرماه در محل کار بازداشت و به محل نامعلومی منتقل شده است. محمدرضا يزدان پناه روزنامه نگار روزنامه های هم ميهن و فرهيختگان و وبلاگ نويس وبلاگ بوی خاک در تاريخ ١٦ تيرماه در خيابان بازداشت و به محل نامعلومی منتقل شده است. گزارشگران بدون مرز در تاريخ ١٨ تيرماه مطلع شد که کاوه مظفری وب نگار مدافع حقوق زنان مجددا بازداشت شده است. همکار "تغيير برای برابری " به همراه مادر همسرش به هنگام مراجعه از بيمارستان در نزديکی محل زندگی خود از سوی ماموران لباس شخصی "شناسايی" و دستگير شده است. اين وبلاگ نويس در تاريخ ٤ تيرماه پس از ٥٤ روز زندان آزاد شده بود. از سوی ديگر روزنامه نگار زندانی مصطفی قوانلو قاجار ١٣ تيرماه با سپردن وثيقه از زندان آزاد شد. مصطفی قوانلو قاجار روزنامه‌نگار بسياری از روزنامه‌ها از جمله ماهنامه سپيده دانايی و وبلاگ‌نويس " روزنامه نگار نو" در نيمه شب اول تيرماه بازداشت بود. هم اکنون ايران با ٣٦ روزنامه نگار زندانی بزرگترين زندان روزنامه نگاران در جهان است. اسامی روزنامه نگاران و وب نگاران دستگير شده از تاريخ ٢٣ خرداد ١٣٨٨: عبدالرضا تاجيک، مهسا امرآبادي، احمد زيدآبادي، کيوان صميمی بهبهاني، بهزاد باشو، سيد خليل ميراشرفي، سميه توحيدلو ، شيوا نظر آهاري، محمد عطريانفر، سعيد حجاريان، محمد علی ابطحي، سعيد ليلاز، محمد قوچاني، ژيلا بنی يعقوب ،بهمن احمدی امويي، مجتبا تهراني، مازيار بهاري، عليرضا بهشتی پور شيرازي، اسماعيل حق پرست، مهدی زابلي، روح اله شهسوار، فريبرز سروش، عيسی سحرخيز، کامبيز نوروزي، مسعود باستاني،محمدرضا يزدان پناه، کاوه مظفری. اسامی روزنامه نگاران و وب نگاران زندانی پيش از تاريخ ٢٣ خرداد ١٣٨٨: عدنان حسن پور،محمدحسن فلاحيه‌زاده، محمد صديق کبودوند، کاوه جوانمرد، مجتبی لطفي، مسعودکرد پور، حسين درخشان، بهمن توتونچی ،سجاد خاکساری
20تير:تصوير فيش حقوقى:برخى از مزاياى مادى مزدوران بسيجى جمهورى اسلامى از يكى از موسسات
فيش حقوقی زير در وبلاگ "به سوی آزادی" منتشر شده است. اين فيش و مزايايی که برای شرکت بسيجی ها در مراسم رژيم برای آنها در نظر گرفته شده است نشان می دهد که بسيج ديگر نه يک نيروی سرکوب متکی بر آرمان و ايدئولوژی که مشتی مزدبگير خودفروخته هستند که در ازای شرکت در مراسم حکومتی و ايفای نقش سياهی لشکر تبليغات رژيم و مشارکت در سرکوب مردم حقوق و مزايا دريافت می کنند. بی ترديد شناسايی اين عناصر خودفروخته که در ازای سرکوب و ضرب و شتم مردم دستمزد می رگيرند, و افشای تصاوير, مشخصات و محل زيست و کار آنها در اينترنت در تضعيف آنها نقش بسزايی دارد

اکونوميست:دولت فروش رنگ سبزرا زير نظر گرفته/مسير سياسی دانشجويان زيرزمينی ميشود

اکونوميست: دانشجويان شورشی زير زمينی می شوند دانشگاه تهران شاهد برخورد خونين ماموران با دانشجويان بوده است هفته نامه اکونوميست چاپ لندن در شماره 11 ژوئيه مطلبی را به پيش بينی روند تحولات سياسی ايران در پی نا آرامی های اخير اختصاص داده است. اين گزارش با عنوان "دانشجويان شورشی ايران زير زمينی می شوند" چاپ شده و در آن آمده است که اگرچه در ظاهر امر، وضعيت در ايران به شرايط عادی باز می گردد، اما ممکن است اوضاع در زير زمين متفاوت باشد. اين نشريه می نويسد که با وجود تجديد سرکوب دانشجويان توسط نيروهای امنيتي، آنان در جستجوی راه های هوشمندانه ای برای ادامه تلاش در راه دسترسی به دموکراسی هستند اما چنين اقدامی مستلزم مبارزه ای سخت است زيرا دولت تقريبا تمامی روزنامه نگاران خارجي، به استثنای معدود خبرنگاران آژانس های خبري، را از ايران اخراج کرده، وبسايت هايی مانند بی بی سی و فيس بوک را مسدود کرده و سيستم مبادله پيامک گاه در دسترس است و گاه نيست با اين هدف که مجاری ارتباطی قطع شود. اکونوميست می افزايد که دولت گاه به گاه تعطيل عمومی اعلام می کند و به مردم می گويند تا به دليل خطرات ناشی از آلودگی هوا، به خيابان ها نيايند، لباس شخصی های دولتی رهگذران، به خصوص جوانان را در چهار راه ها متوقف و آنان را تفتيش و برگه هويتشان را بازبينی می کنند، ارتباط بين تهران و ساير شهرهای اين کشور با اختلال مواجه است و گفته می شود دهها تن از دانشجويان در شهر اصفهان بازداشت شده اند. در ادامه اين مطلب آمده که دولت، دانشگاه تهران را، که محل آغاز انقلاب سال 1979 (1357) بود، بسته و ماه گذشته اين محل شاهد برخورد خونين پليس با دانشجويان بود و در حال حاضر هم، ماموران امنيتی با چهره هايی مانند سنگ در برابر در ورودی دانشگاه قراول می دهند و به درهای ديگر دانشگاه هم قفل زده اند و تنها به معدود معلمان و استادان مورد علاقه مقامات اجازه ورود و خروج داده می شود. اکونوميست می نويسد که امتحانات نهايی دانشگاه تهران تا پائيز به تعويق افتاده و ديوار نوشته های حمايت از مير حسين موسوي، نامزد معترض انتخابات، از ديوار ها پاک شده و جای آن را يک نقاشی سفارشی دولت شامل تصوير مجسمه آزادی گرفته که به سوی زنان و کودکان بی پناه سنگ پرتاب می کند، و البته درهای ساير مراکز علمی تهران، مانند دانشگاه امير کبير و شريف هم قفل شده است. دانشجويان در مسير جنبش زير زمينی اين هفته نامه می افزايد که بسياری از دانشجويان معتقدند که همه چيز از دست رفته و به نقل از يک دانشجوی دانشگاه شهيد بهشتی می نويسد "اول کار، عصبانی بودم، بعد سرخورده شدم و حالا فقط احساس تهی بودن می کنم" و يکی از فارغ التحصيلان تازه دانشگاه شريف هم گفته است که او و همکلاسی هايش اميدشان را از دست داده اند. به نوشته اکونوميست، بدتر از همه اينکه نوعی رعب روانی است که فضا را پر کرده و از آنجا که شمار قابل توجهی از دانشجويان به عنوان پاداش خدمت در بسيج به دانشگاه راه يافته اند، محيط دانشگاهی پر از خبرچين های رژيم است و به همين دليل، دانشجويان از گفتگو با خارجيان هراس دارند و بعضی حتی از نگاه کردن به آنان هم بيم دارند. در ادامه اين گزارش آمده است که دولت هم با تهديد به توسل به استفاده از تهاجم مرگبار در مقياس گسترده، بر اعصاب جوانان اثر گذاشته و مقامات هم اذعان کرده اند که تا کنون ده تا بيست نفر را کشته اند و به گفته مبارزان حقوق بشر، در سراسر ايران، بيش از دو هزار نفر، از جمله صدها تن از افراد سرشناس نزديک به ميرحسين موسوي، محمد خاتمی و اکبر رفسنجاني، که در برابر محمود احمدی نژاد و مرشد او، آيت الله علی خامنه اي، مقاومت می کنند، به زندان انداخته اند. اکونوميست می نويسد که در اين شرايط، حرکت سياسی دانشجويان به تدريج زيرزمينی می شود و گروهی از معترضان که در صدد هستند اين مشعل را همچنان فروزان نگاه دارند، يادآور می شوند که انقلابيون سال 1979 هم تا زمان سقوط شاه، کمابيش به مدت يک سال به مقابله با نيروهای دولتی و درگيری های پراکنده ادامه دادند. اين هفته نامه گزارش می کند که اين روزها، معترضان روی اسکناس ها شعارهای ضد حکومتی می نويسند و شبها، رنگ سبز بر سطح خيابان می پاشند و از آنجا که ماموران دولتی فروش اين رنگ را زير نظر دارند، معترضان با مخلوط کردن رنگ های آبی و زرد، رنگ سبز می سازند. اکونوميست می نويسد که اينگونه فعاليت ها تا کنون ضربه قابل توجهی وارد نساخته و به ظاهر، زندگی روزمره در تهران به حالت عادی باز می گردد اما در زير اين سطح ظاهري، بازی موش و گربه جريان دارد، دولت همچنان نسبت به از سر گيری تظاهرات بيمناک است و فرا رسيدن چهلمين روز قتل ندا آقا سلطان، نماد مبارزات اخير، می تواند بهانه خوبی برای چنين تظاهراتی باشد. اين هفته نامه می افزايد که در تهران هنوز هم ايميل هايی حاوی دعوت به تظاهرات رد و بدل می شود و اگرچه اعتراضات خيابانی کاهش يافته، اما تمام نشده و جو ايران، برای دانشجويان و ساير شهروندان، جو "صبر و انتظار" است

و بار ديگر فرياد رسای "مرگ بر ديکتاتور" در سالگرد 18 تير

تجمعات اعتراضی گسترده 18 تير و تکرار شعارهايی که از زمان کودتای انتخاباتی از سوی مردم به تدريج در اجتماعات فرياد شد نشان داد که جنبش اعتراضی مردم پرتوان تر از آن است که با سرکوب وحشيانه رژيم پايان يابد و اين جنبش خود را برای نبردی طولانی با ديکتاتوری آماده کرده است....
روشنگری: به دنبال دو هفته سکوت نسبی که طی آن تنها فريادهای شبانه مرگ بر ديکتاتور بر پشت بام ها و تجمعات خانواده های دستگيرشدگان در برابر زندان ها و ادامه اعتراضات ايرانيان در خارج از کشور جريان داشت در سالروز حماسه 18 تير, مردم در تهران بار ديگر به خيابان ها آمدند و عزم و اراده خود را در طرد رژيم کودتا و نفی ديکتاتوری به نمايش گذاشتند. اهميت اعتراضات 18 تير در آن است که اين حرکت گسترده اعتراضی به دنبال سرکوب شديد و وحشيانه اعتراضات مردمی برگزار شده است و درست در حالی که در آستانه 18 تير تهران دوباره به تصرف انواع نيروهای سرکوبگر درآمد و اين نيروها در مناطق حساس مستقر شدند تا جلوی هر گونه تجمعی را بگيرند. اين اعتراضات همچنين در حالی در سالگرد 18 تير از سر گرفته شد که مسوولان امنيتی و انتظامی با تهديدهای صريح و آشکار جوانان و مردم همه تلاش خود را برای ارعاب مردم و جلوگيری از شکل گيری حرکت های اعتراضی صورت دادند. تجمعات اعتراضی گسترده 18 تير و تکرار شعارهايی که از زمان کودتای انتخاباتی از سوی مردم به تدريج در اجتماعات فرياد شد نشان داد که جنبش اعتراضی مردم پرتوان تر از آن است که با سرکوب وحشيانه رژيم پايان يابد و خود را برای نبردی طولانی با ديکتاتوری آماده کرده است و با هوشياری و خلاقيت از فرصت های اعتراض برای کنار زدن دولت نامشروع کودتايی و عقب نشاندن ديکتاتوری بهره می گيرد. گزارشاتی که از بعد از ظهر روز پنجشنبه 18 تير به تدريج انتشار يافت, حاکی از آن است که حرکت های اعتراضی مردم در نقاط مختلف تهران صورت گرفته است. اگر چه بنا بر همين گزارش ها حضور جوانان در ميدان انقلاب, خيابانهای 16 آذر و کارگر و اطراف آن وسيع تر و چشمگير تر بوده و گزارش هايی از درگيری با بسيجی ها و نيروهای لباس شخصی گزارش شده است. نيروهای سرکوب رژيم با باتوم و گاز اشک آور و گاز اسپری به جوانان و زنان حمله ور شدند. شعارهای اعتراضات امروز: "مرگ بر ديکتاتور", نترسيد نترسيد, ما همه با هم هستيم", "مجتبی بميری رهبری را نبينی", "مرگ بر خامنه ای", "يا حسين, مير حسين", "ای دولت کودتا استعفا, استعفا" و همچنين تکرار بازتنظيم شده شعار معروف مرگ بر شاه در دوره انقلاب بهمن با مطلع "محمود خائن" به جای "ای شاه خائن..", ايرانی می ميرد, ذلت نمی پذيرد" ای ملت آزاده! حمايت! حمايت" بوده است. در يکی گزارش های دريافتی روشنگری آمده است:"هم اينک فريادهای الله و اکبر در تمام پشت بام های تهران شنيده می شود و حتا افرادی که در تظاهرات امروز مورد ضرب و جرح قرار گرفته اند پر توان تر از هميشه فرياد می زدند. يک شعار جالب توجه از امشب روی بام ها شنيده می شد که مستقيماً رهبر کودتا را هدف قرار می داد. آن شعار اين بود: مجتبي، بميري، رهبری را نبيني؛ گفتنی است مردم در تقاطع خيابان ولی عصر (مصدق) با انقلاب حضور چشمگير داشتند و همچنين نيروهای نظامی حکومت نيز که اين مساله منجر به درگيری و مجروح شدن تنی چند از مردم کشورمان شد. رانندگان اتوبوس های شرکت واحد که معترضين را منتقل می کردند، در سر چهارراه ها معترضين را پياده نمی کردند تا دستگير و مورد هجوم قرار گيرند، بلکه با اقدامی ستودنی آنان را در محل های امنی که دورتر از محل درگيری ها بود پياده می کردند و در محل درگيری ها در اتوبوس ها را باز نمی کردند تا نيروهای امنيتی نتوانند به مردم آسيب برسانند." بر اساس يک خبر ديگر:" نيروهای لباس شخصی مجهز به سلاح های سرد و گرم با همراهی موتورسواران سازماندهی شده به برخی از خوابگاه های دانشگاه اميرکبير حمله کردند." براساس اين خبر " لباس شخصی ها در حمله به خوابگاه گلشن در خيابان به آفرين، با ورود به خوابگاه، تعدادی از دانشجويان و نگهبانان خوابگاه را مورد ضرب و شتم قرار دادند." گزارش های تاييد نشده ای نيز حاکی از تيراندازی به سوی مردم در ميدان آزادی و مورد اصابت گلوله قرار گرفتن حداقل 3 نفر بود. منابع مختلف خبری از وسيع بودن دامنه دستگيری ها ياد کرده اند, اما شمار دقيق دستگيرشدگان و مجروحان هنوز معلوم
نيست

  1. کارشناسان سازمان ملل به دنبال مجوز ورود به ایران

    بسیاری از گروه های حقوق بشر ایران را به خاطر رفتار خشن با معترضان محکوم کرده اند
    کارشناسان حقوق بشر سازمان ملل متحد روز چهارشنبه خواستار دریافت مجوز برای بازدید از ایران جهت بررسی اوضاع پس از ناآرامی های اخیر شده اند.
    به گزارش خبرگزاری رویتر شش محقق مستقل سازمان ملل گفتند که نگران این مساله هستند که مخالفان سیاسی محمود احمدی نژاد همچنان هدف گرفته شده و از سوی شبه نظامیان بسیجی تهدید می شوند.
    به گفته گزارشگران ویژه سازمان ملل از زمان انتخابات ریاست جمهوری 22 خرداد دانشجویان، روحانیون و سایرین که علیه آزار دستگاه های امنیتی سخن می گویند هدف ضرب و جرح قرار گرفته، بازداشت شده و از سخن گفتن منع شده اند.
    این شش محقق سازمان ملل شامل مانوئلا کارمنا کاسترلیو از اسپانیا، فیلیپ الستون از استرالیا، فرانک لا رو از گواتمالا، مانفرد نوواک از اتریش، مارگارت سکاگیا از اوگاندا و سانتیاگو کورچوئرا از مکزیک بیانیه مشترکی صادر کردند.
    در این بیانیه آمده است: "مبانی قانونی به کار گرفته شده برای بازداشت خبرنگاران، مدافعان حقوق بشر، حامیان اپوزیسیون و ده ها تظاهرکننده همچنان نامشخص است."
    در ادامه بیانیه که توسط سازمان ملل در ژنو منتشر شد آمده است: "آزادی بیان و تجمع مسالمت آمیز همچنان (در ایران) تضعیف می شود و وضعیت مدافعان حقوق بشر بیش از پیش لغزنده است. تحقیقات مستقل درباره اقدامات نیروهای امنیتی هنوز انجام نشده است."
    این کارشناسان سازمان ملل در زمینه هایی چون شکنجه، اعدام و بازداشت که به شورای حقوق بشر سازمان ملل گزارش می دهند دولت ایران را ترغیب کردند "تعهدات خود تحت قوانین بین المللی برای حفاظت از حقوق بشر در این کشور را محترم بشمارد."
    این گروه از ایران خواستند که درخواست های دارندگان مجوز سازمان ملل برای ورود به ایران جهت انجام تحقیقات مستقل بین المللی در باره وضعیت جاری را بپذیرد.
    ده تن از برندگان جایزه صلح نوبل این هفته با انتشار بیانیه ای از دبیرکل سازمان ملل متحد خواسته بودند هر چه سریع تر نماینده ای را برای بررسی وضع حقوق بشر در ایران به این کشور بفرستد.
    پیش از آن نیز گروه های حقوق بشر، دبیر کل سازمان ملل را ترغیب کرده بودند که برای بررسی اوضاع به خصوص درباره وضعیت زندانیان سیاسی به ایران برود یا نماینده ای به آن کشور اعزام کند.
    سازمان دیده بان حقوق بشر روز چهارشنبه از ادامه بازداشت و نحوه برخورد با بعضی از رهبران اصلاح طلبان و معترضان به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری ایران به شدت انتقاد کرد.
    این گروه در بیانیه ای مقام های امنیتی ایران را به بازجویی های خشن و طولانی، ضرب و شتم، محرومیت از خواب و تهدید به شکنجه برای گرفتن اعترافات دروغین از بازداشت شدگان متهم کرد.
    محمد رضا تابش، دبیرکل فراکسیون اقلیت مجلس ایران به نقل از دادستان کل کشور گفته است که در جریان حوادث پس از انتخابات این کشور حدود ۲۵۰۰ نفر دستگیر شده اند که حدود ۲۰۰۰ نفر از آنها تاکنون آزاد شده اند و حدود ۵۰۰ نفر در بازداشت باقی مانده اند.
    تعدادی از روزنامه نگاران و چهره های برجسته اصلاح طلبان مانند سعید حجاریان از مشاوران پیشین محمد خاتمی، محمد علی ابطحی، معاون پارلمانی رئیس جمهوری سابق ایران، بهزاد نبودی از وزیران دولت های رجایی و موسوی و محسن میردامادی دبیرکل جبهه مشارکت در میان بازداشت شدگان هستند
    .

کانادا کاردار ایران را فراخواند

مازیار بهاری در اواخر خرداد ماه بازداشت شد
دولت کانادا از احضار کاردار ایران در شهر اوتاوا و اعتراض این کشور به بازداشت مازیار بهاری، فیلمساز و روزنامه نگار ایرانی-کانادایی خبر داد.
آقای بهاری که به عنوان خبرنگار هفته نامه آمریکایی نیوزویک در ایران فعالیت می کرد، در اواخر خرداد ماه (نیمه دوم ژوئن) و در پی شدت گرفتن اعتراض ها در ایران به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری بازداشت شد و لارنس کنون، وزیر خارجه کانادا در بیانیه ای علاوه بر اعلام خبر احضار کاردار ایران، از ادامه بازداشت این خبرنگار ابراز نگرانی نمود.
وزیر خارجه کانادا در بیانیه خود اعلام کرد بهرام قاسمی، کاردار ایران در پایتخت کانادا به وزارت خارجه را فراخوانده و "درخواست کانادا برای فراهم کردن فوری امکان دسترسی مقام های کنسولی کانادا در ایران به او، بهره مند شدن این خبرنگار از کلیه حقوق و حمایت های قانونی، و اعلام صریح اتهام هایی مطرح شده علیه او را دوباره مطرح کرد."
وزیر خارجه کانادا همچنین در بیانیه خود بار دیگر از "بی اعتنایی مصرانه ایران به موارد بنیادین حقوق بشر از جمله آزادی بیان که بی توجهی به آن تعمدا ادامه دارد" ابراز نگرانی کرد.
اطلاعیه وزارت خارجه کانادا در شرایطی منتشر شده که سایت این وزارتخانه با تاکید بر این مسئله که ایران تابعیت کانادایی شهروندان خود که از تابعیت دوگانه برخوردارند را به رسمیت نمی شناسد، شهروندان کانادایی را از "کلیه سفرهای غیرضروری به ایران" بر حذر داشته است.
با این حال وزیر خارجه کانادا در بیانیه خود تاکید کرده که کانادا به تلاش‌های خود جهت تحت فشار گذاشتن ایران برای انجام اقدامی که به حل مسئله آقای بهاری منجر شود، ادامه خواهد داد.
بیانیه وزارت خارجه کانادا در شرایطی منتشر شده که برخی سیاستمداران خارج از دولت این کشور هم، مقام های دولتی کانادا را برای انجام اقدامی جهت آزادی آقای بهاری تحت فشار گذاشته اند.
از جمله جک لیتون، رهبر حزب دموکراتیک نوین (NDP) کانادا با انتشار بیانیه ای در روز پنجشنبه دهم ژوئیه، حادثه قتل زهرا کاظمی، دیگر خبرنگار ایرانی-کانادایی (در سال 2003) را یاد آور شد و نوشت: "دولت کانادا تا زمانی که از آزادی و امنیت آقای بهاری مطمئن نشده نباید دست از تلاش بکشد."
خانم کاظمی که در هنگام مرگ 54 سال سن داشت، به دلیل عکس برداری در اطراف زندان اوین بازداشت شد، و در هنگام بازداشت در زندان اوین به قتل رسید.
قتل این خبرنگار باعث ایجاد تنشی طولانی مدت در روابط ایران و
کانادا شد.

19تير :گزارش مفصل اتفاقات روی داده 18 تير88+فيلم چرخاندن زنجير و کابل و چماق
توسط بسيجی ها بالای سرشان در حمله به مردم

http://entekhabatj88.blogspot.com/2009/07/18-88.html من زودتر و با ماشين رفته بودم و فرصت شد که خيابانها و کوچه ها و اتفاقات بيشتری را ببينم. تا ساعت چهار که من انقلاب بودم, پياده روها کمی شلوغتر از روزهای عادی بود. هوا به شدت گرم بود و با چند نفر که صحبت کردم, همه تا آن لحظه دلهره داشتند که نکند مردم امروز نيايند و نکند مردم دلسرد شده باشند. آنهايی که زودتر آمده بودند پياده روهای منتهی به ميدان انقلاب را ميرفتند و ميآمدند. فرصت شد که دوباره از انقلاب تا آزادی بروم و برگردم. برعکس هفته های پيش که سربازهای وظيفه ضد شورش قدم به قدم تمامی چهاررراه ها و پياده رو ها و نيروهای سپاه خيابانهای فرعی موازی خيابان انقلاب را گرفته بودند, تا اواسط خيابان آزادی به سمت انقلاب فقط, ماشينها و افسرهای راهنمايی رانندگی در حجم زياد, کنار خيابانها ايستاده بوند و بعضا باتوم به دست داشتند. تا اواسط خيابان انقلاب, از طرف غرب به شرق, تعداد انگشت شماری نيروی انتظامی ايستاده بود. اما هرچه به انقلاب نزديک تر ميشدم, گروهبانها, استوارها, افسرها و حتی سرهنگهای نيروی انتظامی با لباس فرم سبز چهارراه به چهارراه ايستاده بودند. ستوان دوهای وظيفه هم بين آنها ديده ميشدند. به نظر آدم ميآمد چون از سربازهای رده پايين و سرباز صفرها استفاده نکرده اند, احتمال خشونت به آن صورت نيست. بستنی خوردن بعضی افراد نظامی و سيگار کشيدن ستوان دوهای وظيفه به صورت پنهانی و نشتن انها روی پله ها و صحبت کردنشان با مردم, اين فکر را بيشتر تقويت ميکرد. ساعت چهار و نيم دوباره انقلاب بودم. از لباس شخصی ها خبری نبود. خيلی کم بودند. مثل تجمع های روزهای پيش تا آن ساعت, به آن صورت حکومت نظامی نبود. دور ميدان انقلاب ساعت چهار حداکثرنيروی نظامی حدود 50 نفر بودند و علاوه بر آن دو گروه موتورسوار با لباس سبز که اکثرا گروهبان و استوار بودند ديده ميشدند که به تجهيزات مسلح بودند و به نظر خطرناک تر از بقيه می آمدند. من از طرف ميدان انقلاب به طرف چهارراه وليعصر رفتم و بعد از دانشگاه به سمت چپ پيچيدم. چندين بار کوچه های منتهی به انقلاب را رفتم و برگشتم و اعم مشاهدات من اينها بود. از ساعت پنج به بعد پياده روها به شدت شلوغ شد. گروهی سرباز صفر و ستوان دو وظيفه و چند نفر درجه دار با باتوم و سپر پياده رو جلوی دانشگاه تهران را بسته بودند و نميگذاشتند مردم به دانشگاه نزديک شوند و آنها را به سمت کوچه ها هدايت ميکردند. چند نفر با دوربين های حرفه ای فيلمبرداری, از جهات مختلف داشتند از مردم فيلم ميگرفتند که من توانستم چند عکس از آنها بگيرم که در پست بعدی ميتوانيد ببينيد. توی پياده روی طرف مقابل دانشگاه تهران, مرد عکاسی که ماسک زده بود و چند باديگارد نظامی و لباس شخصی داشت, دوربينش را بالا گرفته بود و به صورت خيلی علنی بدون مکث و پشت سر هم داشت از چهره و صورت مردم به منظور شناسايی عکس ميگرفت. مردم او را هو کردند و بلافاصله با باتوم افسرها و درجه دارهای نيروی انتظامی روبرو شدند. اما آن مرد دست برنميداشت. نميتوانستم ريسک کنم و جلوی دانشگاه زياد عکس بگيرم. فقط توانستم يکبار و يک عکس بگيرم که همان لحظه کسی از جلوش رد شد و عکسم را خراب کرد. (در پست بعدی عکس را ببينيد) در آن زمان مردم جمعيتشان زياد شده بود و بعد ی دفعه لباس شخصی ها و گارد ويژه از اماکن مختلف بيرون آمدند. چند دختر و چند زن را کتک زدند. اين اتفاقات کنار دانشگاه تهران افتاد. زن مسنی وسط پياده رو با جيغ و گريه داشت آنها را لعنت ميکرد که من نتوانستم بمانم. يک دختر را آنجا بازداشت کردند. مردم دور دختری که چادر به سر داشت جمع شده بودند. دختر داشت به شدت گريه ميکرد و برای مردم چيزی را توضيح ميداد. توی اين لحظه افسرهای کادر و چند سروان و يکی دو تا سرهنگ باتوم به دست به سمت مردمی که جمعيتشان زياد شده بود و توی پياده رو ايستاده بودند و حرکت نميکردند حمله کردند و شروع به کتک زدنشان کردند. (من تا آن لحظه اصلا نميتوانستم باور کنم که افسرهای نيروی انتظامی, سروان ها و از همه بدتر سرهنگهای نيروی انتظامی با باتوم به جان مردم بيفتد. اما اين اتفاق افتاد. و مردم به شدت تن و جسمشان زير انواع و اقسام باتوم به درد آمد. آنها نميگذاشتند مردم توی پياده رو بايستند. به محض اينکه می ايستادند باتوم ميخوردند و پراکنده ميشدند. مردم کم کم به سمت خيابانهای فرعی و به سمت ميدان فلسطين و ميدان وليعصر و کوچه های اطراف آنها رفتند. لباس شخصی ها و گارد ضد شورش که اکثرا سرباز صفرهای وظيفه بودند کم کم از پناهگاه های خودشان بيرون آمدند و به طرف مردمی که جمعيتشان بيشتر بود حمله کردند و آنها را پراکنده کردند. ساعت پنج و نيم به بعد بر خلاف ساعتهای اوليه تجمع] تعداد نيورهای لباس شخصی و بسيج لحظه به لحظه بيشتر و بيشتر شد و برخورد با مردم شروع شد. چيزی که توجهم را به خودش جلب کرد اين بود که در فاصله ساعت چهار تا پنج, نيروی انتظامی توی خيابان اصلی به آن صورت حضور نداشت(در مقايسه با هفته پيش, ولی باز تعدادشان زياد بود, اما همه درجه دار و ستوان و سرهنگ کادر بودند) و انگار سعی داشت که محيط را نظامی و پادگانی جلوه نداده باشد. اما توی خيابانهای فرعی و کوچه ها ون ها و مينی بوس ها و ماشينهای پليس بی شماری پارک کرده بودند و نيروهايشان کنار ماشينها ايستاده بودند. تعدا ماشينها و مخصوصا ون ها خيلی زياد بود.. بعد از اينکه جمعيت مردم زياد شد, تمام آن نيروها و نيروهای بسيج و نيروهای ديگر به سمتشان هجوم ميبردند و مردم را باتوم ميزدند و به هيچ عنوان نميگذاشتند که هسته راهپيمايی و تجمع شکل بگيرد. (آنها عرب نبودند, لبنانی نبودند, همه شان ايرانی بودند. بهتر است يکبار برای هميشه اين را باور کنيم که بله تمام آن نيروهايی بی شماری که امروز مردم را مورد ضرب و شتم قرار ميدادند کاملا ايرانی بودند و قريب به اتفاقشان پرسنل کادر نيروی انتظامی) از همه ترسناکتر نيروهای موتور سوار بودند که به ماسک و سپر و تفنگ های مخصوص گاز اشک آور و بعضا به کلت مسلح بودند و در حال گشت زنی توی خيابانها بودند. تا جايی که جمعيت زياد نشد از موتورسوارهای لباس شخصی و گارد ضد شورش در آن تعداد زياد خبری نبود. بعد از دور شدن از ميدان انقلاب و خيابان اصلی, مردم توی کوچه ها و خيابانهای فرعی نزديک فلسطين و وليعصر گروههای چند هزار نفری تشکيل ميدادند و شروع به سر دادن شعار ميکردند. جمعيت خيلی زياد بود اما تجمع ها چند کوچه چند کوچه از هم فاصله داشتند. بيشتر از همه شعارشان "مرگ بر ديکتاتور" و "يا حسين ميرحسن" و "الله اکبر" بود. چند دقيقه بعد از شکل گرفتن جمعيت ها موتور سوارهای نيروی انتظامی و بسيج و لباس شخصی پيدايشان ميشد و با زدن گاز اشک آور و شليک هوايی و با باتوم مردم را متفرق ميکردند. يعنی طول عمر هر تجمع از پنج دقيقه تا ده دقيقه بود. تجمع های کوچک خيلی زيادی توی خيابانهای فرعی شکل گرفته بود که از هم فاصله داشتند. موتور سوارها با بيسيم خبردار ميشدند و به سمت آنها ميرفتند. اما به شدت گيج شده بودند. در يک مورد حدود سی موتور سوار که به نزديک جمعتی حدودا پانصد رسيده بودند, از خير پراکنده کردن آنها گذشتند و به سمت تجمعی که تعداد مردم بيشتر بود رفتند. اشک آور خوردن و باتوم خوردن برای مردم کاملا عادی شده بود. پراکنده ميشدند و اما از جای ديگر سر در ميآورند. طوری که نيروهای موتور سوار انتظامی و بسيج, مدام در حال رفت و آمد به سمت اين تجمع و آن تجمع بودند. به يک تجمع اشک آور ميزدند و آنها را متفرق ميکردند و بلافاصله بعد از خبر دار شدن به وسيله بيسيم, به سمت محل و تجمع ديگری ميرفتند. مردم توی بيشتر کوچه ها سطلها بزرگ آشغال را وسط خيابان خالی کرده بودند و آتش روشن کرده بودند. تقريبا توی تمام خيابانها در چند نقطه مختلف, برای مقابله با اشک آور آتش درست شده بود و حتی چند دسته از افسرهای نيروی انتظامی که ماسک نداشتند مجبور شده بودند آتش بزرگی روشن کنند و دور ان بايستند. تا تاريک شدن هوا اوضاع به همين منوال بود و تجمع ها متفرق ميشدند اما از جای ديگر سر در ميآورند. چندين بار نزديک ميدان وليعصر صدای تير شنيدم. اما نديدم که اين تيرها هوايی و يا به سمت مردم شليک شده بود. مشاهدات ديگر : - کمی مانده بود هوا تاريک شود نيروهای سپاه را با لباسهای خاکی دور و بر پارک لاله ديدم آنها خيلی دير و به خاطر کمک به نيروهای ديگر وارد عمل شده بودند. چون حمعيت مردم واقعا زياد بود. - مردم و به خصوص زن ها و دخترها کاملا ترسشان ريخته بود, از بين نيروهای نظامی رد ميشدند و پنجاه يا صد قدم بالاتر, بنا ميکردند به شعار دادن. حتی توی جمع های بيست نفری. هر کس که انها را ميديد واقعا به شجاعتشان آفرين ميگفت و ماشينها برايشام بوق ميزدند و مردم ديگر دستها و انگشتهايشان را به علامت پيروزی بالا ميبردند. انگار برای انها نيروهای نظامی اصلا آنها وجود نداشتند. اشک آور و باتوم را ميخوردند. کمی کنار آتش می ايستادند و دوباره جمعی تشکيل ميدادند و يا به تجمعی می پيوستند. هيچگونه ترسی نداشتند و حتی يکيشان ميگفت از بس گاز اشک آور خورده, ديگر اشک آور هيچ تاثيری روی او ندارد. زن ها از هر قشر و هر نوع پوششی ديده ميشدند. چه زنهای محجبه و چه زنهايی که کمتر محجبه بودند. و از هر سن و سالی هم بينشان ميشد کسی را ديد. - زنهای ميانسال و مسن خيلی زيادی توی تجمع ها ديده ميشدند که خوشبختانه يکی از آنها که از طرف شرق تهران آمده بود همراه من شد و من به کمک او توانستم فيلمهای خيلی زيادی بگيرم.(اما متاسفانه حجمشان خيلی بالاست و من آن مهمترهاش را اگر سرعت اينترنتم بگذارد دارم همين حالا آپلود ميکنم). در کل ميتوانم با جرئت بگويم که تعداد دخترها و زنها از مردها بيشتر بود. - تمام ماشينها صدای بوقشان بلند بود و گوش آدم از آن همه صدای بوق درد ميگرفت. - بيشتر خانه ها و آپارتمان ها درهای خانه هاشان را باز گذاشته بودند تا به مردم پناه بدهند. - يک مورد که متاسفانه نتوانستم از آن فيلم بگيرم حمله چند افسر نيروی انتظامی به تاکسی سبزی بود که داشت بوق ميزد. آنقدر با باتوم به سقف و کاپوت ماشين زدند که ماشين را قراضه کردند و بعد ماشين را به کنار خيابان هدايت کردند و بعد از کتک زدن رانند ه پير و مسنش که تمام مو و ريش و سبيلش سفيد بود, دو افسر عقب ماشينش نشستند و او را با خودشان بردند. - مورد وحشيانه ديگری که از ترس و به خاطر حضور خيلی زياد لباس شخصی ها و افراد زيادی که بی سيم و باتوم دستشان داشتند, از آن نتوانستم فيلم بگيرم, چند ستوان دو کادر نيروی انتظامی بودند که وحشيانه مرد پنجاه شصت ساله ای را دوره کرده بودند و به او باتوم ميزدند. - چند لباس شخصی پلاک چند ماشين را که در حال بوق زدن بودند, کندند و با خودشان بردند. با اينحال راننده ها به محض دور شدن آنها دستشان را روی بوق ميگذاشتند و بوق يکسره ميزدند. - در مسير برگشتنم, در فاصله دوری از ميدان انقلاب و ولی عصر, در حين تاريک شدن هوا, چند تجمع صد و دويست نفره گوشه و کنار پياده رو ها ديدم که در حال گفتن "الله اکبر" بودند و تمام ماشينها بدون استثنا برايشان بوق ميزدند و همه انگشتهايشان را شکل حرف v و پيروزی بالا گرفته بودند. - با وجود اينکه حجم ضرب و شتم ها و کتک زدن مردم و اشک آورها واقعا زياد بود, و همه جا را اشک آور زده بودند, منحتی يک مورد خشونت از طرف مردم, حتی پرت کردن سنگ به طرف نيروهای انتظامی, در آن چهار ساعتی که تمام آن محدوده را دور زدم نديدم. ممکن است جای ديگری اين اتفاق افتاده باشد. - نکته جالب و خوب اين بود که مردم ديگر برايشان اهميتی نداشت که تجمعشان حتما روبروی دانشگاه تهران و يا کوی دانشگاه و يا ميدان انقلاب باشد. هر جا که جمعيت کمی زياد بود به خيابان می آمدند و شروع به شعار دادند ميکردند و ماشينها هم بلافاصله دستشان را ميگذاشتند روی بوق. - جمعيتی که آمده بود خيلی زياد بود. اما توی کوچه ها و پياده رو ها و خيابانهای فرعی پخش بود. جمعيت واقعا زياد بود. بعد از ساعت پنج و مخصوصا ساعت شش به بعد تمام پياده روها و تمام خيابانهای فرعی مملو از جمعيت بود. - حجم دستگيريها خيلی زياد بود. از دختر ها و پسرهای جوان و مردمی که شعار ميدادند گرفته تا راننده هايی که بوق ميزدند و مردمی که توی اتوبوسها شعار ميدادند و برای جمعيت توی پياده رو انگشتهايشان را به علامت پيروزی نشان ميدادند. يک مورد پسر جوانی را ديدم که دستهايش را از پشت بسته بودند و سوار موتور کرده بودند و چند موتور ديگر دور و برش داشتند همراهی اش ميکردند. - مردم واقعا با هم مهربان بودند. نميتوانم طوری که بود, با کلمه هايی که در اختيار دارم اين مهربانی و هم دلی و يک صدايی را بيان کنم. پر از اعتماد به نفس و پر از مهربانی و پر از همدلی. به محض اينکه يکی دستيگر ميشد و يا کتک ميخورد مردم نيروهای نظامی را هو ميکردند و در چند مورد توانستند دستگير شده ها را نجات دهند. - نيروی انتظامی انگار در ابتدا سعی داشت که حضور آن چنانی را در معرض ديد نگذاشته باشد, اما با زياد شدن مردم, تمام نيروهای ديگرشان, اعم از بسيجی و لباس شخصی و گارد ويژه و نيروهايی که توی کوچه ها و توی ماشينها بودند بيرون آمدند و شروع بع باتوم زدن به مردم کردند. - حدود ساعت هفت نيروهای سپاه به نيروهای موجود اضافه شدند. چند نفر از گروهی پنجاه شصت نفری از آنها, کنار پارک لاله در حال خوردن بستنی و سانديس بودند, که در واکنش به اين کار آنها, يکی از موتورسوارهای بسيجی, از گروه سی چهل نفری موتور سوار, که عازم به محلی برای سرکوبی بودند, حين رد شدن از روبروی آنها داد زد : "درد و بلای بسجی ها بخوره توی سرتون" که برای من جالب بود. - بارها و بارها ديدم, مردم اعم از زن و مرد و پير و جوان, توی ماشينها و توی اتوبوسها و توی پياده روها در حضور نيروهای نظامی, به طور پنهانی و خارج از ديد آنها, با انگشتهايشان, به هم علامت V يا پيروزی نشان ميدادند و ميخنديدند و به هم چشمک ميزدند. - مسافرهای يک اتوبوس سريع و سير که جلوی دانشگاه تهران توی ترافيک گير کرده بود شروع به شعار دادن کردند, که چند لباس شخصی به طرف اتوبوس حمله بردند و خواستند چند نفر از مسافرها را دستگير کنند که من نتوانستم بمانم و ببينم که اين اتفاق افتاد يا نه اما وقت دور شدن از آن از پشت سرم صدای جيغ زنها و صدای هو شدن نيروهای انتظامی توسط مردم را شنيدم. - بعضی از افسرها و نيروهای پليس و لباس شخصی هايی که لباس آستين کوتاه پوشيده بودند, شيشه چند ماشين را که داشتند بوق ميزدند را با باتوم شکستند. - خيلی ها مثل من فکر نميکردند که نيروی انتظامی مخصوصا در رده های سرهنگ و سروان تمام و ستوان يک و ستوان دو اينطور مردم را مورد ضرب و شتم قرار دهند. اما اين اتفاق بارها و بارها افتاد. - بر عکس هفته های پيش موبايلها قطع نبود, يا بهتر است اينطور بگويم دو بار,نزديک ساعت چهار که من از ميدن انقلاب با دوستانم تماس گرفتم هيچ مشکلی توی تماسم پيش نيامد. اما انگار بعد از آن شبکه موبايل آن منطقه دچار اختلال شده بود. - خيلی ها از کرج و شهرهای دور و بر تهران آمده بودند. - به محض اينکه هوا کمی تاريک شد, به خاطر اينکه ديگر نميتوانستم فيلم وعکس بگيرم و ممکن بود با ماندنم همانها را هم که گرفته ام از دست بدهم, از آن منطقه دور شدم و بعد از آن را ديگر نديدم و نميتوانم درباره اتفاقها و حوادث بعد از آن چيزی بگويم ولی مردم هنوز توی خيابانها حضور داشتند. - من نتوانستم به طرف وليعصر و ميدان ونک بروم و نميدانم آن طرفها خشونت نيروهای نظامی تا چه اندازه بود. و نکته ی مهمی که برای آخر گذاشته ام اين است : بسجی ها و لباس شخصی های موتورسوار در حالی که داشتند به جمعيتی که پشت سر ما بودند, نزديک ميشدند, به صورت وحشيانه و تحريک آميزی, باتومها, زنجيرها و چماق ها و کابلهايشان را روی هوا ميچرخاندند. خوشبختانه توی آن لحظه دوربين من روی داشبورد ماشين بود و به وضوح توانستم از اين صحنه فيلم بگيرم. کيفيت فيلم خيلی خوب است و چهره ها و چرخ دادن کابل و باتوم توی هوا, توسط آنها, کاملا ديده ميشود. فيلمهای ديگری که با ترس لرز (به کمک يک خانوم نسبتا مسن و نترس و مهربان و زن و شوهر جوانی که همانجا با آنها آشنا شدم و ازشان برای فيلم و عکس گرفتن کمک خواستم و آنها هم قبول کردند) گرفته ام, بيشتر صحنه های تجمعهای مردم و شعار دادن آنها, پرتاب گاز اشک آور, آتشهايی که مردم و نيروهای نظامی بدون ماسک در گوشه و کنار روشن کرده اند, فرار مردم در مقابل حمله های لباس شخصی ها و نيروی انتظامی و بوق زدنهای کر کننده ماشينها است که نميدانم ميتوانم با اين سرعت پايين اينترنت, آنها را آپلود کنم يا نه. در هر صورت هرجا که مدرک تصويری برای اتفاقات امروز, يعنی 18 تير سال 88 لازم بود, يادتان بيايد که من يک سری فيلم گويا و خوب و با کيفيت از اتفاقات امروز دارم و ميتوانم به عنوان شاهد و دليل در اختيار آنها که بايد, بگذارم. برای فايل پسور گذاشته ام و پسورد را به خاطر مسائل امنيتی و ترس از چک شدن و رديابی احتمالی آی پی ام گذاشتنم. پسورد فايل زيپ شده اين است : 18181818a از دوستانی که ميتوانند اين ويودو را روی يوتيوپ بگذارند و دوستانی که ميتوانند آن را برای خبرگزاری ها بفرستند, خواهشم اين است که هرچه زودتر اين کار را بکنند. عکس چند فيلمبرداری که در حال فيلمبرداری از چهره و صورت مردم بودند. و لينک اين فيلم : توی اين فيلم که با نهايت ترس گرفتيم, به وضوح می بينيد که لباس شخصی ها و بسيجی ها درحال چرخ دادن کابل ها, زنجيرها و چماق هايشان برای حمله به اجتماع مردم هستند. بلافاصله بعد از اين گروه مواور سوار گروه ديگری آمدند که سرعتشان کمتر بود و چند نفر پياده شدند و به جان مردم توی پياده رو افتادند که من مجبور شدم دوربين را بردارم.صدای جمعيت پشت سرمان به وضوح شنبده ميشود.(اين را تقديم ميکنم به تمام زنها و دخترانی که امروز تعدادشان از مردها بيشتر بود. کاش بوديد و شجاعت و متانت و وقارشان را می ديديد.) اين مشاهدات را کاملا تاييد ميکنم. http://z8un.com/archives/2009_07.html#002206

19تير. انقلاب - وليعصر - هفت تير - کارگر: گزارش شاهد عينی از اعتراضات در 18 تير

چند هزار نفر آمده بودند، اما نيروهای انتظامي، ضدشورش، گارد ويژه و لباس شخصي‌ها هم تقريبا به همان تعداد بودند. به قصد انقلاب سوار شده بودم اما 16 آذر پياده شدم، چون سر خيابان نيروهای امنيتی ايستاده بودند و خيلی از ماشين‌ها ترجيحشان اين بود که آن مسير را نروند. ساعت 5/4 بود. جمعيت پراکنده به سوی ميدان انقلاب مي‌رفتند. دانشگاه به نظر سوت و کور مي‌آمد اما ميدان کم‌کم شلوغ مي‌شد. جمعيت مدام ميدان را دور مي‌زدند و به رغم تلاش نيروهای امنيتی و لباس شخصي‌ها که با تحکم و گاه با باتوم سعی در راندن آن‌ها به خيابان‌های فرعی داشتند، سعی داشتند در ميدان بمانند. اما به هرحال عده‌ای به خيابان‌های فرعی رانده شدند، اين بار به ضرب و زور گاز اشک‌آور. به ندرت شعاری داده مي‌شد. گاه الله و اکبر و يا اينکه ماموران را هو مي‌کردند. مردم بيشتر حضور داشتند و راه مي‌رفتند. ماموران هم به بازی مردم تن داده بودند و اجازه‌ تجمع نمي‌دادند. تا ساعت 5/5 که توی ميدان بودم به جز يکی دو مورد، ضرب و شتمی صورت نگرفت. اما کسانی را دستگير کردند و عمدتا پسران جوان. دو نفر را ابتدای خيابان کارگر دستگير کرده و کنار مغازه‌ای نشانده بودند. از آن‌ها مي‌خواستند پشت به خيابان و روبه ديوار بنشينند و آن‌ها حاضر به اين کار نبودند. آنقدر با باتوم آن‌ها را زدند تا بالاخره تسليم شدند و روبه ديوارنشستند. خيابان کارگر جنگ و گريز بود. گاز اشک آور به وفور زده شده بود و مردم به صورت دستجات کوچک آتش روشن کرده بودند. مغازه‌ها از همان ساعت 5/4 کم‌کم بستند و ساعت 5/5 تک و توک باز بودند. تجمات دوطرف خيابان کارگر تا فاطمی ادامه داشت. من از بلوار به طرف ميدان وليعصر رفتم. از توی شانزده آذر جماعت زيادی (شايد هزار نفر) دسته‌جمعی حرکت مي‌کردند و با انگشت‌هايشان علامت پيروزی ساخته بودند. آن‌ها به طرف ماموران مي‌آمدند. اما ماموران آن‌ها را پراکنده کردند. جنگ و گريز و درگيری تا ميدان وليعصر کشيده شد. ماموران همه جا با باتوم، گاز اشک‌آور و با موتورهای پرسروصدا مانور مي‌دادند و مانع تجمع مردم مي‌شدند. از ميدان وليعصر به هفت تير رفتم. آن‌جا خبری نبود. دوباره به طرف وليعصر بازگشتم. توی ميدان کارگر جوانی را از پشت يک موتور پايين کشيدند و حسابی او را کتک زدند. دست‌ وگردنش زخمی شده بود. شکمش را گرفته بود و فرياد درد مي‌کشيد. ماموران مي‌خواستند او را با خود ببرند. ما همه دور ماموران جمع شديم. بيشتر زن‌ها و دخترها. ماموران با زنان و دختران با ملاحظه بيشتری رفتار مي‌کنند. مردان وبه ويژه پسران جوان را به راحتی کتک مي‌زنند و يا مي‌برند. توی ميدان حتی دختری جوان با يکی از ماموران درگير شد و او را هل داد و توی شکمش زد اما مامور او را کتک نزد و حتی دستگير نکرد (اين هم از خاصيت‌های يک رژيم مردسالار است!). خلاصه با پافشاری و اصرار و ريش‌سفيدی يکی دو تا پيرمرد توانستيم آن کارگر جوان را بدر ببريم. جماعت در تمام مسير از وليعصر تا انقلاب در رفت وآمد بود. ماشين‌ها بوق مي‌زدند. مامورين به ماشين‌ها حمله مي‌کردند و ديدم که شيشه پشت يک ماشين پيکان را روی سر مسافران خرد کردند. تک و توک ساندويچ‌فروشي‌ها باز بود. شاهد بودم که مامورين شيشه يکی از ساندويچ‌فروشي‌ها را شکستند و مشتري‌هايش را به زور باتوم بيرون کردند. اکثرشان زن و بچه بودند. توی بلوار مردم در حرکت بودند. عده‌ای مي‌رفتند و عده‌ای مي‌آمدند. آنان که رفته بودند باز مي‌گشتند و آنان که بازگشته بودند راه آمده را دوباره و چندباره مي‌رفتند. ماموران به بازی گرفته شده بودند. آن‌ها هم مدام به دنبال جمعيت مي‌رفتند، مانع تجمع آن‌ها مي‌شدند. سعی مي‌کردند با شعار‌های دسته‌جمعی با رژه و کوبيدن باتوم‌ روی سپرهايشان مردم را بترسانند، اما مردم حق داشتند توی خيابان باشند، حکومت نظامی که نبود! اگر هم بود اعلام نکرده بودند! روی چمن‌های بلوار خانواده‌ای روی گازپيک‌نيکي‌اش چای دم مي‌کرد و کمی بالاتر گروهی از لباس‌شخصي‌ها روی چمن‌ها ولو شده و خستگی در مي‌کردند
شما متهم به اقدام علیه امنیت ملی هستید. از خود دفاع کنید.
پایش را میگذارد روی پنجه ی پام و مثل یک ته سیگار له اش میکند. میخواهم فحش و بدوبیراه را بکشم به هیکلش اما از ترس فقط ناله میکنم.
. . .
"شما متهم به اقدام علیه امنیت ملی هستید. از خود دفاع کنید." یه سری سوال با خط خرچنگ قورباغه نوشته بودند توی یک سربرگ –یادم نیست سربرگ کجا بود- و کپی کرده بودند و فلّه ای میبردندمان که پرش کنیم. اسم و مشخصاتی که ده بار ازمان پرسیده و یادداشت کرده بودند را دوباره میخواستند. شرح ماجرای دستگیری و از این حرفها. یه سوال هم داشت که تقاضای شما از مسئولین چیست؟ یعنی واقعا توقع داشتند در آن اوضاع بدون لکنت حرفمان را بزنیم؟!
. . .
کنار کوچه روی زمین نشانده اندمان و یا بهتر بگویم در هم چپانده اندمان! فریاد میزند: "سر پایین!" لباس شخصی و یگان ویژه قاطی هم اند. دیگر به لگدهایی که به کمرم میزنند عادت کرده ام. هر کس سهم خود را میپرازد. عدالت را رعایت میکنند. "بچه ها به قصد قربت بزنید!" در دل نگران آسیب دیدن کلیه هایم هستم که ناگهان سرم از شدت درد میترکد! چشمانم سیاهی میروند. پشت سرم داغ میشود. خدایا! همین چند لحظه پیش پزشکشان معاینه مان میکرد و میپرسید "جاییت درد نمیکنه؟" و من ساده لوح هم میگفتم "نه! چیز مهمی نیست!" با خود میگویم لابد میدانند چه جور بزنند که اتفاق زیاد بدی نیفتد! خنده ام میگیرد! همین چند ساعت پیش بود که اتاق یکی از رفقا بودیم و آمدن لباس شخصیها با چوب و چماق را تصور میکردیم و میخندیدیم. گفته بودند که حمله به کوی قطعی است. یاد آن دختره افتادم که التماس میکرد "تو رو خدا امشب خوابگاه نرید!" یاد وعده ی 4 صبح بسیجی ها افتادم. اما چه کسی باور میکرد؟ فقط یکی از رفقا که در اتاقش را قفل کرده و برایش رمز گذاشته بود: سه ضربه با فاصله! و ما به او میخندیدیم. "تو هم زیادی جوگیر شده ای! مگه شهر هرته! اینجا کوی دانشگاهه! 18 تیر اونقدر تلخ و پرهزینه بود که عمراً تکرارش نمیکنند. اصلا اگه لباس شخصیها بیان خود پلیس جلوشونو میگیره". گفت خاطره های بچه های 18 تیر را مرور کنید. در اتاقتان خوابیده اید و از آرامش تان لذت میبرید. خوشحالید که در این شهر شلوغ و کثیف چند متری جا دارید برای پا دراز کردن و سر بر زمین گذاشتن و آرمیدن. خوشحالید که در این شهر آشفته اتاقی دارید با رفیقانی از جنس خودتان که در کنارشان احساس امنیت میکنید. در همین خیالات خام پرواز میکنید که ناگهان چند نفر آدم چماق به دست عصبانی در را شکسته و چرتتان را پاره میکنند و پرده ادب و عفت را میدرند. نوامیستان را پیش چشمانتان ردیف میکنند و بر سر و رویتان میکوبند. از شکستنی هر چه می یابند میشکنند و از دریدنی هر چه می یابند میدرند. حیا و ادب را میبلعند و ظلم و تجاوز قی میکنند... "بیخیال رفیق! جوگیر شده ای! ده نمکی هم دوربین به دست گرفته و فیلم میسازد. دوران چماق سالاری به سر آمده"
. . .
ضربه بعدی برق از چشمانم میپراند. سرم به قدری داغ شده که در شکستنش شک نمیکنم. خدایا! اینا دیگه کین؟ این باتوم بود یا تیرآهن؟ اینجا ایرانه یا عراق؟ من دانشجو ام یا قاتل؟ "من مسئول بسیج الهیاتم! آقا تو رو خدا زنگ بزنید استعلام کنید!" دلم برایش میسوزد. یاد دوست حزب اللهی و احمدی نژادیم(!) می افتم که موقع حمله به اتاق، سعی میکرد بهشون حالی کنه که بسیجیه، اما اونا کاری به این حرفها نداشتند. یاد چند ساعت پیش می افتم. یاد آن دانشجوی بسیجی که تیر به چشمش خورده بود. بنده خدا با رفقای مذهبی اش جلوی مسجد کوی بوده اند که گاردیها تیر مستقیم به سمت کوی شلیک میکنند و چشمش آسیب میبیند. باز جای شکرش باقی است که اگرچه عقلشان منجمد مانده اما ابزارشان کمی مدرن شده است! تیرهای پلاستیکی شلیک میکنند. یکی از همین بسیجیها میگفت اینها اندازه جلبک هم مغز ندارند! اگر داشتند که دیشب با آن فضاحت ساختمان 23 را آتش نمیزدند. احمقها مثل نقل و نبات گاز اشک آور میزدند. نمیدانستند که همینجوری اوضاع کشور اشک آور هست. دانشجو نیازی به این گازها و فلفلها ندارد.
. . .
توی سلول در هم می­لولیم. بوی گند دستشویی حالمان را به هم میزند. هر از گاهی دست و پای یکی از بچه ها میخورد به پای شکسته­ و ناله­ی جگرسوز... بچه ها خسته شده اند. حال و حوصله رسیدگی به کسی که پایش شکسته را ندارند. احساس میکنیم که از زندگی ساقط شده. با اون پای شکسته و سر و کله خونی و هیکل استخوانی اش اصلا به چشم نمی آید. به یک تکه گوشت تبدیل شده. یکی از بچه ها بغلش کرد آورد توی سلول. بیچاره را باتوم میزدند تا بلند شود اما بنده خدا نمیتوانست تکان بخورد

و بار ديگر فرياد رسای "مرگ بر ديکتاتور" در سالگرد 18 تير

*تجمعات اعتراضی گسترده 18 تير و تکرار شعارهايی که از زمان کودتای انتخاباتی از سوی مردم به تدريج در اجتماعات فرياد شد نشان داد که جنبش اعتراضی مردم پرتوان تر از آن است که با سرکوب وحشيانه رژيم پايان يابد و اين جنبش خود را برای نبردی طولانی با ديکتاتوری آماده کرده است....
روشنگری: به دنبال دو هفته سکوت نسبی که طی آن تنها فريادهای شبانه مرگ بر ديکتاتور بر پشت بام ها و تجمعات خانواده های دستگيرشدگان در برابر زندان ها و ادامه اعتراضات ايرانيان در خارج از کشور جريان داشت در سالروز حماسه 18 تير, مردم در تهران بار ديگر به خيابان ها آمدند و عزم و اراده خود را در طرد رژيم کودتا و نفی ديکتاتوری به نمايش گذاشتند. اهميت اعتراضات 18 تير در آن است که اين حرکت گسترده اعتراضی به دنبال سرکوب شديد و وحشيانه اعتراضات مردمی برگزار شده است و درست در حالی که در آستانه 18 تير تهران دوباره به تصرف انواع نيروهای سرکوبگر درآمد و اين نيروها در مناطق حساس مستقر شدند تا جلوی هر گونه تجمعی را بگيرند. اين اعتراضات همچنين در حالی در سالگرد 18 تير از سر گرفته شد که مسوولان امنيتی و انتظامی با تهديدهای صريح و آشکار جوانان و مردم همه تلاش خود را برای ارعاب مردم و جلوگيری از شکل گيری حرکت های اعتراضی صورت دادند. تجمعات اعتراضی گسترده 18 تير و تکرار شعارهايی که از زمان کودتای انتخاباتی از سوی مردم به تدريج در اجتماعات فرياد شد نشان داد که جنبش اعتراضی مردم پرتوان تر از آن است که با سرکوب وحشيانه رژيم پايان يابد و خود را برای نبردی طولانی با ديکتاتوری آماده کرده است و با هوشياری و خلاقيت از فرصت های اعتراض برای کنار زدن دولت نامشروع کودتايی و عقب نشاندن ديکتاتوری بهره می گيرد. گزارشاتی که از بعد از ظهر روز پنجشنبه 18 تير به تدريج انتشار يافت, حاکی از آن است که حرکت های اعتراضی مردم در نقاط مختلف تهران صورت گرفته است. اگر چه بنا بر همين گزارش ها حضور جوانان در ميدان انقلاب, خيابانهای 16 آذر و کارگر و اطراف آن وسيع تر و چشمگير تر بوده و گزارش هايی از درگيری با بسيجی ها و نيروهای لباس شخصی گزارش شده است. نيروهای سرکوب رژيم با باتوم و گاز اشک آور و گاز اسپری به جوانان و زنان حمله ور شدند. شعارهای اعتراضات امروز: "مرگ بر ديکتاتور", نترسيد نترسيد, ما همه با هم هستيم", "مجتبی بميری رهبری را نبينی", "مرگ بر خامنه ای", "يا حسين, مير حسين", "ای دولت کودتا استعفا, استعفا" و همچنين تکرار بازتنظيم شده شعار معروف مرگ بر شاه در دوره انقلاب بهمن با مطلع "محمود خائن" به جای "ای شاه خائن..", ايرانی می ميرد, ذلت نمی پذيرد" ای ملت آزاده! حمايت! حمايت" بوده است. در يکی گزارش های دريافتی روشنگری آمده است:"هم اينک فريادهای الله و اکبر در تمام پشت بام های تهران شنيده می شود و حتا افرادی که در تظاهرات امروز مورد ضرب و جرح قرار گرفته اند پر توان تر از هميشه فرياد می زدند. يک شعار جالب توجه از امشب روی بام ها شنيده می شد که مستقيماً رهبر کودتا را هدف قرار می داد. آن شعار اين بود: مجتبي، بميري، رهبری را نبيني؛ گفتنی است مردم در تقاطع خيابان ولی عصر (مصدق) با انقلاب حضور چشمگير داشتند و همچنين نيروهای نظامی حکومت نيز که اين مساله منجر به درگيری و مجروح شدن تنی چند از مردم کشورمان شد. رانندگان اتوبوس های شرکت واحد که معترضين را منتقل می کردند، در سر چهارراه ها معترضين را پياده نمی کردند تا دستگير و مورد هجوم قرار گيرند، بلکه با اقدامی ستودنی آنان را در محل های امنی که دورتر از محل درگيری ها بود پياده می کردند و در محل درگيری ها در اتوبوس ها را باز نمی کردند تا نيروهای امنيتی نتوانند به مردم آسيب برسانند." بر اساس يک خبر ديگر:" نيروهای لباس شخصی مجهز به سلاح های سرد و گرم با همراهی موتورسواران سازماندهی شده به برخی از خوابگاه های دانشگاه اميرکبير حمله کردند." براساس اين خبر " لباس شخصی ها در حمله به خوابگاه گلشن در خيابان به آفرين، با ورود به خوابگاه، تعدادی از دانشجويان و نگهبانان خوابگاه را مورد ضرب و شتم قرار دادند." گزارش های تاييد نشده ای نيز حاکی از تيراندازی به سوی مردم در ميدان آزادی و مورد اصابت گلوله قرار گرفتن حداقل 3 نفر بود. منابع مختلف خبری از وسيع بودن دامنه دستگيری ها ياد کرده اند, اما شمار دقيق دستگيرشدگان و مجروحان هنوز معلوم نيست

18تير:تيراندازی به سوی مردم در ميدان آزادی

روشنگری: گزارش های جديدی که از تهران می رسد از درگيری سنگين در نزديکی ميدان آزادی حکايت دارد. براساس گزارش "ايرانبان" در تويتر: "حداقل 3 نفر توسط نيروهاى امنيتى مورد اصابت گلوله قرار گرفته اند"

18تير:درگيری در اطراف دانشگاه تهران

روشنگری: براساس خبرهايی که دقايقی پيش دريافت شده است جمعيتی در حدود 1000 نفر در نزديکی دانشگاه تهران مورد حمله نيروهای بسيجی قرار گرفته اند. بسيجی ها با باتوم و گاز اشک آور و اسپری به مردم حمله ور شده و اقدام به ضرب و شتم و دستگيری معترضان کرده اند. گروههای چند صد نفره جوانان شعار "مرگ بر ديکتاتور" سر می دهند

18تير:محمود خائن آواره کردی, خاک وطن را ويرانه کردی

.... روشنگری: ويدئو کليپ زير از اعتراضات دانشجوان در کوی دانشگاه تهران است. دانشجويان با بازسازی شعار انقلاب بهمن و نشاندن "محمود خائن" به کنايه از محمود احمدی نژاد به جای "شاه خائن" و "مرگ بر تو" به جای "مرگ بر شاه" به رژيم کودتا اعتراض می کنند

18تير:امشب در تهران مردم فرياد می زدند: مجتبي، بميري، رهبری را نبينی

هم اينک فريادهای الله و اکبر در تمام پشت بام های تهران شنيده می شود و حتا افرادی که در تظاهرات امروز مورد ضرب و جرح قرار گرفته اند پر توان تر از هميشه فرياد می زدند. يک شعار جالب توجه از امشب روی بام ها شنيده می شد که مستقيماً رهبر کودتا را هدف قرار می داد. آن شعار اين بود: مجتبي، بميري، رهبری را نبيني؛ گفتنی است مردم در تقاطع خيابان ولی عصر (مصدق) با انقلاب حضور چشمگير داشتند و همچنين نيروهای نظامی حکومت نيز که اين مساله منجر به درگيری و مجروح شدن تنی چند از مردم کشورمان شد. رانندگان اتوبوس های شرکت واحد که معترضين را منتقل می کردند، در سر چهارراه ها معترضين را پياده نمی کردند تا دستگير و مورد حجوم قرار گيرند، بلکه با اقدامی ستودنی آنان را در محل های امنی که دورتر از محل درگيری ها بود پياده می کردند و در محل درگيری ها در اتوبوس ها را باز نمی کردند تا نيروهای امنيتی نتوانند به مردم آسيب برسانند
سپاه پاسداران از طریق سایتی بنام گرداب، با انتشار عکس افراد شرکت کننده در تظاهرات، از ,کاربران اینترنتی و خانواده ها, می خواهد که انان را شناسائی و معرفی کند. دستگاه های سرکوب جمهوری اسلامی از روش های نیاکان نازی خود سود می جویند. هر کس بتوان خود باید این روش های سرکوب را محکوم و افشا و حتما از طریق نهادهای بین المللی حقوق بشر و عفو یبن الملل، خواهان دخالت انان شود. نشامی این سایت. http://www.gerdab.ir/home.php در درهم شکستن توطئه های رژیم اسلامی تلاش کنیم
زندانیانیکه بخاطر عدالت اجتماعی و رهائی مردم ستم دیده از قید و بندهر دیکتاتوری در زندانها شکنچه میشود تنها متعلق به یک خانواده نیست بلکه متعلق به همه ماست و ظیفه همه افراد جامعه است که یکصدا خواهان آزادی آنها شوند ، این تنها شیوه و شرط و پیروزی وآزادی زندانیان را تضمین خواهد کرد. همه با هم یکصدا زندانی سیاسی آزاد باید گردد

18تير :على رغم فضاى امنيتى بالا , عزم مردم براى شركت در تظاهرات چشمگيراست

نيرويهاى بسيجى و انتظامى از خيابان انقلاب تا دانشگاه و خيابان آزادى را از صبح تحت پوشش خود گرفته اند.در اين مناطق همچنين زرهى به چشم ميخورد.نيروهاى امنيتى گروه گروه هر ده متر يا 15 متر به تعداد 10 نفر ايستاده اند . در هر دو سمت خيابانهاى فوق نيرو هاى امنيتى چيده شده و آماده هستند. هراكيپ بسيجى 10 الى 12 نفر هستند كه داراى تجهيزات كامل شامل كلاه و باطوم و سلاح ميباشند. امامردم مرعوب فضاى چيده شده امنيتى نشده اند و عزم جزم براى شركت در تظاهرات 18 تير را دارند3rooz.blogspot.com

حضور گسترده مردم در خيابان های تهران

بلاگ نيوز: خبر موثق رسيده از تهران (۱۸ تير، سه و نيم بعداز ظهر) حاکي‌ست مردم تهران از زن و مرد و پير و جوان از خانه‌ها بيرون مي‌آيند و علي‌رغم گرما و آلودگی هوا و خطرات احتمالی قصد راهپيمايی دارند. نيروهای ضد شورش در ميادين مختلف به خصوص ميدان انقلاب در حالت آماده‌باش مي‌باشند

زنده باد عزم جزم مردم سلحشور ایران که علیرغم همه ی خطرات بویژه از جانب مزدوران رژیم اسلامی همچنان مصمم در میدان کار زار آماده اند و با توسل به کارآ ترین شیوه در حال حل مشگل خود و بشریت هستند . پیروزی قرینشان باد

مازیار بلوری کارگر آگاه و عضو کمیته هماهنگی در اثر حادثه در محیط کار، جان باخت

روز شنبه 13 تیر ماه 1388، مازیار بلوری (خالد) عضو کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل‌های کارگری همرا با دو نفر دیگر از کارگران در حین کار ساختمانی در شهر اربیل کردستان عراق، بر اثر نبود ایمینی از چوببست ساختمان سقوط کردند که مازیار بلوری بر اثر جراحت وارده بعد از چهار روز دست و پنجه نرم کردن با مرگ، سرانجام در ساعت 5 بعد از ظهر روز سه‌شنبه مورخ 16/4/1388 جان خود را از دست داد.مازیار بلوری متولد1/12/1347 ساکن شهر مهاباد، که برای امرار معاش به شهر اربیل روی آورده بود قربانی نبود ایمینی محل کار شد. مردم در ایران وقتی از مرگ نابهنگام این کارگر آگاه مطلع شدند، دسته دسته از شهرهای دور و نزدیک به مرز ایران و عراق واقع در حاج عمران مراجعه کردند و جسد بی جان این کارگر مبارز را بعد از ساعت ها سرگردانی تحویل گرفته و ساعت 10 شب 17/4/ 1388 در میان غم و اندوه دوستان و آشنایان در گورستان مهاباد به خاک سپردند. در ادامه مراسم، خسرو بوکانی فعال کارگری و عضو کمیته هماهنگی طی سخنانی از شرکت گسترده مردم در کلیه مراحل تشییع و تدفین خالد بلوری تشکر و قدردانی کرد و خصوصیات برجسته انسانی خالد را مورد ستایش قرار داد و روحیه انسانی فداکارانه و دلسوزی وی را در قبال مردم زحمتکش و ستمدیده ستود و از ایشان بعنوان الگویی بسیار موفق در نوع انسان دوستی یاد کرد.با از دست دادن خالد بلوری، کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری یکی از فعالین خود را ازدست داد. ما اعضای کمیته هماهنگی به خانواده آن عزیز خصوصا شیدا رحیمی همسر و شایان بلوری فرزند ایشان و دوستان و نزدیکانش تسلیت عرض می نمائیم و خود را شریک غم و اندوه آنان می دانیم.کمیته ی
هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری17/4/1388www.komitteyehamahangi.
comwww.komitteyehamahangi.blogfa.
comkomite.hamahangi@gmail.com
شش کارشناس سازمان ملل متحد خواهان سفر به ایران هستند
08/07/2009

شش کارشناس سازمان ملل متحد از دولت ایران خواسته اند به آنها اجازه دهد برای ارزیابی شرایط کشور، در پی ناآرامی های پس از انتخابات، به آنجا بروند.کارشناسان حقوق بشر در بیانیه مشترکی که روز چهارشنبه انتشار یافت، نسبت به گزارشها در خصوص دستگیری های انبوه و اقدام پلیس و نیروهای انتظامی در استفاده بیش از اندازه از زور، از زمان اعلام نتایج انتخابات، ابراز نگرانی کرده اند.بیانیه، از تهران می خواهد درخواست های کارشناسان برای سفر به ایران را قبول کند، و می افزاید تهران باید به دعوت خود از کارشناسان سازمان ملل متحد برای انجام دیدارهای رسمی احترام بگذارد.پلیس ایران بیش از یک هزار فعال سیاسی، روزنامه نگار، و افراد دیگری را که مقامات امنیتی می گویند با تظاهرات پس از انتخابات ارتباط داشتند، دستگیر کرده است.کارشناسانی که می خواهند به ایران بروند، تحقیقگران مستقلی هستند که بر بازداشت ها و اعدام های خودسرانه، ناپدید شدن های اجباری، مجازات و دفاع از حقوق بشر تمرکز دارند.پیشتر در روز سه شنبه، میر حسین موسوی و مهدی کروبی کاندایداهای شکست خورده ریاست جمهوری، به محمد خاتمی رییس جمهوری سابق پیوستند و خواهان آزادی تمام معترضین شدند.

18تير:فراخوان "شبکه جوانان ايران در برلين" برای تحصن نشسته مقابل سفارت جمهوری
اسلامی در برلين

شبکه جوانان ايرانی در برلين: به مناسبت دهمين سالگرد اعتراضات دانشجويی در 18 تير 1378، انتظار می رود روز پنجشنبه حرکت های اعتراضی بزرگی در ايران انجام شود. مردم ايران می خواهند در اين روز به خيابان ها بروند و ياد کشته گان 18 تير را گرامی بدارند. به همين مناسبت شبکه ی جوانان ايرانی در برلين در مقابل سفارت جمهوری اسلامی تحصن نشسته ای برگزار می کند. ساعت 9 صبح همديگر را در U-Bahnhof Podbielskiallee خواهيم ديد و به سمت سفارت حرکت می کنيم. تحصن تا ساعت 3 بعداز ظهر ادامه خواهد داشت. در هفته های گذشته اعتراضات وسيعی در خارج از ايران در حمايت از مبارزات مردم ايران انجام شده است. شبکه ی جوانان ايرانی در برلين تداوم اين مبارزه را وظيفه ی خود می داند و از همه گان دعوت می کند برای حمايت از مبارزه ی مردم در ايران به ما بپيوندند. زمان: ساعت 9 صبح، 9 جولای 2009، 18 تير 1388 مکان: Podbielskiallee 67

17تير :محمد علی دادخواه وکيل دادگستری و همکاران او بازداشت شدند

تغيير برای برابری - امروز 17 تيرماه با ورود ماموران امنيتی به دفتر وکالت محمد علی دادخواه وکيل دادگستری و از اعضای کانون مدافعان حقوق بشر، وی و همکاران حاضر در دفتر او بازداشت شدند. يکی از وکلای دادگستری با اعلام اين خبر به تغيير برای برابری گفت:, حدود ساعت 4 بعد از ظهر با چند تن از وکلا قرار ملاقاتی با آقای دادخواه داشتيم اما وقتی به محل رسيديم اجازه ورود به ما را ندادند و از ما خواستند که محل را ترک کنيم و اصرار ما برای ورود بی نتيجه بود. سپس دوتن از همکاران آقای دادخواه آمدند و با تاکيد بر اينکه آنجا کار می کنند وارد دفتر شدند. پس ازمدتی يکی از ماشين های پليس امنيت در محل مستقر شد و همه افراد حاضر در دفتر را با خود بردند. , اين وکيل دادگستری و ديگر کسانی که کمی دور از محل شاهد ماجرا بودند ديده اند که ماموران علاوه بر آقای دادخواه، مليحه دادخواه، سارا صباغيان، بهاره دولو و امير رئيسيان را با خود بردند و دفتر وکالت ايشان را پلمب کردند

17تير:هواداران تيم پرسپوليس:در اعتراض به يورش دستجات بسيجی و.. به راه پيمايی های
صلح آميز مردم کليه ی مسابقات ليگ برتر را در فصل جديد تحريم می کنيم

اطلاعيه دريافتی: تحريم مسابقات ليگ برتر توسط هواداران تيم مردمی پرسپوليس ما هواداران آگاه تيم مردمی پرسپوليس در اعتراض به يورش دستجات بسيجی و لباس شخصی ها و نيروهای انتظامی به راه پيمايی های صلح آميز مردم و در اعتراض به سياست های دولت آقای احمدی نژاد و مقامات فدراسيون فوتبال و سازمان تربيت بدنی و در حمايت از بازيکنان پرسپوليس و تيم ملی که با بستن نوار سبز در مسابقه با کره سطح بالای آگاهی اجتماعی خود را نشان دادند، کليه ی مسابقات ليگ برتر را در فصل جديد و تا اطلاع ثانوی تحريم ميکنيم. بدينوسيله ما از تمامی هواداران فوتبال در سراسر کشور تقاضا داريم، در همبستگی با مردم ايران تا ابطال انتخابات و برگزاری انتخابات جديد به ورزشگاه ها نروند و به جای شرکت در ميادين ورزشي، در ميادين شهرها و دوش به دوش ساير ايرانيان آزادی خواه به اعتراض های خود ادامه دهند

17تير :از وضعيت مهسا امرآبادي، خبرنگار پر تلاش روزنامه ی اعتماد ملی که در زندان
های حکومت اسلامی بسر می برد، خبری در دست نيست

شکوه ميرزادگی يکی از خبرنگاران که نمی خواهد نامش فاش شود از ايران گزارش داده است که از وضعيت مهسا امرآبادي، خبرنگار پر تلاش روزنامه ی اعتماد ملی در زندان های حکومت اسلامی بسر می برد، خبری در دست نيست. داستان از اين قرار است که پليس امنيت تهران برای دستگيری مسعود باستاني، همسر مهسا، که خود يکی از خبرنگاران سرشناس ايران است، به خانه ی آنها يورش برد، و پس از آنکه معلوم شد مسعود باستانی در منزل نيست، مهسا را که باردار هم هست، به همراه دو تن ميهمانشان، ,بهزاد باشو,، کاريکاتوريست روزنامه ی سرمايه، و يک شهروند ديگر، دستگير و به زندان بردند. مسعود باستانی که برای انجام کاری از خانه خارج شده بود، پس از بازگشت و با شنيدن خبر دستگيری همسرش بلافاصله به پليس امنيت و دادگاه انقلاب مراجعه کرده و ضمن معرفی خود جويای همسرش می شود. اما آن ها ضمن بی اطلاعی از مهسا نه تنها از بازداشت او خودداری می کنند بلکه وجود هر گونه پيگردی در مورد او را تکذيب می کنند. با اين همه، در بار دومی که باستانی به دادگاه انقلاب مراجعه کرده و از همسرش سراغ می گيرد او را هم دستگير و زندانی می کنند. در حال حاضر هيچ کس از وضعيت مهسا خبری ندارد و معلوم نيست که اين زن باردار در چه شرايطی و در کدام زندانی به سر می برد
17تير.دليل جذابيت تريبون سخنرانی احمدی نژاد برای مگس؟

روشنگری. سخنرانی شب گذشته احمدی نژاد با کشمکش او با يک مگس آغاز شد و اين امر
وسيله به دست وبلاگ نويسان داد که به اشکال مختلف او را به تمسخر بکشند. معلوم نيست
هوای ناپاک سيمای ضرغامی مگس را به خود جلب کرده بود يا ناپاکی و آلودگی خود احمدی
نژاد، يا به احتمال قوی هرد







يك روز با كارگران معدن ذغال سنگ البرز
- گزارش تصویری
مشقت كار در سياهي چهره هاشان هويداست، چهره هايي سياه با لبخند شيرين كه براي چرخاندن چرخ صنعت كشور تلاش مي كنند. چگونه مي توان غبار سياه ذغال سنگ را از چهره هاي سپيد و دلهاي عاشق زدود؟ روز صنعت و معدن بر همه كارگران زحمتكش مبارك. عكاس: حامد خورشيدي
عفو بين الملل فراخوان فوری روزنامه نگار ناپديد شده در خطر شکنجه

روزنامه نگار عيسی سحرخيز در روز 4 ژوئيه 2009 دستگير شد. عفو بين الملل او را يک
زندانی وجدانی می داند که صرفا به خاطر بيان مسالمت آميز نظرياتش، از جمله در باره
نتيجه انتخابات، زندانی شده و در خطر شکنجه يا اذيت و آزارهای ديگر است. عيسی
سحرخيز (56 ساله)، روزنامه نگار و فعال انتخاباتی برای نامزد رياست جمهوری مهدی
کروبي، در تاريخ 4 ژوئيه در شمال ايران دستگير و به محل نامعلومی منتقل شد. مقامات
ايراني، به رغم کوشش های خانواده و وکيلش، محل نگه داری او را اعلام نکرده اند و او
را در خطر شکنجه قرار داده اند. عفو بين الملل نگران است که او قربانی ناپديد شدن
اجباری شده باشد. در روز20 ژوئن 2009، زمانی که او در سفر شمال ايران بود، خانه اش
در تهران مورد حمله قرار گرفت و کامپيوتر و مطالب مربوط به مبارزه انتخاباتی در
حمايت از يکی از نامزدهای مخالف در انتخابات رياست جمهوري، مهدی کروبي، توقيف شد.
در روز 2 ژوئيه، عيسی سحرخيز مقاله ای در تارنمای خبری روز منتشرکرد که درآن از
مقام رهبری آيت الله سيد علی خامنه ای انتقاد کرده بود. روزنامه نگار عيسی سحرخيز
يکی از بنيانگذاران انجمن دفاع از آزادی مطبوعات است. او سردبير ماهنامه آفتاب و
روزنامه اقتصاد بود که در سالهای 2004 و 2005 بسته شدند

.

بیانیه شماره 3 کانون مدافعان حقوق کارگر در مورد وقایع اخیر

پیش از دو هفته از درگیری‌های خیابانی و حمله به مردم بی‌سلاح ، ضرب و شتم ، دستگیری کشتار و شکنجه‌ی آنان می‌گذرد. گزارش‌های مختلف حاکی از آن است که رفتار غیر‌انسانی با زندانیان ادامه دارد و برخی گزارش‌ها حاکی از آن است که این زندانیان زیر فشار انجام مصاحبه‌های خاص هستند تا بر کار ناکرده اعتراف کنند.
فشار به زندانیان برای انجام مصاحبه و اعتراف به گناه ناکرده روش‌ کهنه‌ای است که در سی ساله گذشته برای تواب‌سازی به کار گرفته شده است و امروز این روش‌ها هیچ گونه ارزشی در نزد مردم ما ندارد. در این سال‌ها رفتار با معترضان همواره به صورت غیر‌انسانی از طرف جناح‌های مختلف حاکمیت ادامه داشته است.
اعترضات میلیونی مردم به دنبال اعلام نتایج انتخاباتی بود که برای تعیین ریاست جمهوری برگزار شد. این انتخابات با هیچ یک از استانداردهای دموکراسی‌های ظاهری در جهان هم‌خوانی نداشت، هیچ گونه نهاد نظارتی مستقل چه داخلی وچه خارجی وجود نداشت، احزاب سیاسی مستقل مخالف نزدیک به سه دهه است که غیرقانونی اعلام شده‌اند و مخالفان و منتقدان به بدترین وجه حذف و مورد تعقیب و سرکوب قرارگرفته‌اند و در نتیجه نمی‌توانسته‌اند برای این انتخابات کاندیدایی داشته باشند. در عین حال نهادهای برگزارکننده‌ی انتخابات حتا رقابت در درون جناح‌های حاکم را نپذیرفتند و در جنگ قدرت درونی یک جناح خواهان تمامیت قدرت بدون شراکت جناح مقابل است.
در این میان، خواسته‌های مردمی که در سه دهه‌ی گذشته همواره نادیده گرفته شده است، به اشکال مختلف بیان می‌شود و این بار بخشی از آن در تظاهرات خونبار شهرها بروز کرد. شعارهای این اعتراضات نشان‌دهنده‌ی آن است که مردم خواهان آزادی سیاسی و محو دیکتاتوری هستند. مردم خواهان آزادی زندانیان سیاسی و آزادی بیان و اندیشه آزادی مطبوعات و رسانه‌ها و کتاب و حذف سانسور هستند . خواسته‌های واقعی مردم تنها به تغییر ساده افراد محدود نمی‌شود. مبارزات مردمی طی سال‌های گذشته نشان داده است که آزادی‌های دموکراتیک و اساسی خواست اصلی آنان است.
رسانه‌های عمومی تبدیل به ابزاری در دست صاحبان قدرت برای وارونه نشان دادن اعتراضات مردم شده است و در حالی که نیروهای معترض خواهان رعایت حقوق اولیه‌ی خود هستند اما جناح حاکم در قدرت به مقابله با مردم از یک سو و تقابل با رقیب خود از دیگر سو می‌اندیشد و خواهان حفظ امتیازات اقتصادی و اجتماعی خود بدون مشارکت دیگران است. این انحصارطلبی بیانگر آن است که بسیاری از قراردادهای اقتصادی سودآور در دست بخشی از حاکمیت است در حالی که بخش دیگر نیز در گذشته و حال فعالیت های دیگری را در دست داشته، برای سهم بیشتر تلاش می‌کند و در این میان کارگران و حقوق بگیران و مردم تحت ستم و حتا اقشار میانی
از درآمدهای سرشار نفتی در سال‌های گذشته سهمی به جز تورم، بیکاری و محرومیت دریافت نکرده‌اند. تمام سرمایه و امکانات جامعه در اختیار اقلیتی خاص قرار دارد و مردم غیر وابسته به منابع قدرت، هر روز زندگی فقیرانه‌تری را انتظار می‌کشند.
جالب است که دو جناح حاکم در اختلافات میان خود از حقوق اقشار زحمتکش ، کارگران و حقوق‌بگیران صحبت نمی‌کنند. در برنامه انتخاباتی کاندیداهای مناقشه‌ای بر سر حقوق کارگران و زحمتکشان مشاهده نمی‌شود. با این وصف مردم معترض خواسته‌های خود را در اعتراضاتشان بیان کرده‌اند.
و اما امروز مساله‌ی اصلی در این اعتراض‌ها تامین حقوق ابتدایی مردم است که بارها و بارها نقض شده است و می‌توان پیش‌بینی کرد تا آن زمان که حقوق اولیه‌ی مردم، که عبارت از یک زندگی شرافتمندانه و انسانی است، برقرار نشود اعتراض‌ها به اشکال مختلف ادامه خواهد یافت.
کانون مدافعان حقوق کارگر بنا بر منشور خود خواهان آزادی‌های دموکراتیک برای همه‌ی کارگران و حقوق بگیران و آزادی تشکل‌ها و احزاب سیاسی بدون قید و شرط می‌باشد. ما امروز خواهان دفاع از حقوق جان‌باختگان تظاهرات خرداد و آزادی بی‌قید شرط همه‌ی زندانیان سیاسی و بازداشت‌شدگان هستیم.

کانون مدافعان حقوق کارگر

اتحاديه‌اروپا تهدید کرد؛ فراخواندن تمامي سفراي خود از تهران


يك مقام آگاه اعلام كرد كه اتحاديه اروپا فراخواندن سفراي خود از تهران را بررسی می‌کند. به گزارش دويچه‌وله، پيشنهاد فراخوان موقت سفرا برای چند روز به نشانه اعتراض به دستگیری کارمندان سفارت انگليس در تهران خواهد بود. خبرگزاری فرانسه گزارش داد كه این پيشنهاد از جانب انگلیس به کشورهای عضو اتحاديه اروپا ارائه شده است. این پیشنهاد در جريان ديدار نمايندگان سياسی وزارت خارجه ۲۷ کشور عضو اتحاديه اروپا در استکهلم، بررسی مي‌شود.
14/4/88
با سلام
مسعود باستان خود را به مقام های قضایی معرفی کرد.
مسعود با طرح این ایده که با معرفی خود همسرش مهسا امرآبادی آزاد می شود خود را معرفی کرد.
با این وجود هیچ اقدامی توسط مقام های قضایی و یا اطلاعاتی صورت نگرفته است.
لطفا در پخش این email همکاری کنید.
اسامی تعدادی از جانباختگان راه آزادی در بهشت زهرا
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران : بنابه گزارشات رسیده از بهشت زهرای تهران، اسامی تعدادی از شهدای راه آزادی مردم ایران که پیکرشان در حال حاضر در بهشت زهرای تهران به خاک آرمیده اند را به اطلاع عموم وسازمانهای حقوق بشری می رسانیم. در پی سرکوب خونین مردم ایران که منجر به شهادت و زخمی شدن تعداد زیادی از مردم بی دفاع ایران شد و هزاران نفر اسیر دیگر در شکنجه گاهها تحت شکنجه های وحشیانه قرار دارند. بعد از سخنرانی علی خامنه ای ولی فقیه رژیم در 29 خردادماه و چراغ سبز به گارد ویژه، سپاه پاسداران بسیج و لباس شخصیها بصورت علنی برای کشتار مردم بی دفاع ایران نشان دادن،کشتار مردم ایران ابعاد تازه ای به خود گرفت .و چنانچه در زیر خواهید خواند تاریخ اکثر جان باختگان راه آزدی بعد از سخنرانی علی خامنه ای به شهادت رسیدند. رفتار مامورین سرکوبگر باخانواده ها ی جانباختگان را ه آزادی غیر انسانی و توهین آمیز بود .اهانتهای و درنده خوییهای مامورین وزارت اطلاعات با خانواده های قربانیان غیر قابل توصیف است.خانواده های تحت فشارهای شدید مامورین وزارت اطلاعات قرار دارند.و تحویل داد ن پیکر عزیزانشان فقط با دادن تعهد و پذیرفتن شروط آنها امکان پذیر می باشد؛ بخشی از شروطی که مامورین وزارت اطلاعات در تعهد ها نوشته اند به قرار زیر می یاشد: 1- مراسم بي سر و صدا و فقط با حضور افراد نزديك خانواده صورت بگيرد2- در مراسم هيچ گونه شعار و تبليغ عليه حكومت و سخنراني انجام نشود.3- در مراسم و روي سنگ قبر علت مرگ نوشته نشود.
مامورین وزارت اطلاعات تلاش گسترده ای را بکار می برند تا از انتشار اسامی و عکس شهدا جلوگیری کنند. آنها حداکثر فشار را بر روی خانواده های قربانیان بکار می برند تا بتوانند جنایت مرتکب شده را بپوشانند و مردم ایران و جهانیان و بخصوص سازمانهای حقوق بشری از آن اطلاع بمانند. علیرغم تهدیدات و فشارهای مامورین وزارت اطلاعات اسامی تعداد دیگری از شهدای راه آزادی مردم ایران که به قرار زیر می باشد به اطلاع عموم می رسانیم؛
1- محمد حسين برزگر 25 ساله ديپلم شغل آزاد به دليل اصابت گلوله به سر در تاريخ چهارشنبه 27 خرداد در ميدان هفت تير به شهادت رسيد و در يكشنبه 31 خرداد بعد از تعهد گرفتن از خانواده در قطعه 302 به خاك سپرده شد
2- سيد رضا طباطبايي 30 ساله ليسانس حسابداري ، كارمند به دليل اصابت گلوله به سر در 30 خرداد در خيابان آذربايجان به شهادت رسيد و چهارشنبه 3تيربعد از تعهد گرفتن از خانواده در قطعه 259 به خاك سپرده شد.
3- ايمان هاشمي 27 ساله شغل آزاد به دليل اصابت گلوله به چشم شنبه 30 خرداد در خيابان آزادي به شهادت رسيد و چهارشنبه 3 تير در قطعه 259 به خاك سپرده شد.
4- پريسا كلي 25 ساله فارغ التحصيل رشته ادبيات به دليل اصابت گلوله به گردن در يكشنبه 31 خرداد در بلوار كشاورز به شهادت رسيد و سه شنبه 2 تير در قطعه 259 به خاك سپرده شد
5- محسن حدادي 24 ساله طراح برنامه هاي كامپيوتري شنبه 30 خرداد به دليل اصابت گلوله بر پيشاني در خيابان نصرت به شهادت رسيد و سه شنبه 2 تير در قطعه 262 به خاك سپرده شد.
6- محمد نيكزادي 22 ساله فارغ التحصيل عمران در سه شنبه 26 خرداد به دليل اصابت گلوله به سينه در ميدان ونك به شهادت رسيد و شنبه 30 خرداد در قطعه 257 به خاك سپرده شد.
7- علي شاهدي 24 ساله بعد از دستگيري و انتقال به كلانتري در تهرانپارس يكشنبه 31 خرداد به دلايل نامعلوم در كلانتري به شهادت رسيد پزشكي قانوني علت مرگ وي را نامشخص اعلام كرده اما خانواده وي معتقدند به علت ضربات باتوم در كلانتري به شهادت رسيده وي 4 تيردر قطعه 257 به خاك سپرده شد.
8- واحد اكبري 34 ساله شغل ازاد و متاهل داراي يك دختر 3 ساله در شنبه 30 خرداد به دليل اصابت گلوله به پهلو در خيابان ونك به شهادت رسيد و سه شنبه 2 تير در قطعه 261 به خاك سپرده شد.
9- ابوالفضل عبدالهي 21 ساله فوق ديپلم برق 30 خرداد در مقابل دانشگاه صنعتي شريف به دليل اصابت گلوله به پشت سربه شهادت رسيد و سه شنبه 2 تير در قطعه 248 به خاك سپرده شد.
10- سالار طهماسبي 27 ساله دانشجوي كارشناسي مديريت بازرگاني رشت شنبه 30 خرداد در خيابان جمهوري به دليل اصابت گلوله به پيشاني به شهادت رسيد ودوشنبه 2 تير در قطعه 254 به خاك سپرده شد.
11- فهيمه سلحشور 25 ساله ديپلم يكشنبه 24 خرداد به دليل اصابت باتوم به سر و خونريزي داخلي در ميدان ولي عصر بعد از انتقال به بيمارستان در تاريخ 25 خرداد به شهادت رسيد و 27 خرداد در قطعه 266 به خاك سپرده شد.
12- وحيد رضا طباطبايي 29 ساله ليسانس زبان انگليسي چهارشنبه 3 تير در بهارستان به دليل اصابت گلوله به سر به شهادت رسيد و 6 تير در قطعه 308 به خاك سپرده شد.
چنانچه در توضیات اسامی مشاهده می نمایید بضی از شهدای جانباختۀ راه آزادی مردم ایران زیر شکنجه جان باختند.مامورین وزارت اطلاعات همچنین خانواده های جانباختگان را تحت فشار قرار داده اند که از آوردن عکس بر سر آرامگاه آنها باید خوداری کنند.کشتار اخیر مردم ایران بی شک که یک جنایت علیه بشریت محسوب می بشود و برای پیشگیری از اینگونه جنایتها می بایست مراجع بین المللی برای رسیدگی به جنایتهایی که در هفته های اخیر روی داده و در زندانها همچنان ادامه دارد یک هیئت تحقیق بین المللی به ایران ارسال نماید و آمرین و عاملین آن را تحت تعقیب بین المللی قرار دهد.


نگرانی نسبت به وضعيت دانشجويان بازداشت شده دانشگاه همدان خبرنامه اميرکبير


با گذشت ۱۵ روز از بازداشت اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجويان همدان و تعدادی ديگر از دانشجويان دانشگاه بوعلی همدان، اين دانشجويان همچنان در بازداشت به سر می برند. طی روزهای گذشته پيگيری های خانواده ها و دوستان اين دانشجويان برای مشخص شدن وضعيت اين دانشجويان تاکنون به نتيجه ای نرسيده و مسئولين پاسخ مشخصی نسبت به وضعيت سلامت اين دانشجويان ارائه نمی دهند. اسامی برخی از دانشجويان بازداشت در همدان طی ۲ هفته اخير عبارتند از: امين نظرى عضو شورای مرکزی دفتر تحکيم وحدت (عضو شورای مرکزی دفتر تحکيم وحدت) سياوش حاتم (دبير انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه های همدان) رضا جعفريان (دبير سياسی) پوريا شريفيان (دبير صنفی) مهدی مسافر (دبير فرهنگی اجتماعی) حجت بختياری (عضو شورای مرکزی) مصطفى مهدى زاده محمد صيادی اين فعالين پس از دستگيری و ضرب و شتم توسط حراست دانشگاه ابتدا به نيروهای انتظامی و سپس در اختيار ستاد خبری اطلاعات همدان قرار گرفتند و تاکنون در سلول های انفرادی به سر می برند

www.bazr1384.com
www.bazr1384.blogfa.com
Email: bazr1384@gmail.com

بگذار برخیزد مردم بی لب خند! بگذار برخیزد!

از من سؤال کرده بودی: همه جا اولین چیزی که پرسش می شود اینست که بنظرتان چه می شود؟ چقدر مردم دوام می آورند؟ پس طبقه کارگر کجاست؟ چرا اقشار فقیر در صحنه کمرنگ هستند؟ آیا هنوز هم باید با موج سبز مرزبندی کرد؟ اجازه بهم بده اونجور که اوضاع رو می فهمم برات بگم.
برنامه های روزانه مان اساساَ، بر تجمع های روزانه چیده می شود. تا وقتی توی خونه نشستم دل تو دلم نیست. می خوام برم بیرون. فکر می کنم امروز کجا برم. چه کار کنم. چی میشه. چقدر از مردم میان؟ طاقتم نمی گیره. می زنم بیرون.
این روزها چهره همه چیز تغییر کرده. وقتی راه میری همه به هم نگاه می کنن. از تیپ و قیافه مردم می شه فهمید که امروز می خوان برن تجمع یا نه. شهر یک شکل دیگه است. آدم هر لحظه انتظار یک اتفاق رو می کشه. این روزها ترجیح می دم با وسایل نقلیه عمومی تردد کنم. همه جا صحبت از اتفاقات اخیره. دیگه طرفداران احمدی نژاد جرأت نمی کنن حرف بزنن. اما همه تا سر صحبت باز می شه نظراتشونو می گن. خیلیها شاکین از صدا و سیما که چرا انقدر وقیحانه دروغ می گن. چرا انقدر مردم رو احمق فرض می کنن. جوونا دارن تو خیابونا کشته می شن اما اینا صبح تا شب فیلم پخش می کنن. یک عده معتقدن که همینه که هست. چرا جوونا کشته بشن. اما تعداد این افراد زیاد نیست. زن جوانی امروز می گفت اگه این خیزش بخوابه این حکومت مثل طالبان میشه. دیگه مجبورمون می کنن برقع و چادر سرمون کنیم. صاف صاف توی چشممون نگاه می کنن و دروغ می گن. دیگه وقاحتشون از حد به در شده. بعضی از مردم عادی که زیاد هم توی تجمع ها نبوندن و فقط به ظاهر اوضاع و اتفاقات نگاه می کنن، وقتی که خیزش ها کمی از شدتش کم شد گفتن دیگه تمام شد و سرکوب شد. در مقابل بحث هایی که باهاشون میشد پاسخی نداشتن. می گفتن نتیجه نمی ده. البته شاید فقط به حریم کوچیک زندگی خودشون نگاه می کنن که دلشون نمی خواد ادامه پیدا کنه. عده ای معتقدن که آخوندها مکارن و سیاستمداریشونو تو مکتب انگلیس یاد گرفتن و عین اونا خوب می دونن که برای نگه داشتن قدرت چه کنن.
میگن شاه خیلی با مردم مقابله نکرد و فرار کرد. اگه اون موقع "صد هزار"نفر کشته شدن تا انقلاب شد اما ایندفعه"حداقل 30 میلیون کشته میشن". یک نفر گفت اگر هم ادامه پیدا نکنه اینا انقدر از روشنفکرا، دانشجوها، فعالین سیاسی، مردم عادی و جوونا می کشن که همون 30 میلیون بشه. پس بهتره بجنگیم تا چیزی به دست بیاریم و دلمون نسوزه که همه چیز باز به دست اونا افتاد ومطمئنم که تلافات هرگز به این اعداد نخواهد رسید.
در روزی که تجمع مقابل مسجد قبا بود با اتوبوس به سمت اونجا حرکت کردم. در قسمتی که سوار شدم، از 10 نفری که بودن 7 نفر داشتن می رفتن به مراسم. هر چه که به میدان محسنی می رسیدیم حالت غیر عادی مشهود بود. گاردی ها، بسیجی ها، توی قسمت عقب ماشینهای ون، یک قفس هایی گذاشته بودن و درشم باز بود. به قول رفیقی می گفت می خوان زیاد زحمت ندن به خودشون و راحت تا گرفتن بچپونن اون تو. زنی که معلوم بود که ساکن این منطقه اس با تعجب گفت چرا اینقدر شلوغه؟ زن سالمندی که عصا به دست داشت برای چندمین باز با صدایی رسا از چند نفر در مورد ایستگاه حسینیه ارشاد که محل برگزاری مراسم بود پرسید، زن سالمند گفت میدونید که امروز هفتم ندا ست! یکی پرسید ندا کیه؟ زن سالمند جواب داد: چطور نمی دونین؟! همون دختری که جلوی چشم همه غرق خون شد. به حسینیه ارشاد که نزدیک می شدیم صدای رسای شعار دادن تجمع کنندگان به گوش می رسید. "مرگ بر دیکتاتور".
مردم در دو سمت پیاده روها حرکت می کردن و گاردی ها هم در کنار خیابان و روی تمام پشت بامهای اطراف کیپ تا کیپ وایساده بودن. خیابان شریعتی هم کیپ تا کیپ ماشین بود و ترافیک شدیدی بود. راننده ها هم در همبستگی با مردم دست روی بوق گذاشته بودن و نیروهای گاردی و بسیجی هم حسابی کلافه بودند و سعی می کردند که راه رو باز کنند. جوانی توجهم را جلب کرد. در لابلای ماشینها و در حالیکه در اطراف پر از نیرو بود دستهایش را به سمت بالا حرکت می داد به معنی همراهی مردم و شعار دادن. انقدر مصمم و جسورانه این کار را می کرد که فکر کردم یعنی واقعاَ این دیکتاتورها و مستبدا امیدوارند که با سرکوب چنین جوانانی بر قدرت بمانند.
مردمی که از سمت پایین داشتن میومدن بالا، به بقیه می گفتن که آروم و بدون دویدن بیاین به سمت بالا چون دارن همینجوری کتک می زنن و میان اینطرف. از اوج گرفتن صدای شعار ها می شد فهمید که دارن کتک می خورن و برای مقابله فریادشونو بلند تر می کنن.
وقتی که اتفاقات قبل از انتخابات تا کنون را بازنگری می کنم می بینم که در این 3 هفته چه تغییراتی صورت گرفته. چه رادیکا لیسمی در مردم پدید آمد و رشد کرد. انرژی و پتانسیل جوانها که اکثریت جمعیت را تشکیل می دهند چون آتشفشانی که سالها خاموش بود غلیان کرد. رفیقی می گفت: مادرم در 30 سال حاکمیت جمهوری اسلامی رای نداده. اما امسال رای داد که چنین شد و حالا آنقدر مصمم هر روز با من به خیابان میاید و شعار می ده که به زور می برمش خونه. گفت موسوی بهانه شد برای آشکار شدن آتش زیر خاکستر. در روزهای اول اعتراضات باز هم شعارها و اعتراضات مردم همچنان رنگ و بوی سبز می داد. اما حالا دیگه تعداد سبز ها هم کم شده. تا قبل از انتخابات دعوا بر سر دو کاندیدا بود و کری خوندن طرفدارا. اما حالا دیگه همه، همه جا خیلی راحت از بر اندازی صحبت می کنن. می گن دیگه بسه هر چی خوردن و کشتنو، بردن. اگه ساکت بشینیم هر کاری بخوان باهامون می کنن. چیزی که خیلی توی این اعتراضات مشهوده حضور خانوادگی مردم و سنین و تیپ های مختلفه و این خیلی مهمه. افراد مسن با عصا، حضور وسیع و پر شور و شجاع جوونا، مادرها با بچه هاشون. اینها همه نشانه انگیزه بالای مردم برای تغییره. در جلوی مسجد قبا دوستی می گفت:" بابا این دخترا چکار می کنن تو این درگیریها، همش اون جلو هستن". گفتم آخه انگیزه هاشون خیلی زیاده. گفت آره! راست گفتن که انقلاب آینده ایران به دست زنهاست.
به هر حال این موضوع کاملا مشخصه که نگاه مردم به اتفاقات و مبارزات اخیر یه جور نیست. به جز اقلیت بسیار کمی که در این رژیم منافع دارن و می خوان همه چیز زود سرکوب و تموم شه، در بین مردم عادی با وجود نظرات مختلف بر سر ادامه این خیزش یا سرکوب آن یک مسئله مشترکه و اونم اینه که دیگه ادامه راه با این رژِیم خیلی سخته. همانطور که در بالا گفتم عده ای معتقدند که مردم مگه چقدرن و چقدر می تونن دوام بیارن. بالاخره خسته می شن. می تونم بگم که این افراد کسانی هستند که فقط به ظاهر قضایا نگاه می کنن و عمق و پشت پرده رو نمی بینن. عده ای دیگه می گن مردم الان طاقت و توان انقلاب رو ندارن و براش آمادگی ندارن و این خیزش جز کشته شدن و دستگیری برای مردم چیزی در بر نداره. عده خیلی کمی میگن مردم فقط باید مسلح بشن. هیچ راه دیگه ای نیست. وقتی دشمن مردم با سلاح میاد برای سرکوب، با شعار و سنگ نمی شه از خودمون دفاع کنیم. اما بعضیها جواب می دن که نه مردم نباید مسلح بشن وگرنه دیگه معلوم نیست چی بشه. هرج و مرج میشه. اگه قرار باشه هر کس تو خیابون راه بیفته و یک اسلحه دستش بگیره مگه میشه؟
دیگه حرفی از موسوی نیست. دیگه نماد های سبز خیلی کم شده. اگر چه هنوز عده ای هم در داخل و هم در خارج خیلی به این موج سبز دخیل بستن، اما مردم فهمیدن که بعد از 3 هفته امید داشتن به موسوی یک توهمه و دیگر هیچ. اون نشسته تو خونه اش یا در حال نامه نوشتن به کسانی است که سی ساله این وضع رو برای ما بوجود آوردن. مردم دارن می جنگن. اونم با چنگ و دندان. به قیمت جانشون. هر از گاهی یک بیانیه میده که بوی گند سازشش همه جا رو بر داشته. کم کم هم در آینده می گه که من از حقم می گذرم، مردم شما هم گذشت کنین.
اما مردم دیگه خواسته هاشون فراتر رفته. دیگه به مردم ثابت شده که واقعا با یک دیکتاتوری عریان و حکومت سراپا مرتجع روبرو هستن. وقتی به خیلیها میگی چرا هنوز برای موسوی شعار میدی؟ می گن دیگه چاره نیست. باید یک بهانه داشته باشیم. پس اسم چه کسی رو بیاریم. رهبر دیگه ای نیست، موسوی رو قبول نداریم، اما برای بیرون ریختن بهانه ای باشه، میگیم موسوی.
مهمترین مسئله در حال حاضراین است که مردم نیاز به یک رهبری برای هدایت مبارزاتشان دارند. این مسئله روشن می کنه که اونایی که مدعی مبارزه علیه استبداد و دیکتاتوری و حکومت ضد مردمی هستن چه وظیفه سنگینی روی دوششونه. از فعالین کارگری، دانشجویی، زنان، معلمان و همه کسانی که خواهان انقلاب و دگرگونی هستن باید در جهت هدایت مردم و جوانانی که توی این مبارزات نشون دادن که چقدر با انگیزه و جسورن قدم بر دارن. مبارزات خودجوش مردم باید شکل آگاهانه بگیره تا بتونه به شکل پیوسته ادامه پیدا کنه. اونایی که با کم شدن شدت اعتراضات زود پاسیو شدن و گفتن دیگه سرکوب شد باید بهشون گفته بشه که مبارزه افت و خیز داره. همیشه یکنواخت نیست. هر جوری که شروع بشه به همون صورت ادامه پیدا نمی کنه و تموم نمی شه. مردم در طی یک مبارزه خیلی نظراتشون تغییر پیدا می کنه و رشد می کنه. در مبارزات اخیر با وجود دستگیری های بیشمار و کشتار مردم، اما باز هم ادامه پیدا کرد. اونایی که موندن میشه گفت که جزو رادیکالترین افراد هستن و باید تلاش بشه تا آگاهیشون بالا بره و مبارزه شون به شکل سازمان یافته ادامه پیدا کنه.
نسل سومی ها و دومی ها باید از تجارب نسل اول استفاده کنن تا اشتباهات اونا رو در سال 57 تکرار نکنن. باید به هر شکلی که ممکن هست در جهت هدایت مبارزات و آگاه کردن افکار مردم استفاده کرد. از بردن شعار و پلاکارد که جزو ابتدایی ترن کارهاست تا بحث های آگاه گرانه. باید بتوان هسته های محکم انقلابی از رادیکالترین نیروها، از جوانانی که شبانه با نیروهای رژِیم در نبردند تا کسانی که در مبارزات به شکل منسجم و مداوم و رادیکال شرکت می کنند تشکیل داد و برنامه های انقلابی و مبارزاتی برای مقابله با نیروهای رژیم و هدایت مردم در مبارزات ریخت.
اکثریت مردم از شکاف بین سران رژیم آگاهند. باید جزئیات این اتفاقات و نقش کشورهای خارجی و ضعیف شدن رژیم به دلیل این اختلافات رو برای مردم توضیح داد. نکته ای که فکر می کنم خیلی مهمه اینه که اکثریت مردم در این دوره در مورد نقش کشورهای خارجی و بخصوص آمریکا خیلی آگاه بودن و می گفتن که آمریکا راه نجات مردم نیست. نباید از چاله جمهوری اسلامی در بیایم بیفتیم تو چاه اونا. می شیم مثل عراق و افغانستان وخوب این نشانه آگاه شدن مردم و بالا رفتن شعور سیاسیشونه.
باید از تضعیف نیروهای نظامی به دلیل اختلافات و دو دستگی بین اونا رو برای مردم توضیح داد. وقتی رژیم برای سرکوب مردم از تمام نیروهای نظامیش اعم از بسیج و سپاه و ارتش و گارد رهبری و لباس شخصی و ... استفاده می کنه یعنی آنقدر مردم قوی بودن که اونا مجبور شدن از همه نیروهاشون استفاده کنن. مردم باید از تضادی که بین سران رژیم به وجود اومده و تضادی که بین خودشون و رژیم هست به بهترین شکل ممکن استفاده کنند. نباید اجازه بدن که جناحی از حکومت سوار بر موج مبارزات مردم بشن و به نفع خودشون استفاده کنن. مهم ماهیت این رژیمه که نباید حفظ بشه. هر جناحی از حکومت که سر کار بیاد ماهیت اسلامی و ارتجاعی رژیم باقی می مونه.
در 30 سال حاکمیت جمهوری اسلامی تمام جناحها در دوره های مختلف بر سر کار اومدن و امتحان خودشون رو پس دادن. مردم به عوام فریب بودن و ستمگر و مستبد بودن رژیم دیگه شکی ندارن و انتخابات بهانه ای شد تا اقیانوس خشم مردم به حرکت در بیاد.
در آستانه 18 تیر سالگرد کشتاردانشجویان در رژیم اصلاح طلب خاتمی پس از 10 سال و در ادامه مبارزات مردم، اینبار نگذاریم که مبارزات جوانان و دانشجویان خاموش گردد. به رادیکالترین شکل ممکن دهمین سالگرد شورش قهرمانانه دانشجویان در 18 تیر را برگزار کنیم. وقایع 18 تیر 78 و برخوردهای رژیم را برای مردم باز گو و افشاگری کنیم تا همگان بدانند که حامی موسوی در انتخابات امسال خودش که بود و چه عقبه ای داشت.

به امید پیروزی!
نه سازش ، نه تسلیم ، نبرد تا رهایی!
تاریخ:
پنج روز مانده به دهمین سالگرد 18 تیر!
يادداشتی برای نسل های آينده، آرش حجازی

و چهره‌ی ماندگار است، احضار کرده‌اند بی‌آنکه هيچ دخالتی در اين ماجراها داشته باشد.ءمن فقط کاری را کردم که هر انسان شريفی در
به پروردگار که شاهد من است و به شرافتم سوگند ياد می‌کنم که فقط و فقط حقيقت را درباره‌ی مشاهداتم گفتم. من فقط يک شاهدم. چرا بايد به جای قاتل، شاهد تحت تعقيب قرار گيرد؟ آيا خون کافی ريخته نشده؟ آيا بايد از ترس در برابر اين جنايت هولناک ساکت می‌ماندم؟ آيا اين پيامی است که قصد داريم برای نسل‌های آينده‌مان به جا بگذاريم؟هراس من،ءباری،ءهمه از مردن در سرزمينی‌ستکه مزدگور کن از بهای آزادی آدمی افزون باشداحمد شاملوبعد از مصاحبه‌ام در روز ۴ تير ماه ۱۳۸۸ (۲۵ ژوئن ۲۰۰۹) با بی‌بی‌سی درباره‌ی مشاهدات شخصی‌ام در مورد قتل وحشيانه‌ی ندا آقاسلطان، روز دهم تيرماه در اخبار خواندم که حکمی برای دستگيری من از سوی دولت ايران صادر شده است.ءهمان‌طور که در مصاحبه‌ام گفتم، انتظار چنين حرکت مذبوحانه‌ای برای کتمان حقيقت در برابر اين جنايت بی‌رحمانه از طرف دولتی می‌رفت که بنيادش بر دروغ و ظلم است. در اين مصاحبه پيش‌بينی کردم که گفته‌های مرا کتمان می کنند. که اتهامات بسياری را متوجه من خواهند کرد. اين دولت، به جای آنکه بکوشد قاتلان اصلی اين دختر معصوم و ده‌ها قربانی ديگر را پيدا کند و مسئوليت بی‌کفايتی خود را بپذيرد، سعی دارد هر فرد، کشور يا نهاد ديگری را که هيچ خطايی مرتکب نشده، مقصر بشمارد.ءخانواده و دوستان مرا در ايران، که هيچ ارتباطی با اين ماجرا ندارند، تحت فشار گذاشته‌اند. پدر ۷۰ ساله‌ام را که استاد دانشگاه چنين شرايطی انجام می‌داد. سعی کردم يک قربانی را نجات بدهم و آنگاه که حقايق مرگش را رسانه‌های دولتی ايران مخدوش می‌کردند، بر آنچه شاهدش بودم شهادت دادم.ءچنان زيسته‌ام که هرگز دچار ندامت نشوم. من از نخستين پزشکانی بودم که در فاجعه‌ی هولناک زلزله‌‌ی بم به آن شهر رفتم، فقط برای آنکه در کنار قربانيان معصومی باشم که در آستانه‌ی از دست دادن اميدشان بودند.ءاين بار، در کنار قربانی معصوم ديگری بودم، کاملاً برحسب تصادف، بدون آنکه تصوری داشته باشم که وارد چه ماجرايی می‌شوم. اما اين بار، اين قربانی را بلايای طبيعی نکشت. آز و شهوت قدرت بود که خون او را ريخت.ءمن نويسنده هم هستم، و اگر داستان‌ها، مقالات و گفته‌های مرا بخوانيد، پی می‌بريد که همواره از حقوق بشر دفاع کرده‌ام و همواره بهايش را پرداخته‌ام.ءهمواره کوشيده‌ام زندگی‌ صادقانه و شريفی داشته باشم و هرگز به ارزش‌هايم خيانت نکرده‌ام.ءبر اين باورم که آنچه برای نجات جان ندا و بعد گفتن ماجرايش انجام دادم، کار درستی بود. اعتقاد دارم که خدا پروردگار شجاعان است. ايمان دارم که حقيقت ما را آزاد خواهد کرد. همه‌کارم را مطابق وجدانم انجام داده‌ام و اگر بايد بهايی برايش بپردازم، چنين باد. اما اين حق را دارم که از شرافت و صداقتم دفاع کنم.ءبه پروردگار که شاهد من است و به شرافتم سوگند ياد می‌کنم که فقط و فقط حقيقت را درباره‌ی مشاهداتم گفتم.ءانقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی ايران بر عهدی بنيان گذارده شد که امروز مردم ايران همچنان به آن پايبندند. ملجاء مردم در هنگام نبرد عليه استبداد رژيم گذشته همين ايمان بود، و نيز هنگامی که خون‌های بسياری را فدا کردند تا در برابر تهديد خارجی از سوی مستبدی ديگر که با مشت آهنين بر عراق حکومت می‌کرد، از سرزمينشان دفاع کنند.ءليک، اين دروغ تمامی ادعاهای اين دولت مشخص را زير سؤال می‌برد؛ اين دولت که تاريخ جنگ جهانی دوم را مخدوش کرده، که ادعا می‌کند آزادی بيان در ايران جاری است، ادعا می‌کند که در زندان‌های ايران زندانی سياسی نيست، مدعی است که هيچ سانسوری بر کتاب‌ها، اطلاعات، رسانه‌ها و مطبوعات ايران اعمال نمی‌شود، و وانمود می‌کند به حقوق شهروندی از جمله حق تجمع، حق اعتراض و حقوق برابر برای شهروندان ايران، فارغ از جنس و نژاد و دين احترام می‌گذارد.ءدر بيست روز گذشته اما، جهان کذب بودن تمامی اين ادعاها را از راه چشم‌های اشکبار ايرانيان دلاور ديده است. مطمئنم جهان هرگز اين دروغ تازه را باور نخواهد کرد و درک می‌کند که اين پزشک، نويسنده و ناشر، کاری نکرده است جز عمل به حکم وجدانش در شتافتن به ياری کسانی که به ياری نياز داشتند، و بازگفتن حقيقت.ءندا تنها کسی نبود که در اين غوغا به خاک افتاد. آيا تمامی آن کسانی که بی‌گناه به قتل رسيدند، قربانيان توطئه‌ی جهانی بوده‌اند؟ چرا قاتلان قربانيان ديگر تحت تعقيب قرار نمی‌گيرند؟ يا شايد بايد بی‌کفايتی و بی‌تفاوتی غيرنظاميان مسلحی را مسئول دانست که نتوانستند خردمندانه اعتراضات قانونی شهروندان ايرانی را نسبت به بی‌عدالتی برتابند.ءمن فقط يک شاهدم. چرا بايد به جای قاتل، شاهد تحت تعقيب قرار گيرد؟ آيا خون کافی ريخته نشده؟ آيا بايد از ترس در برابر اين جنايت هولناک ساکت می‌ماندم؟ آيا اين پيامی است که قصد داريم برای نسل‌های آينده‌مان به جا بگذاريم؟بر اين باورم که هيچ شهروند جهانی از پشتيبانی من و هزاران ايرانی ديگری دست نخواهد کشيد که کتک خوردند، زندانی شدند، تحت تعقيب قرار گرفتند و به خاک و خون کشيده شدند، فقط برای اينکه می‌خواستند ملتی آزاد باشند و در مسير برکت و عدالت به جهان بپيوندند و در اين راه ديگران را در فرهنگ غنی و تاريخ لباب از دلاوری‌شان سهيم کنند.ءبر خود می‌بالم که بخشی از اين حرکت باشم. کاری را کرده‌ام که هر انسان شريفی انجام می‌داد، و به اين دليل مورد تهديد قرار گرفته‌ام. درست همان‌گونه که تمامی اين شهدا کاری را کردند که هر جان آزاده‌ای انجام می‌داد، و به همين خاطر به قتل رسيدند؛ به دست نفرت سياهی نسبت به هرآنچه اين شهدا به پايش ايستاده بودند: آزادی، راستی، و عدالت.ء
آرش حجازی
یازده تيرماه ۱۳۸۸۲ ژوئيه ۲۰۰۹
سفرای ایران در اروپا احضار شدند
کشورهای اتحادیه اروپا،
امروز جمعه، اعضای نمایندگی‌های ایران در کشورهای عضو این اتحادیه را احضار کردند.ءبه گفته یک دیپلمات اروپایی نزدیک به هیئت رئیسه اروپا، این اقدام در اعتراض به بازداشت کارکنان ایرانی سفارت بریتانیا در تهران، صورت می‌گیرد.ءبه گزارش خبرگزاری فرانسه، این دیپلمات گفت:ء«ما داریم سفرای ایران در سراسر اتحادیه اروپا را احضار می‌کنیم و اوضاع مربوط به کارکنان محلی سفارت بریتانیا را طی هفته بعد زیر نظر خواهیم داشت.»ءوی در ادامه گفت:ء«ء«هیچ گزینه‌ای منتفی نیست.ءوی در مورد احضارها از سوی دولت‌های اروپا افزود:ء«آن‌ها دیپلمات‌ها و کاردارهای ایرانی را احضار کرده‌اند. این امر طی امروز جریان دارد، برخی از این احظارها انجام شده‌است.»ءدر پی دستگیری ۹ تن از کارکنان ایرانی سفارت بریتانیا در تهران و ادامه بازداشت یک یا دو تن از آن‌ها در ایران، اتحادیه اروپا نشست دوروزه ویژه‌ای برای بررسی واکنش خود به ایران در شهر استکهلم، پایتخت سوئد برگزار کرده‌است.ءهیئت رئیسه سوئدی اتحادیه اروپا شب گذشته به ایران هشدار داد که در این رابطه «آماده اقدام است» و بامداد امروز (جمعه) نیز این اتحادیه اعلام کرد که «قصد دارد شماری از مقامات جمهوری اسلامی را به اروپا ممنوع‌الورود کند ولی اتخاذ این تصمیم به شرایط موجود طی روزهای آینده بستگی خواهد داشت.»ءاز سوی دیگر آیت‌الله جنتی، دبیر شورای نگهبان، امروز در خطبه نماز جمعه تهران از محاکمه شدن کارکنان بازداشت‌شده سفارت بریتانیا خبر داد.ءبریتانیا از ۲۶ کشور دیگر اتحادیه اروپا خواسته تا سفیران خود را از ایران خارج کنند. یکی از دیپلمات‌های اروپایی امروز در این خصوص گفت که «خارج کردن سفرا از ایران به عنوان یکی از گزینه‌ها وجود دارد ولی ما باید رویکردی به تناسب داشته باشیم.»ءوی افزود:ء«از هنگامی که فکر خارج کردن تمامی سفرای اتحادیه اروپا روز یک‌شنبه مطرح شد، هفت تن از ۹ بازداشت‌شده سفارت آزاد شده‌اند. این رویکردی با تناسب است. ما باید به کسانی در ایران که می‌خواهند به ما در زمینه رسیدن به اهدافمان کمک کنند مقداری انعطاف نشان بدهیم.»ءمقامات ایران، بریتانیا را به دخالت در امور داخلی ایران متهم می‌کنند. بریتانیا این اتهام را رد می کند.ء

ما همه ندا هستیم

ندا تنها ویترینی شد از ظلم و ستم و کشتارولایت مطلقه فقیه.بسیاری از جوانان که
بدست مزدوران این ولایت مطلقه در این سالها کشته شدند اما نبود دوربینی تا ان را
ضبط کند و نمایش دهد.اما عمق درد این فیلم چند ثانیه ای و معصومیت چشمان ندا در
لحظات اخر زندگی انچنان است که امران این قتلها را نیز به وحشت انداخته تا جایی که
احمدی نژاد ظاهرا دستور به پی گیری ماجرا کرده.گرچه نتیجه از هم اکنون روشن است.از
رییس دولتی که با خیانت به رای مردم و کودتا قرار است زمام امور را بدست بگیرد چه
انتظار جز عوام فریبی هست؟راستی چرا وزارت اطلاعات پی گیر این ماجرا نشد؟

شهادت ندا

من حرفهاي زيادي براي گفتن دارم ولي نميدانم از كجا شروع كنم در حيرتم وقتي كه
فلسطينيان در غزه كشته ميشوند و حماس با سپر قرار دادن مردم عادي و شليك خمپاره از
مناطق مسكوني آنها را به كشتن ميدهد ازجمله خامنه اي خونخوار و احمدي نژاد خائن و
پليد و بسيجيهاي مزدور همه خودرا ميدرند و عزاي عمومي اعلام ميشود واين به حساب
دخالت در امور داخلي گذاشته نميشود وقتي بر سر امضاي توافقنامه عراق و آمريكا سران
پليد جمهوري اسلامي بيانيه صادر ميكنند و آن را خيانت به مردم عراق ميدانند و طلب
خسارت جنگ ميكنند باز هم مداخله محسوب نميشود .ولي هنگامي كه نداي عزيز به دستور
سران ظالم و سفاك جمهوري اسلامي و به دست مزدوران بسيجي به شهادت ميرسد وقتي به دست
سربازان ضد شورش عرب بر سر مردم مظلوم و بي دفاع باتوم فرود ميايد اظهار نظر انسان
دوستانه كشورهاي جهان كه نمايندگان واقعي مردم خود هستند دخالت محسوب ميشود.اين همه
جيره خور و مزدور جمهوري اسلامي اظهار نظر كردند و هيچكدام حتي فيلم شهادت ندا را
به دقت نديده اند هر كدام جداگانه آن را به گردن انگليس و مجاهدين خلق و معترضين

  • ندا مظهر آزادی ایران

    سلام ودرود بیکران جوانان آزاد ایران زمین به شهیدان راه آزادی و ندا ژاندارک معصوم
    واتفاقی ایران . شاید بعضی از کوته خردان که اکنون در قدرتن فکر کنن این خونهای پاک
    و مقدس پایمال میشه ولی ما جوانان آزادیخواه که بیشترین ستم ها و ظلمها رو از این
    حکومت استکباری کشیدیم و نسل سوخته شدیم به زودی از این نهال آزادی که با قطره قطره
    خون نداها آبیاری شده پاسداری میکنیم تا یا جشن آزادی بگیریم و هر کدوم برای شهدا
    شمعی روشن کنیم یا در ملکوت به نداها برسیم ولی در هر صورت ما برنده ایم پس ای
    رهروان راه آزادی پاینده باشید وهر لحظه احساس یاس و نا امیدی کردین یاد لحظه اخر
    عمر کوتاه ندا کنین تا اشکانتان سرازیر و آتش نفرت و انتقام در درونتان شعله ور شود
    که این تنها سلاح ماست

آن شب که صحنه پرواز تو را دیدم چه غمناک گریستم و چه اندوهبار بود لحضه های رفتنت و آنوقت که احمد خاتمی در نماز جمعه تهران مرگ پر خون تورا یک طراحی نامید چه بار سنگین انزجار قلبم را فشرد . ندای عزیزباور دارم که خون تو درخت آزادگی ایران را آبیاری کرد وای کاش من جای تو بودم . ندای عزیز باور دارم که خون تو به زودی بلای جان آنانی می شود که اعتقاداتت را لگدکوب کردند آنانی که به هم وطنانت خیانت کردند آنانی که خونت را ریختند و آنانی که این خون ریزی رارهبری و توجیه کردند. زنده باد نام تو زنده باد ایران

گزارش پشتيبانی از مبارزات کارگران وزحمتکشان ايران


تشکلهای جهانی کارگري،در همبستگی با کارگران ايران طی يک بيانيه از اعضا و هواداران خود خواسته‌ بودند که روز جمعه، 5 تير ماه برابر با 26 ژوئن در سراسر دنيا در مقابل سفارتخانه‌ و يا کنسولگريهای ايران گرد هم آيند و خواهان عدالت، حق تشکل، حق اعتصاب و ساير حقوق پايه‌ئی برای کارگران ايران شوند. فعالين اتحاد بين المللی در حمايت از کارگران در ايران واحد سوييس همراه با ديگر واحدهای اتحاد بين المللی در کشورهای مختلف دنيا به اين فراخوان پاسخ داده و جمعه 26 ژوئن در جهت اعتراض به زندانی نمودن کارگران وبی حقوقی آنان وهمچنين اعتراض عليه وحشيگری رژيم اسلامی در به خاک وخون کشيدن مردم ايران که برای آزادی وعدالت بپاخواسته اند ، مقابل لانه جاسوسی جمهوری اسلامی در شهر برن /سوييس دريک تجمع اعتراضی شرکت نمودند.در اين تجمع اعتراضی که فعالين احزاب و فعالين سياسی نيز در آن شرکت داشتند شعارهايی عليه نظام ضد مردمی جمهوری اسلامی داده شد وحاضرين مراتب حمايت وپشتيبانی خود از کارگران دانشجويان معلمان و زنان مبارز کشورمان را اعلام نموده وخواهان نابودی رژيم سرمايه داری اسلامی در کليت آن شدند. به همين مناسبت بيانه ای توسط واحد سوييس اتحاد تنظيم که توسط يکی از اعضاء اتحاد آقای مجيد توکلی متين قرائت گرديد.متن بيانيه همراه با تصاويری از اين حرکت اعتراضی بحضورتان تقديم ميگردد. مرگ بر جمهوری اسلامی ايران نابود باد نظام سرمايه داری در ايران وجهان برقرار باد عدالت ،صلح وآزادی در سراسر جهان اتحاد بين المللی در حمايت از کارگران در ايران ،واحد سوييس بيانيه اتحاد بين المللی در حمايت از کارگران در ايران /واحد سوييس با درود به دلاور زنان ودلاور مردان سرزمينمان که شجاعانه در مقابل فاشيسم جمهوری اسلامی سينه سپرنموده وقهرمانانه فرياد آزادی را در برابر گلوله سرميدهند. ما فعالين کارگری بر اساس فرخوان اتحاديه جهانی کارگران: فدراسيون بين المللی اتحاديه‌های کارگری (ITUC)، آموزش و پرورش بين المللی (EL)، فدراسيون بين المللی کارگران حمل و نقل (ITF) و اتحاديه‌ بين المللی غذا و انجمنهای کارگری متحد آن (IUF) وسنديکاهای فرانسوی س اف د ت، س ژ ت، ف او، س ف ت س و يو ان س آ (CFDT, CGT, FO, CFTC and UNSAکه روز 26 ژوئن ، را به عنوان "روز اکسيون جهانی در حمايت از کارگران ايران" تعيين کرده‌اند. اين تشکلهای جهانی کارگري، که بيش از 170 ميليون کارگر در آنها عضويت دارند طی يک بيانيه از اعضا و هواداران خود خواسته‌اند که روز جمعه، 5 تير ماه برابر با 26 ژوئن در سراسر دنيا در مقابل سفارتخانه‌ و يا کنسولگريهای ايران گرد هم آيند و خواهان عدالت، حق تشکل، حق اعتصاب و ساير حقوق پايه‌ئی برای کارگران ايران شوند. سازمان عفو بين الملل نيز از اين کمپين دفاع کرده است.ما از اين فرصت استفاده نموده و جهت تداوم اعتراضات خود وهمدلی با کارگران وزحمتکشان ايران در اين حرکت اعتراضی شرکت نموده ايم. ايران ما امروز در آتش وخون شناور است ،کارگران ،دانشجويان ،معلمين وزحمتکشان ايران در آرزوی عدالت وآزادی در برابر يک رژيم فاشيست مسلح قرارگرفته اند . جناحهای حکومتی( اصلاح طلب و محافظه کار)به خيال خود قصد مهار جنبش مردمی به نيت پايداری رژيم را در سر ميپرورانند غافل از آنکه کارگران ،دانشجويان ،معلمين وديگر زحمتکشان جامعه ما کوچکترين اهميتی به ترفندهای حکومت اسلامی نداده و منافع خود را بدرستی تشخيص ميدهند. ما ضمن همدردی با خانواده جانباخته گان روزهای اخير وهمدلی با مردم بپاخواسته کشورمان ،خواسته های بحق اين اکسيون اعتراضی را که دفاع از حقوق حقه کارگران ايران است را فرياد ميزنيم. ما براين اعتقاد هستيم که مبارزات جاری با تشکيل شورای تشکلات مستقل کارگران ،دانشجويان ،معلمين ،پرستاران وديگرزحمتکشان جامعه با يک برنامه ريزی سيستماتيک از طريق اعتصابات عمومی به پيروزی خواهد رسيد. کارگران ،دانشجويان ،معلمين و استادان زندانی آزاد بايد گردندد زندانيان سياسی آزاد بايد گردند. نابود باد نظام سرمايه داری در ايران وجهان بر قرار باد آزادی وعدالت اتحاد بين المللی در حمايت از کارگران در ايران /سوييس


گزارش کوتاهی از تظاهرات ایرانیان در مقابل سفارت جمهوری اسلامی در استکهلم
روز جمعه 26-06- 2009 تظاهراتی در مقابل سفارت جمهوری اسلامی در استکهلم با شرکت بیش از پانصد نفر برگزار شد. این حرکت بدنبال تظاهراتهای پیگیربود که ایرانیان مقیم سوئد، بویژه در استکهلم بیش از یک هفته است که هرروزه در میدان مرکزی شهر برگزارمی کنند.


درمقابل سفارت جمهوری اسلامی مردم به خشم امده در پشت دیوارهای سفارت که از تورهای آهنی تهیه شده است فریاد میزد ند: مرگ بر جمهوری اسلامی، مرگ بر خامنه ای، مرگ بر دیکتاتور و جمهوری اسلامی مرگت فرا رسیده. پس از مدتی کارکنان سفارت که در محوطه باغ سفارت پرسه میزدند با اشارات دست و تمسخر به تظاهر کنندگان ظاهراً سعی میکردند خود را بی خیال نشان دهند. پس از چند ی بر اثر این حرکات، خشم مردم بالا گرفت و به تکان دادن نرده هار آهنی سفارت پرداختند. در یک لحظه یکی از نرده ها فرو ریخت و تعدادی نزدیک به یکصد وپنجاه نفر به محوطه سفارت وارد شدن و با سنگ و هرچه آنچه که در اختیارشان بود به سمت مزدوران سفارت پرتاب میکردند. یکی از این مزدوران به شیوی همکارانش در ایران تظاهر کنندگان را به ضرب چاقو و گلوله های سرٌبی به قتل میرسانند به سوی یکی از تظاهر کنندگان حمله ور ٌشد و موفق شد دست و قسمتی از گوش و گردن او را مورد اصابت چاقوی خود قرار دهد. سایر تظاهر کنندگان که متوجه این امر شدند به او حمله کردند و با چوبهایی که در صحن باغ سفارت بدست آورده بودند به او حمله کردند و او ناچار بر فرار از صحنه گردید که در حال فرار مورد ضرب چوبدستی های تظاهر کنندگان قرار گرفت ها فرار کرد. مردم به سمت ساختمان سفارت دویدند تا به ساختمان سفارت وارد شوند که یکی ازمزدوران با کشیدن اسلحه ی کمری خود قصد تیر اندازی به طرف آنها را داشت، اما چند نفر که متوجه این او شده بودند بر سر او ریختند وبا زدن چوب به دست و پای او او به زمین زدند و پیش از اینکه موفق به فرار شود مورد اصلبت چوب دستی های تظاهر کنندگان قرار گرفت. تمام خودرو های موجود درمحوطه ساختمان سفارت سنگباران تظاهر کنندگان شدند. تظاهر کنندگان با چوب و سنگ تقریباً تمام شیشه های جا سوسخانه ی جمهوری اسلامی را خٌرد کردند. پلیس که غافلگیر شده بود از پشت نردها ی سفارت نظاره گر ماجرا شده بود. ( از آنجا که سفارتخانه مثابه بخشی از سرزمین ایران تلقی میشود پلیس نمی توانست بدون اجازه ی مسفیر جمهوری اسلامی وارد محوطه بشود) این ماجرا نزدیک به 10 دقیقه ادامه یافت و پیش از اینکه نیروی کمکی پلیس به اطراف سفارت جمع شوند و فرصت پاسخ به تقاضای کمک از جانب سفیرپاسخ دهند، تظا هر کنندگان موفق به گریز از محوطه میشوند. در این ماجرا 2 تن از تظاهر کننده گان را دستگیر می شوند.

به این ترتیب ایرانیان مبارزساکن استکهلم موفق شدند که تعم تلخ خشمشان را به حامیان و کارگزاران رژیم جنایت و کشتار به چِشِانند. این تظاهرات به ابتکار نیروهای چپ برگزار گردید و شرکت کنندگان با تعلقات فکری مختلف شرکت داشتند و هیچ محدودیتی در حمل شعار و پلاکت وجود نداشت.حامیان جمهوری اسلامی که درآنجا حضور نداشتند، جهت وارونه جلوه دادن این حرکت به دروغ پردازی و پخش شایعات بی اساس پرداختند.این حرکت رزمنده که حقیقتاً گوشه ای از خشم و نفرت مردم داغ دیده ی سرزمین مان است، باز تاب خشم مردمی است که هر روز و هر لحظه بهای حضور و بقای حکومت نکبت و جنایت جمهوری اسلامی را با خون فرزندانشان می پردازند
پنجم تیر ( 26 ژوئن ) اقدام همبستگی جهانی با کارگران ايران
آيت الله سيد علی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی دفتر رهبر ولايت فقيه خيابان جمهوری اسلامی انتهای خيابان شهيد کشور دوست، تهران ، جمهوری اسلامی ايران 24 جون 2009 روز اقدام همبستگی جهانی با کارگران ايران عاليجناب، مطلب پيش رو به نمايندگی از 170 ميليون کارگر برای ابراز همبستگی با بسياری از کارگران ايران که به خاطر محترم شمردن حقوق مسلم دمکراتيکشان به تظاهراتهای خيابانی پيوسته اند به رشته تحرير در می آيد.مردم ايران بايد از تمامی حقوق انسانی اعم از آزادی تشکل و تجمع برخوردار گردند. سرکوب شديد تظاهرات های مسالمت آميز و ارزش قائل نشدن به شأن و مقام انسانی وحشت انگيز است و استفاده نامتعادل و نابجای خشونت ده ها کشته و صدها زخمی بر جای گذاشته است. تشکلات کارگری در سرتاسر جهان با شاهد بودن بر اينکه کارگران و شهروندان تا چه حد در تظاهرات های کارگری حمله و بازداشت قرارگرفته اند مأنوس گشته اند. مورد آخر تلاش برای برپايی راهپيمائی مسالمت آميز اول ماه می در پارک لاله تهران بود. بسياری از تظاهرات ها در آستانۀ انتخابات با سرکوب خشونت آميز و دستگيری صدها نفر همراه بوده است. واکنش بيرحمانۀ مقامات دولتی به بيان خواسته های مشروع مردم با گزارش هايی که حاکی از آنست که مقامات دولتی در چند روز گذشته به مساجد در ايران دستور داده اند تا به هيچيک از قربانيان تظاهرات ها هيچگونه ياری رسانی صورت نپذيرد. اين انعکاسی است از عدم وجود ارزش و احترام بنيادين برای مردم خودتان. چند هفته قبل از رأی گيری برای انتخابات رياست جمهوري، آی.تی. يو. سی ( کنفدراسيون بين المللی اتحاديه های کارگری)، ای.آی ( سازمان آموزش جهانی)، آی.تی.اف ( کنفدراسيون بين المللی کارگران حمل و نقل)، آی.يو.اف ( اتحاديه بين المللی خدمات و صنايع غذايی) تشکيل ائتلافی به نام " دادخواهی برای کارگران ايران" را اعلام کرده و تمامی اعضايمان را فرا خوانديم تا با توجه به ادامۀ سرکوب کارگران در ايران در روز 26 جون يعنی روز اقدام جهانی همبستگی شرکت کنند. خاموش سازی بيرحمانۀ مراسم در آستانۀ انتخابات برای ما قابل تصور نبود. سرکوب سبعانۀ مردم دولت فعلی را بی اعتبار می سازد و کارگران و شهروندان نهادهای خودتان در مواردی مربوط به قانون شکنی هائی در ارتباط با انتخابات و مهمتر از آن به خاطر ممانعت محض در برابر حقوق بنيادی انسانی نظير آزادی بيان، آزادی تجمع و تشکل نارضايتی خود را از دولتی که شما از آن حمايت می کنيد به نمايش می گذارند. اين محدوديت ها مردم ايران را از برآوردن فريادشان باز می دارد. در دوران بحران عميق اقتصادی حاضر، فشار بر کارگران و تمامی مردم ايران که متحمل مشقات شديد اقتصادی می باشند بسيار طاقت فرسا شده است. کارگرانی که به عناوين گوناگون تلاش کرده اند تا صدای محروميت خود را در مورد دستمزدها، پائين بودن شرم آور دستمزدها، قراردادهای موقت، بيمه های بيکاري، امنيت اجتماعی و شرايط اسفناک کاری برآورند، هر بار با سرکوب رو در رو شده اند. بسياری از فعالين اتحاديه ها از جمله: منصور اسانلو، ابراهيم مددي، فرزاد کمانگر و شرکت کنندگان در تجمع اول ماه امسال، به سبب تلاش هايشان در زندان ها بسر می برند. کسانی که در خيابان های تهران و شهرهای ديگر دست به تظاهرات می زنند ديگر حاضر به پذيرش چنين سرکوبی نمی باشند. مردان و زنان گارگر از هر گوشه و کنار جهان و از تشکلاتشان در اتحاديه های جهاني، در حمايت از مبارزات برادران و خواهران ايرانی شان، فريادهايشان را به فرياد های آنها در حمايت از مبارزاتشان برای پايه ای ترين حقوق بشر و کارگران می افزايند. ما مصرانه شما را بر آن می داريم تا در جهت پايان بخشيدن فوری بر برخورد خشونت آميز عليه تظاهرات مسالمت آميز، اقدام های لازم و ضروری را بعمل آورده و کسانی را که مسئوليت خشونت و کشتن مردم را بر عهده دارند به پای ميز عدالت بکشانيد. آغاز دمکراسی و حقوق بشری که به صورت جهانی برسميت شناخته می شود برای مردم ايران امری مورد نياز و ضروری بوده و پيش شرطی است برای به اجرا گذاشتن راهی متصور برای همه کشورها، برای يافتن راه حل هائی برای بحرانهای سياسی و اقتصادی فعلی در ايران. اهداف اتحاديه کارگری بين المللی روشن و مشخص و به قوت خود باقی اند. ما برای: 1_ حقوق کامل دمکراتيک برای مردم ايران شامل : آزادی تشکل و تجمع 2_ توقف هر گونه سرکوب خشونت آميز 3_ آزادی تمامی فعالين اتحاديه ای 4_ به رسميت شناختن تمامی تشکلات مستقل کارگری در ايران 5_ احترام گذاشتن به حقوق حقۀ کارگران و قبول تمامی کنوانسيون های بنيادی آی.ال.او ، مشخصا در زمينه آزادی تشکل و قرارداد دسته جمعی کار 6_ توقف تمامی سرکوب های ضد اتحاديه ای و 7_ بکارگيری مجدد کارگران اخراجی که ناعادلانه از کار بيکار شده اند. وضعيت کارگران در ايران همچنان مرکز توجهی برای اتحاديه های جهانی است و ائتلاف ما ؛ " دادخواهی برای کارگران در ايران" از نزديک به ديده بانی وضعيت ايران همانگونه که آشکار می شود ادامه خواهد داد. ارادتمند شما گای رايدر آی.تی. يو. سی ( کنفدراسيون بين المللی اتحاديه های کارگری) ديويد کاک رأفت آی.تی.اف ( کنفدراسيون بين المللی کارگران حمل و نقل) فرد ون لوون ای.آی ( سازمان آموزش جهانی) ران ازولد آی.يو.اف ( اتحاديه بين المللی خدمات و صنايع غذايی)

فراخوان شماره ٢
کميته اقدام پيرامون بحران موجود در ايران
منتخب کنگره سيزدهم اتحاديه سراسری ايرانيان سوئد
24 يونی 2009
دعوت به شرکت در کاروان انسانی همبستگی با مردم ایران
از گوتنبرگ به استکهلم

ندا! تو را به جان عزیزت اینطور نگاهم نکن . نگاهت آتشم میزند . نفسم را میگیری ، خفه میشوم . نگاهم نکن . نگاهت تمام زندگی ام را به آتش میکشد عزیز . یعنی چه ؟ خدایا یعنی چه ؟ خدایا کجایی پس ؟ چرا هر وقت نیازت داریم ناپدید میشوی؟ مگر نه اینکه میگفتی رحمان و رحیمم ، مگر نمی گفتی یار مظلومان ودشمن ستمگرانم ؟ چرا وقت نیاز نابینا میشوی ؟ 30 سال کافی نبود؟ کشتار دهه شصت کافی نبود ؟ کشتار جنگ هشت ساله کافی نبود؟ کشتار 18 تیر کافی نبود ؟
این دختر معصوم هم من بودم که راضی شدی در آغوش پدرش جان بدهد ؟ پس اگر فردا وجودت را به ناسزا کشیدم گله نکن . ...

یک هفته است میخواهم بنویسم اما نمی توانم.... . برای مردمی که سینه هاشان با گلوله اسلام ولایی پاره میشود نسخه بپیچم ؟ آخر چه بنویسم ؟ چه بگویم وقتی همه چیز را نگاه معصومت میگوید؟ تنها چیزی که شاید بتوانم بنویسم شرمنده گی و رو سیاهی ام است که پیش تو برایم مانده .... مرا ببخش اگر اینجا مثل مرده ها دستم از آن خاک ولایت زده ایران کوتاه است ، مرا ببخش که می نشینم و فیلم پر پرشدنت را میبینم . تو را به عزیزت اینطور نگاهم نکن . نگاهت آتشم میزند!

هموطن آزاده!
بیائیم با کاروان انسانی اعتراض، از گوتنبرگ به استکهلم، هم سفر گردیم، تا همراه با ايرانيان ديگر شهرهای سوئد، همبستگی مان را به مردم آزادیخواه ايران نشان دهيم و با ارائه تقاضای کتبی ایرانیان آزاده ، نماینده گان انجمن ها و نهادهای فرهنگی و اجتماعی عضواتحاديه سراسری ايرانيان به وزير امورخارجه سوئد، از دولت سوئد بخواهیم که، در اعتراض به کشتار وسرکوب ، دفاع ازاعتراضات به حق مردم ايران توسط رژيم اسلامی، سفیر سوئد را از ایران فراخواند.
حرکت از يوته بوری: جمعه 26 ژوئن ، ساعت 6 صبح
محل تجمع در يوته بوری: Gustav Adolfs torg
باز گشت از استکهلم: جمعه، 26 ژوئن، ساعت 16
جهت هماهنگی با کاروان انسانی درسفرازگوتنبرگ به استکهلم با ما از طریق شماره تلفن های زیر تماس بگیرید و ثبت نام نمایید . نیما هاتفی، هماهنک کننده در استکهلم ( 0704853838 )، آراز فنی ( 0735803073 )، امير جواهری (0736778815)، داوود نوائیان (0707856649)، رضا طالبی (0705743139)، سيروس نوروز بيگی (0707342552) و فرخ قهرمانی (073506557 )

فراخوان در پشتیبانی از مبارزات اخیرمردمان سراسرایران
دردفاع ازحقوق برابر شهروندی، آزادی و دمکراسی درایران
مردم آزاده جهان
مجامع بین المللی و حقوق بشری
رونوشت :
امنیستی انترناسیونال – پارلمان سوئد- کمسیون حقوق بشر اروپا- کمیساریای حقوق بشر سازمان ملل متحد- وزارت امور خارجه سوئد- سازمانها و احزاب سوئد و مجامع حقوق بشری و بین المللی ، مطبوعات و رسانه های انترنیتی
تظاهرات میلیونی مردم در اکثرشهرهای ایران واعمال خشونت حاکمیت ضد دموکراتیک نظام جمهوری اسلامی با حمایت رهبر ارتجاعی آن ( علی خامنه ای ) در تمامی رسانه ها و مطبوعات جهان بارتاب یافته است . با فرمان امروزخامنه ای در نماز جمعه تهران که " انتخاب مجدد محمود احمدي نژاد راپيروزي بزرگ خواند و تاكيد كرد كه اعتراض‌هاي خياباني به نتيجه انتخابات بايد پايان بپذيرد..." و مقاومت خیابانی مردم ، گمان می رود که اوضاع خشن تراز پیش گردد.
طی روزهای اخیر با حمله به کوی دانشگاه و کشته شدن چند دانشجو و حمله به تظاهرات مسالمت آمیز خیابانی ،که به کشته شدن ٨ تن و زخمی شدن دهها تن ودستگیری هزاران نفر انجامید، ابعاد این جنایات در درون کشور واکنش سریع واعتراض جسورانه پزشکان، پرستاران و پرسنل بیمارستان ۱۰۰۰تختخوابی تهران را با خود داشت . امروز نیز اعلان استعفای دسته جمعی اساتید دانشگاه تهران در اعتراض به کشتار دانشجویان این دانشگاه ، و اعلام دست از کار کشیدن جمعی از کارگران ایران خودروهمچنین پشتیبانی کارگران فلز کار مکانیک در حمایت از جنبش مردمی ايران و در خارج از کشور اعتراضات خیابانی توام با خشم و نفرت میلیون ها ایرانی تبعیدی و رانده از وطن را با خود بهمراه داشته است که با تمام وجود به حمایت عزیزان خویش در ایران اقدام ورزیده اند.
سردمداران حکومت اسلامی ایران به تصور باطل خویش احساس می کردند که می توانند این سناریوی کودتای مسخره خود را با موفقیت به پیش برند.اما آگاهی زنان، جوانان ، دانشجویان ، دانشگاهیان ، پرستاران و پزشکان و کارگران و زحمتکشان درون ایران تا کنون آنها را دراین امر ناکام گذارده اند .شواهد نشان می دهد که این نبرد نابرابر می رود که به پیروزی صاحبان اصلی آن آب و خاک منتهی گردد.
" کمیته اقدام پیرامون بحران موجود در ایران " ،(منتخب سیزدهمین کنگره اتحادیه سراسری ایرانیان مقیم سوئد) برپایه سند اعلان موجودیت خود، برآن است که ضمن حمایت ازتمامی فعالیت هائی که درراستا ی پشتیبانی ازمبارزات مردم ایران تو سط تمامی نهاد ها و ارگان های اپوزیسیون ایرانی درکلیه کشورهای جهان برگزار می گردد، لازم می نماید باردیگر از: کمیساریای حقوق بشر سازمان ملل متحد- کمسیون حقوق بشر اروپا- امنیستی انترناسیونال - مجامع حقوق بشری و بین المللی ، خواسته شود تا با احترام به منشور حقوق بشر پاسخی مثبت به درخواست بحق میلیونها ایرانی داده و پایبندی خویش را به حقون انسانها باثبات رسانند.
ما بر آنیم : حکومت بر آمده از انتخاباتی ضد دموکراتیک و خلاف معیارهای شناخته شده جهانی در ایران را برسمیت نشناخته و نگرانی خود را به سران رژیم در برابر فرمان خامنه ای مبنی برصحت انتخابات ایران اعلان می داریم تا از حمام خود دیگری همچون ۱۸ تیر کوی دانشگاه جلوگیری شود.
ما بر آنیم : ضمن جانبداری از اعتراضات مردمان سراسر ایران که امروز به درون خیابان ها کشانده شده اند و میرود که وسیع تر نیز گردد، سران حکومت اسلامی ایران را تحت فشار قرار داده تا به سرکوب گری های عریان و غیرعریان خاتمه بخشیده و دستگیر شده گان حوادث اخیر و آزادی همه زندانیان سیاسی را تضمین نمایند.
ما بر آنیم : عاملین جنایت جمله به کوی دانشگاه که به کشته شدن تعدادی چند از جمله : خانم‌ها مبينا احترامي و فاطمه براتي و آقايان كسري شرفي، كامبيز شعاعي و محسن ايماني و همچنین کشتارمردم بی دفاع درخیابان ها، دستگیری گسترده صورت گرفته درتهران ومراکزاستان ها وشهرستان های کشور، عاملین آنان شناسایی و به افکار عمومی معرفی ودر دادگاههای صالحه با حضور وکلای مدافع محاکمه گردند .
ما برآنیم :حق رای عمومی، خواست تمامی مردمان جامعه ایران تا به امروز در برابر بشریت مترقی بوده است .از اینرو مردم ما می بایست حق انتخاب شدن و حق انتخاب کردن را در تمامی سطوح برای خود محترم بدارند .- امری که حکومت گران ایران تا به امروز آنرا برسمیت نشناخته اند - در این میان هیچ کس و مقامی نمی تواند این حق برابر شهروندی را از مردم ما سلب نماید . مداخله مراجع بین المللی تنها برای مراعات این حق رای عمومی در ایران معنی می بابد. ما مجامع حقوق بشری جهان را برای تحقق این حق به داوری و مداخله فعال دردفاع از حقوق برابرشهروندی در ایران فرا می خوانیم.
سرانجام ما از بشریت مترقی و آزادیخواه سراسر جهان می خواهیم تا با ما همصدا شده وبه تظاهرات جهانی علیه سرکوب در ایران همراه گردند وازطریق فشار به دولتها ی خود، بخواهند تا ضمن فشاربه جمهوری اسلامی درمورد عواقب سرکوب گسترده مردم ایران هشدار دهند.
کمیته اقدام پیرامون بحران موجود درایران
منتخب کنگره سیزدهم اتحادیه سراسری ایرانیان مقیم سوئد
جمعه ۲۹ خرداد ۱٣٨٨ - ۱۹ ژوئن ۲۰۰۹
http://ettehadieh.org/HTML/farakhankommitte.htm
آدرس های تماس با ما :
FARAKHAN@ETTEHADIEH.ORG
farakhan.ettehadieh@googlemail.com


پیام : کانون همبستگی با کارگران ایران – گوتنبرگ ؛سوئد)

به
متحصنین کارزار اعتراض به سرکوب و کشتار اخیر ایران و دفاع از کارگران و فعالان زندانی
در اول ماه مه – در پاریس

یاران نازنین
ما نیز در این گوشه جهان خبر اعتراض و تحصن شما را شنیدیم.
تجمع شما در شرایطی که مردمان کشور مان در تمامیت جغرافیای ایران از شمال تا جنوب و از شرق تا غرب ، به خیابان آمدند تا داد خود ستانند و به این بیدادگری های سی ساله حاکمیت خون چکان اسلامی و به شلاق کشاندن زنان - جوانان – دانشجویان – معلمان – کارگران و زحمتکشان ایران با شعار " مرگ بر دیکتاتور " ، " توپ ، تانک ، فشفشه / ایران شیلی نمیسه " ، ما همه مرد جنگیم / بجنگ تا بجنگیم " نشان از موجودیت ملتی می دهد که سر برداشته اند تا به حق تعیین سرنوشت و حاکمیت خود پاسخی شایسته دهند .
مردمان ایران همصدا شدند تا بتوانند پایه های سلطه گری این حکومت بی بنیان را سست و به شکست بکشانند . با فریاد خود وجود داغ و درفش و زندان و کشتار سی ساله این نظام و حاکمیت توحش را به گوش افکار عمومی بشریت مترقی برسانند .
تحصن آغاز شده شما در پاریس و همزمان با کشاکش های نابرابر در جای جای ایران و در اسفالت ها و سنگفرش های خیابان های ایران ، تداعی گر پیمان مشترک همه ما تبعیدیان در برابر درد مشترک مردمان ایران است . بر شما درود که این به کارزاری با شکوه دست یازیدید .
ما در این پیکار نابرابر مردمان ایران که شما در این روز های پُر آتش و خون خیابان های ایران جهت حمایت و پشتیبانی از مبارزات مردمان ایران و دفاع از موجودیت مبارزات کارگران و رهایی همه آنان از زندانهای ایران اسلامی به تحصن نشسته اید، پشتیبانی و حمایت خودرا اعلام می داریم .
خود را در این پیکار ستودنی شما در کنار تان می بینیم و تلاش می ورزیم که صدای شما و گزارش های هر روزه تان را در بیشمار سایت ها و وبلاگ ها بازتاب دهیم .
ما را از اخبار هر روزه خود مطلع سازید
با سپاس از تلاش های ستودنی شما
هیئت مسئولین کانون ؛ امیر جواهری – عسکر شیرین بلاغی – کریم خوش عقیده
جمعه 26 یونی 2009 kanounhambastegi@gmail.com
پیام : کانون همبستگی با کارگران ایران – گوتنبرگ ؛سوئد

به : تحصن دو روزه مشترک فعالین چپ منفرد مدافع حقوق کارگران ایران – گوتنبرگ ، به فعالان سازمان اتحاد فدائیان کمونیست – حزب کمونیست ایران در میدان برنس پارکن – گوتنبرگ

رفقای عزیز
تحصن دوروزه شما در شرایطی بر پا می گردد که در درون ایران همچنان فعالان کارگری همچون منصور اسانلو و ابراهیم مددی و دیگر چهره های دستگیر شده فعال کارگری اول ماه مه در پارک لاله و تعداد ی از فعالان فلز کار و میکانیک در زندانند.
تحصن دو روزه شما در شرایطی بر گذار می گردد که بیدادگری سی ساله رژیم ضد کارگری و سرمایه داری ایران ، همچنان مردمان ایران را در خیابان ها به خون می کشند و ولی آنان جسورانه همچنان در خیابانند و خواهان آزادی همه زندانیان سیاسی هستند
کارگران همچنان از حق داشتن تشکل مستقل محرومند ، زنان – جوانان – دانشجویان – پرستاران – معلمان و همه روشنفکران آزادیخواه از حقوق خود محرومند و شما این مبارزه تان را با خواست ها و مطالبات یکایک جنبش های اجتماعی ایران گره میزنید .
ما در این مبارزه خود را کنار شما می بینیم و از خواسته های اعلام شده تان ، قویا دفاع و پشتیبانی می نماییم .
امروز مردمان ایران همصدا شدند تا بتوانند پایه های سلطه گری نظام سرمایه درای اسلامی ایران را سست و به شکست بکشانند . با فریاد میلیونی و توده ای و طبقاتی خویش آنرا به زیر کشند .
ما در این پیکار نابرابر مردمان ایران که شما در این روز های پُر آتش و خون خیابان های ایران جهت حمایت و پشتیبانی از مبارزات مردمان ایران و دفاع از موجودیت مبارزات کارگران و رهایی همه آنان از زندانهای ایران اسلامی به ، دست به تحصن دو روزه زده اید . خود را در کنار تان می بینیم و تلاش می ورزیم که صدای شما را در بیشمار سایت ها و وبلاگ ها بازتاب دهیم .
هیئت مسئولین کانون ؛ امیر جواهری – عسکر شیرین بلاغی – کریم خوش عقیده
شنبه 27 یونی 2009
پیام همبستگی کارگران ایران با اقدام جهانی اتحادیه های کارگری -۲۶ ژوئن
چهار اتحادیه بزرگ بین المللی
(ITUC - ITF – IUF – EI ) روز ۲۶ ‍ژوئن – پنجم تیرماه را به عنوان روز حمایت جهانی از حقوق پایه ای کارگران در ایران و مبارزات آنان اعلام کرده اند و قرار است در این روز اعضای این اتحادیه ها در سراسر جهان اقدام به حمایت عملی از مبارزات کارگران در ایران بنمایند . این همبستگی جهانی با کارگران در ایران یک اقدام تاریخی و بزرگ در مبارزه طبقه کارگر جهانی برای دستیابی به حقوق انسانی کارگران در ایران و سراسر جهان است و بی تردید نقش تاریخی در پیشبرد مبارزات کارگران ایران ایفا خواهد کرد و از سوی دیگر اتحاد و همبستگی جهانی طبقه کارگر را عمق و دامنه بیشتری خواهد بخشید . ما امضا کنندگان این بیانیه خود را دوشادوش و همراه این حرکت متحدانه جهانی می دانیم و از این طریق ضمن قدردانی عمیق از سازماندهی چنین اقدامی از سوی ITUC - ITF – IUF – EI دست سازماندهندگان این حرکت متحدانه جهانی را به گرمی می فشاریم و درود های گرم و بی پایان خود را نثار تمامی کارگران جهان و یکایک اعضای این اتحادیه ها می کنیم .
زنده باد همبستگی جهانی طبقه کارگر چهارم تیرماه ۱٣٨٨
- سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
- سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه اتحادیه آزاد کارگران ایران
- کمیته پیگیری برای ایجاد تشکل های آزاد کارگری -
انجمن صنفی برق و فلزکار کرمانشاه -
جمعی از کارگران نساجی خامنه -
کارگران کارخانه پرریس سنندج -
کارگران کارخانه بافندگی شین بافت سنندج -
کارگران کارخانجات شاهو -
کارگران نساجی کردستان -
کارگران فرش غرب بافت -
کارگران آجر شیل -
کارگران شیرپاک آرا -
کارگران گونی بافی سما -
کارگران آرد فجر
- کارگران نیرو رخش -
کارگران بخش خدماتی بیمارستان توحید سنندج -
جمعی از بازنشستگان شهرستان سنندج -
کارگران شرکت فرش غرب کرمانشاه -
جمعی از کارگران کارخانه صنایع فلزی شماره ۲ -
جمعی از کارگران لاستیک البرز -
جمعی از کارگران شهرستان مریوان - جمعی از کارگران وفعالین شهر کامیاران -
جمعی از کارگران و فعالین شهر مشهد -
کارگران شرکت کارگلاس تهران –
کارگران یراق آلات قم

" و۲۶ جون روز همبستگی با کارگران ایران "میلیون ها کارگربه سرکوب مردم در ایران معترضند
همزمان با روز همبستگی با کارگران ایران، رهبران چهار سندیکای بزرگ جهانی به نمایندگی از ۱۷۰ میلیون کارگر در سراسر جهان، ضمن نامه ای به علی خامنه ای به سرکوب مردم اعتراض کرده و خواهان تامین آزادی های اساسی در ایران شده اند ...
نمایندگان چهار تشکل بزرگ بین المللی کارگری، به مناسبت روز ۲۶ ژوئن، روز همبستگی با کارگران ایران، نامه ای به آیت الله
خامنه ای رهبر حکومت اسلامی ایران نوشته و نسبت به سرکوب مبارزات مردم اعتراض کرده اند. در همین حال سندیکاها و تشکل های کارگری مستقل در ایران نیز با انتشار نامه ی مشترکی از سندیکاهای جهانی به خاطر اختصاص روز حمایت از کارگران ایرانی قدردانی کرده اند: ۲۴ جون ۲۰۰۹ روز اقدام همبستگی جهانی با کارگران ایران عالیجناب، مطلب پیش رو به نمایندگی از ۱۷۰ میلیون کارگر برای ابراز همبستگی با بسیاری از کارگران ایران که به خاطر محترم شمردن حقوق مسلم دمکراتیکشان به تظاهراتهای خیابانی پیوسته اند به رشته تحریر در می آید.مردم ایران باید از تمامی حقوق انسانی اعم از آزادی تشکل و تجمع برخوردار گردند. سرکوب شدید تظاهرات های مسالمت آمیز و ارزش قائل نشدن به شأن و مقام انسانی وحشت انگیز است و استفاده نامتعادل و نابجای خشونت ده ها کشته و صدها زخمی بر جای گذاشته است. تشکلات کارگری در سرتاسر جهان با شاهد بودن بر اینکه کارگران و شهروندان تا چه حد در تظاهرات های کارگری مورد حمله و بازداشت قرارگرفته اند مأنوس گشته اند. مورد آخر تلاش برای برپایی راهپیمائی مسالمت آمیز اول ماه می در پارک لاله تهران بود. بسیاری از تظاهرات ها در آستانه‍ی انتخابات با سرکوب خشونت آمیز و دستگیری صدها نفر همراه بوده است. واکنش مقامات دولتی به بیان خواسته های مشروع مردم بیرحمانه است. گزارش ها حاکی از آنست که مقامات دولتی در چند روز گذشته به مساجد در ایران دستور داده اند تا به هیچیک از قربانیان تظاهرات ها هیچگونه یاری رسانی صورت نپذیرد. این انعکاسی است از عدم وجود ارزش و احترام بنیادین برای مردم خودتان. چند هفته قبل از رأی گیری برای انتخابات ریاست جمهوری، آی.تی. یو. سی (کنفدراسیون بین المللی اتحادیه های کارگری)، ای.آی (سازمان آموزش جهانی)، آی.تی.اف (کنفدراسیون بین المللی کارگران حمل و نقل)، آی.یو.اف (اتحادیه بین المللی خدمات و صنایع غذایی) تشکیل ائتلافی به نام "دادخواهی برای کارگران ایران" را اعلام کرده و تمامی اعضایمان را فرا خواندیم تا با توجه به ادامه‍ی سرکوب کارگران در ایران در روز ۲۶ جون یعنی روز اقدام جهانی همبستگی شرکت کنند. خاموش سازی بیرحمانه‍ی مراسم در آستانه‍ی انتخابات برای ما قابل تصور نبود. سرکوب سبعانه‍ی مردم دولت فعلی را بی اعتبار می سازد و کارگران و شهروندان نهادهای خودتان در مواردی مربوط به قانون شکنی هائی در ارتباط با انتخابات و مهمتر از آن به خاطر ممانعت محض در برابر حقوق بنیادی انسانی نظیر آزادی بیان، آزادی تجمع و تشکل نارضایتی خود را از دولتی که شما از آن حمایت می کنید به نمایش می گذارند. این محدودیت ها مردم ایران را از برآوردن فریادشان باز می دارد. در دوران بحران عمیق اقتصادی حاضر، فشار بر کارگران و تمامی مردم ایران که متحمل مشقات شدید اقتصادی می باشند بسیار طاقت فرسا شده است. کارگرانی که به عناوین گوناگون تلاش کرده اند تا صدای محرومیت خود را در مورد دستمزدها، پائین بودن شرم آور دستمزدها، قراردادهای موقت، بیمه های بیکاری، امنیت اجتماعی و شرایط اسفناک کاری برآورند، هر بار با سرکوب رو در رو شده اند. بسیاری از فعالین اتحادیه ها از جمله: منصور اسانلو، ابراهیم مددی، فرزاد کمانگر و شرکت کنندگان در تجمع اول ماه امسال، به سبب تلاش هایشان در زندان ها بسر می برند. کسانی که در خیابان های تهران و شهرهای دیگر دست به تظاهرات می زنند دیگر حاضر به پذیرش چنین سرکوبی نمی باشند. مردان و زنان گارگر از هر گوشه و کنار جهان و از تشکلاتشان در اتحادیه های جهانی، در حمایت از مبارزات برادران و خواهران ایرانی شان، فریادهایشان را به فریاد های آنها در حمایت از مبارزاتشان برای پایه ای ترین حقوق بشر و کارگران می افزایند. ما مصرانه شما را بر آن می داریم تا در جهت پایان بخشیدن فوری بر برخورد خشونت آمیز علیه تظاهرات مسالمت آمیز، اقدام های لازم و ضروری را بعمل آورده و کسانی را که مسئولیت خشونت و کشتن مردم را بر عهده دارند به پای میز عدالت بکشانید. آغاز دمکراسی و حقوق بشری که به صورت جهانی برسمیت شناخته می شود برای مردم ایران امری مورد نیاز و ضروری بوده و پیش شرطی است برای به اجرا گذاشتن راهی متصور برای همه کشورها، برای یافتن راه حل هائی برای بحرانهای سیاسی و اقتصادی فعلی در ایران. اهداف اتحادیه کارگری بین المللی روشن و مشخص و به قوت خود باقی اند. ما خواهان: ۱_ حقوق کامل دمکراتیک برای مردم ایران شامل : آزادی تشکل و تجمع ۲_ توقف هر گونه سرکوب خشونت آمیز ٣_ آزادی تمامی فعالین اتحادیه ای ۴_ به رسمیت شناختن تمامی تشکلات مستقل کارگری در ایران ۵_ احترام گذاشتن به حقوق حقه‍ی کارگران و قبول تمامی کنوانسیون های بنیادی آی.ال.او ، مشخصا در زمینه آزادی تشکل و قرارداد دسته جمعی کار ۶_ توقف تمامی سرکوب های ضداتحادیه ای و ۷_ بکارگیری مجدد کارگران اخراجی که ناعادلانه از کار بیکار شده اند. وضعیت کارگران در ایران همچنان مرکز توجهی برای اتحادیه های جهانی است و ائتلاف ما؛ "دادخواهی برای کارگران در ایران" از نزدیک به دیده بانی وضعیت ایران ادامه خواهد داد. ارادتمند شما گای رایدر آی.تی. یو. سی ( کنفدراسیون بین المللی اتحادیه های کارگری) دیوید کاک رأفت آی.تی.اف ( کنفدراسیون بین المللی کارگران حمل و نقل) فرد ون لوون ای.آی ( سازمان آموزش جهانی) ران ازولد آی.یو.اف ( اتحادیه بین المللی خدمات و صنایع غذایی)

گزارش شاهدان عینی از تجمع و ناآرامی در سایر شهرها
مخالفان به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری دور دهم همچنان در شهرهای مختلف ایران تجمع می کنند و ناآرامی ها همچنان ادامه دارد.
به گفته برخی از مردم در شهرهای مختلف، قطع شبکه های ارتباطی سبب شده اطلاع رسانی در مورد وضعیت درگیری ها و خشونت هایی که با این معترضین می شود، انعکاس نداشته باشد.
اسماعیل یکی از معترضین به نتیجه انتخابات از ارومیه می گوید وعده های آقای موسوی در مورد بحث قومیت سبب شده بود که بسیاری از مردم ارومیه به او رای دهند، اما با اعلام آرا متعجب شدند، از همان روزهای نخست درگیری ها شروع شد.
او اضافه کرد: روز 25 خرداد همزمان با تهران می خواستند در ارومیه تجمع برگزار کنند و حدود سه هزار نفر درخیابان امام تجمع کرده بودند، ولی پلیس مانعشان شد. مردم توی پیاده روها بودند که پلیس های ضد شورش به شدت به مردم حمله کردند و در نتیجه این حملات به گفته مقامات غیر رسمی دو نفر کشته شدند، که من هنوز نتوانستم اطلاعات کافی از آنها پیدا کنم. اما عده زیادی زخمی شدند و شاهد بازداشت حدود 30 الی 40 نفرشان بودم.
در همین حال گزارش های تائید نشده ای از درگیری در شهر تبریز می رسد که امکان برقراری ارتباط به دلیل قطع شبکه مخابرات در این منطقه فراهم نشد، این اعتراضات در حالی گسترده تر می شود که آیت الله خامنه ای رهبر ایران در تازه ترین سخنرانی اش گفت با وجود آنكه مسئولان برگزاري انتخابات در دوره‌هاي متعدد گذشته از سلايق مختلف بوده‌اند، من به آنها اعتماد كرده‌ام، ولي اين اعتماد نبايد مانع از بررسي شبهه‌ها و اشكالات و روشن شدن حقايق شود.
شیراز از دیگر شهرهایی است که معترضین درخیابان ها و محیط های دانشگاهی دست به اعتراض زده و برخی از شاهدان عینی از درگیری و ضرب و شتم مردم توسط نیروهای لباس شخصی سخن می گویند.
سعید یکی از ساکنین شهر شیراز با اشاره به اینکه شاهد تخریب و آسیب اموال عمومی در روزهای گذشته بوده می گوید: توی خیابان ملاصدرا ماموران زیادی ایستاده اند، اما من اتفاق خاصی ندیدم. شب پیش مهمان در خانه یکی از دوستان بودم، اما او حالت تشنج و تهوع داشت و وقتی دلیلش را از مادرش پرسیدم گفت که گاز اشک آور سبب این حال شده است. امروز عصر هم خبر خاصی نبود. اما یک مسئله اینکه من با چشم خودم دیدم که همین بسیجیان موتورسوار، با موتور شیشه ها را می شکستند.یکی از معترضین به نتیجه انتخابات در مشهد که خواست نامش فاش نشود، می گوید همچنان اعتراض ها در مشهد ادامه دارد و نیروهای امنیتی در بخش های مختلف شهر حضور دارند.
او می گوید: دیروز دانشگاه ها تعطیل بود همه جا را بسته بودند درگیری ها از ساعت چهار و پنج بعداز ظهر زیاد می شود و منجر به بسته شدن خیابان ها می شود. من به چشم ندیده ام اما چند نفر بودند که می گفتند خیلی ناجور می زدند.
در برخی از شهرها مانند اصفهان نیز به گفته یکی از افرادی که نخواست نامش فاش شود، فضا به شدت امنیتی است و در مناطق مختلف نیروهای لباس شخصی و بسیجیان در تلاش برای کنترل شهر هستند و با موتور در مناطق مختلف مانور می دهند و خیابان هایی که روزهای گذشته محل تجمع معترضین بوده به شدت تحت کنترل است. ناآرامی ها در شهرهای مختلف ادامه دارد، اما رسانه های دولتی این موضوع را پوشش نمی دهند و مقامات جمهوری اسلامی ایران نیز همچنان تاکید دارند که انتخابات در سلامت کامل برگزار شده است.


ادامه بازداشت روزنامه نگاران و فعالان سیاسی

محمد قوچانی در ساعات اولیه بامداد در منزلش بازداشت شد (عکس: ابراهیم حیدری)
بازداشت فعالان سیاسی و روزنامه نگاران در ایران ادامه دارد.
محمد قوچانی، سردبیر روزنامه اعتماد ملی، ارگان حزب مهدی کروبی، بازداشت شده است.
آقای قوچانی در ساعات اولیه بامداد شنبه، ۳۰ خرداد (۲۰ ژوئن) در منزل خود و توسط چند نفر که خود را ماموران وزارت اطلاعات معرفی کردند بازداشت شد.
یکی از بستگان این روزنامه نگار در گفتگو با بخش فارسی بی بی سی گفت آقای قوچانی در روزهای گذشته تهدیدی به دستگیری دریافت نکرده بود.
اما روزنامه اعتماد ملی در روزهای پس از اعلام نتایج انتخابات در مواردی با داشتن بخش هایی سفید و خالی از عکس یا گزارش در صفحات اصلی منتشر شده بود که دلیل این امر، حذف مطالب از سوی ناظران دولتی عنوان شد.
همچنین عبدالمجید معادیخواه در گفت و گو با بی بی سی فارسی خبر بازداشت فرزندش حسن معادیخواه را تأیید کرد.
او گفت مأموران حدود ساعت ۲ بامداد جمعه ۱۹ خرداد به منزل پسرش مراجعه کرده اند و "بدون ارائه حکم" آنجا را بازرسی کرده و او را با خود برده اند.
مریم نقی، مادر مهسا امرآبادی روزنامه نگار نیز به بی بی سی گفت که روز پنجشنبه از طریق دادستانی مطمئن شده که دخترش در زندان اوین به سر می برد.
به گفته خانم نقی، خانم امرآبادی ساعت ۲ و نیم بامداد دوشنبه به همراه دو تن از مهمانانش که از شهرستان آمده بودند توسط مأموران بازداشت شده است.
خانم نقی گفت: "تمام زندگی اش را به هم ریخته اند و بخشی از وسایلش را با خود برده اند".
مصطفی تاجزاده، سعید حجاریان، عبدالله رمضان زاده، محسن صفایی فراهانی، عیسی سحرخیز، شهاب طباطبایی، محمد توسلی و عبدالفتاح سلطانی هم در روزهای اخیر بازداشت شده اند.
سایت اطلاع رسانی نوروز وابسته به جبهه مشارکت از قول محسن میردامادی می نویسد که داود سلیمانی و علی تاجر نیا از اعضای شورای مرکزی این حزب و آقایان تقی پور و نور محمدی از بخش جوانان حزب مشارکت نیز جز دستگیر شدگان هستند.
علاوه بر این به گفته آقای میردامادی، به غیر از اعضای حزب مشارکت، خانم سمیه توحید لو، جواد امام و آقای نیری دستگیر شده اند که در ستاد های انتخاباتی فعال بودند.
از سوی دیگر گفته می شود که ابراهیم یزدی، دبیرکل نهضت آزادی ایران از زندان آزاد شده و به بیمارستان انتقال یافته است.
آقای یزدی بعد از ظهر روز چهارشنبه گذشته (۲۷ ژوئن) در حالی که به دلیل عفونت شدید در بیمارستان پارس بستری بود، توسط ماموران دادگاه انقلاب ایران به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد اما با تشخیص بهداری زندان، دوباره به بیمارستان بازگردانده شد.
آقای یزدی در گفتگو با بخش فارسی بی بی سی اعتراض کرد که در طی این مدت به هیچ شکل به او اتهامی تفهیم نشده است و انتقال خود از بیمارستان به زندان را مشابه رفتار "صرب ها با اهالی بوسنی یا اسرائیلی ها با فلسطینیان" دانست.
آقای یزدی همچنین از دستگیری هفت نفر از اعضاء شده است و سرنوشت باقی افراد مشخص نیستشاخه جوانان نهضت آزادی خبر داد و گفت تا کنون تنها یک نفر از این افراد آزاد شده است و سرنوشت باقی افراد مشخص نیست