وبلاک دفاع از مبارزات کارگران ایران

بیانیه مشترک ٢۳ نهاد چپ و دمکراتیک - نه به نمایش رسوای "انتخابات"!

 

بیانیه مشترک ٢۳ نهاد چپ و دمکراتیک

نه به نمایش رسوای "انتخابات"!

انتخاب ما سرنگونی جمهوری اسلامی است! زنده باد آزادی، دمکراسی و برابری!

 


سیزدهمین دوره نمایش «انتخابات» ریاست جمهوری رژیم اسلامی در اواخر خرداد ۱۴۰۰ در شرایطی برگزار می شود که حکومت اسلامی هیچگونه مشروعیتی نداشته ومردم  پس از ٤٢ سال سرکوب و کشتار، فریب این مضحکه ها را نمی خورند. علاوه براین، رژیم وحشت زده از خیزش های مردمی، با ایجاد رعب و وحشت و با برپایی نهادهای متنوع سرکوب تلاش می کنند جای پای خود را درهرم قدرت سفت کند و با نمایش "انتخابات" نه صرفا روال عادی ترمیم نهادهای قدرت، بلکه بنا به اعتراف برخی از مسئولان نظام، گام دوم انقلاب اسلامی را تدارک ببیند که ابراهیم رئیسی قاتل یکی از مسئولان کشتار تابستان ۶٧ بمثابه جنایت علیه بشریت، یکی از کاندیداها و تجسم آن برای مقابله با  مبارزات جنبش های اجتماعی است.

رژیم سرمایه داری حاکم با ماهیت سرکوبگرانه و ارتجاع  مذهبی اش بخوبی دریافته است که در یک بزنگاه تاریخی قرارگرفته ومردم هرجا امکانی بدست آورده‌اند به کلیت نظام موجود "نه" گفته اند و در دو خیزش پرشور و پر وسعت در دی ماه ٩۶ وآبان ٩۸ به روشنی ازمرز اصلاح طلبی واصول گرایی نظام عبورکرده اند. مبارزات سراسری کارگران، معلمان، زنان وبازنشستگان، کادر درمانی و اقلیت های قومی برای عدالت اجتماعی، آزادی های سیاسی، آزادی زندانیان سیاسی، لغو مجازات اعدام، نفی هرگونه نابرابری جنسی – جنسیتی، محاکمه سران رژیم بجرم ٤٢ سال جنایت علیه بشریت درسراسر ایران همچنان درکوچه وخیابان، کارخانه، مدرسه و دانشگاه و شهر و روستا با شعار: « تنها کف خیابون ، بدست میاد حقمون » ادامه دارد.


دراین شرایط ما مدافعان راه آزادی و برابری همراه با مردم بی لبخند به این نمایش «انتخاباتی» نظیر نمایش های گذشته "نه" می‌گوییم، و با صدای بلند اعلام می‌کنیم: که کسانی که به حقوق بنیادین مردم باور دارند و ازحق حاکمیت مردم بر سرنوشت خویش دفاع می‌کنند به این نمایش رسوا "نه" می گویند. اعتراض به این مضحکه انتخاباتی در عین حال بیان همبستگی و تداوم فعالیت مشترک ما را به معرض نمایش می گذارد. بنابراین با تمام قوا می کوشیم از مبارزات مردم ایران در راستای آزادی، دموکراسی  و برابری پشتیبانی کنیم و بدان یاری رسانیم.

به این مناسبت در برلین، فرانکفورت، استکهلم، پاریس، لندن، سیدنی، گوتنبزگ، نیویورک و نیوجرسی آکسیون هائی  در دفاع از جنبش های آزادیخواهانه و برابری طلبانه مردم ایران در مقابل سفارتخانه ها،  کنسولگری رژیم و یا در مراکز و میادین  شهرها برگزار میشود.

 

سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی ایران!

زنده باد آزادی، دموکراسی  و برابری!

 

۲٤ خرداد ۱۴۰۰ برابر با ۱٤ ژوئن ۲۰۲۱

 

 امضاء ها به ترتیب حروف الفبا:

۱- اتحاد نیروهای دمکراتیک ایرانی- سوئیس

٢- آلترناتیو سوسیالیستی ایران - لندن

۳- انجمن دفاع از زندانیان سیاسی-عقیدتی در ایران-  پاریس

٤- انجمن پناهندگان ایرانی - گوتنبرگ/سوئد

۵- انجمن سوسیالیست ها- سوئد

۶- جمعی از فعالان اجتماعی- سیاسی و پناهندگان - گوتنبرگ- سوئد

٧- شوراي همبستگي با مبارزات مردم ايران - لندن

۸- شورای همراهی با آلترناتیو کارگری در ایران

٩- فدراسیون اروپرس - بلژیک

۱۰- کارگروه ارتباطات - کانون کنشگران دمکرات و سوسیالیست هانوفر- آلمان

۱۱- کانون ایرانیان مترقی در نیویورک و نیوجرسی

۱٢- کانون پناهندگان سیاسی ایران- برلین

۱۳- کانون پشتیبانی از مبارزات مردم ایران- وین

۱٤- کانون همبستگی با مبارزات کارگران در ایران- فرانکفورت

۱۵- کانون همبستگی با کارگران ایران- گوتنبرگ

۱۶- کمیته دفاع از مبارزات مردم ایران- سوئیس

۱٧- کمیته دفاع از زندانیان سیاسی ایران- برلین

۱۸- کمیته همبستگی با مبارزات مردم ایران- فرانکفورت

۱٩- کمیته همبستگی کارگران ایران و سوئد

٢۰- کمیته همبستگی با جنبش کارگری ایران- استرالیا

٢۱- نهاد همبستگی با جنبش کارگری در ایران – غرب آلمان

٢٢ - همبستگی سوسیالیستی با کارگران ایران- پاریس

٢۳- همبستگی با مبارزات مردم ایران – سوئیس


    آدرس تماس از طریق کمیته دفاع از زندانیان سیاسی ایران – برلین:

 

Kupg_iran@yahoo.de

خاوران سند جنایت است و باید بماند!/بیانیه مشترک ۳۰نهاد چپ و دمکراتیک

 

بیانیه مشترک ۳۰نهاد چپ و دمکراتیک

خاوران سند جنایت است و باید بماند!

آدمکشان جمهوری اسلامی در فکر پاک کردن آثار جنایت خود هستند!

 


جمهوری اسلامی اخیرا دست به توطئه‌ی دیگری برای محو آثار جنایات خود در کشتار دهه۶۰ و تابستان ۱۳۶۷ در زندان ها زده است و  این بار شهروندان بهائی را وادار نموده که فوت شدگان خود را درگورهای جمعی خاوران دفن کنند. این توطئه رژیم قبلا هم در سال ۱۳۷۸ طرح شده بود که جامعه بهائیان ایران از این کار سر باز زده‌ بودند. این بار اما خانواده‌ها با بهت و حیرت با گورهای کنده شده و دو مورد گور جدید در این محوطه روبرو شده‌اند. تردیدی نیست که بهائیان درجمهوری اسلامی از همه‌ی حقوق شهروندی خود محروم بوده و همواره به  دلیل باورهایشان مورد آزار و اذیت قرار دارند. گورستان‌هایشان تخریب، اموالشان را غارت و خود آنان را زندانی و حتی اعدام می‌کنند  مورد اخیر نشان می دهد که با فشار و تهدید، در صدد استفاده ابزاری از بهائیان علیه خانواده‌های جانفشانان کشتار دهه‌ی ۶۰ و تابستان ۶۷ در خاوران نیز هستند. توطئه ای که با افشاگری خانواده ها و  این جامعه نقش برآب شد. 

  

هدف جمهوری اسلامی از تخریب خاوران و اخیرا تبدیل آن به گورستان عمومی برای از بین بردن سند جنایات خود علیه  زندانیان سیاسی چپ و دگراندیش و علیه تلاش خانواده‌ها برای روشن شدن علت اعدام ها و چگونگی کشتار آن عزیزان است که تاکنون امکان آن را نیافته‌اند که حتی سنگی بر گور عزیزانشان در خاوران بگذارند و هم‌چنان از تجمع آزادانه بر سر گورعزیزانشان منع می‌شوند. هدف آنان نابودی حافظه تاریخی ما نیز هست.  

بیانیه مشترک پانزده تشکل شامل: سندیکاها و دیگر تشکلات مستقل کارگری، کانون‌های صنفی معلمان، تشکلات مستقل بازنشستگان و تشکلات مدافع حقوق زنان به مناسبت اول ماه مه (یازده اردیبهشت۱۴۰۰ )، روز جهانی کارگر

 

بیانیه مشترک پانزده تشکل شامل: سندیکاها و دیگر تشکلات مستقل کارگری، کانون‌های صنفی معلمان، تشکلات مستقل بازنشستگان و تشکلات مدافع حقوق زنان به مناسبت اول ماه مه

(یازده اردیبهشت)، روز جهانی کارگر

 


گرامی باد "اول ماه مه" (یازده اردیبهشت)، روز همبستگی بین‌المللی کارگران جهان!

امسال هم در حالی به استقبال "اول ماه مه" روز همبستگی بین‌المللی طبقه‌ی کارگر می‌رویم که بحران جهانی سلامت، زندگی کارگران را تحت‌الشعاع قرار داده است.

واگیری جهانی کرونا (کوید-۱۹) همراه با بحران اقتصادی، کارگران و مزدبگیران و کسبه خرد را در تنگنا قرار داده است. در ایران بر اثر بی‌قابلیتی و ناکارآمدی حاکمیت و دولت، این وضعیت وخیم‌تر از گذشته و هر جای دیگری شده است.

فقدان سیاست‌های کارآمد بهداشتی و عدم اعمال قرنطینه‌های لازم، همراه با تامین هزینه‌های زندگی مردم، از سوی دولت، بحران معیشتی فرودستان را دامن زده است. با وجود آن که کارگران و زحمت‌کشان به درستی خواست اجرای واکسیناسیون فوری، رایگان و عمومی را فریاد می‌زنند و بر آن اصرار می‌ورزند، فرادستان و قدرت‌مداران در تامین واکسن کوتاهی آگاهانه و عامدانه‌ای دارند و می‌کوشند با بحران آفرینی‌ها، منافع گروه‌های خاصی از بدنه حاکمیت را تامین کنند. اصرار بر ساخت واکسن داخلی و واگذاری تامین واکسن به بخش خصوصی در این راستاست.

این مسئله به نوبه خود، بخش‌های وسیعی از جمعیت، به ویژه اقشار متوسط جامعه را در فقر روز افزونی گرفتار کرده و تعداد هر دم فزاینده ای از آنان را حاشیه‌نشین کرده است. در این میان وضع زنانِ کارگر و زحمت‌کش، از همه اسفبارتر است. بنا بر آمارهای موجود، در ادامه‌ی موج افزایش بیکاری‌ها و ‌اخراج‌ها، به‌ بهانه پاندمی کرونا، ۷۰ درصد زنان کارگر اخراج و از کار بیکار شده‌‌اند. در بحث معیشت نیز، این بی‌ثباتی و روندِ فقیرسازی سیستماتیک مزدبگیران، با تبعیض حداکثری، بیش از همه، خود را در وضعیت معیشتی زنان نمایان کرده است که حق اشتغال پایین، قرار گرفتن در صفِ نخست اخراج و بیکارسازی و منزوی‌ شدن زنان کارگر، از تبعات آن بوده، که به نوبه خود، زخم بزرگ دیگری را بر پیکر طبقه‌ی کارگر ایران وارد کرده است. در این میان وضع زنان کارگر خانگی که ممر درآمد خود را از دست داده‌اند از همه بدتر می‌باشد. هم تبعیض جنسیتی و هم بیکاری و ورشکستگی، فشار مضاعفی را بر این بخش از نیروی کار ایران وارد کرده است.

با اینهمه کارگران ایران و متحدانش در سال گذشته، مبارزه‌ی خستگی‌ناپذیر و پیگیری را در شرایطی که توازن قوا حاکم به نفع‌شان نبوده و فعالین کارگری و دیگر جنبش‌های اجتماعی زیر سرکوب چند لایه و نظام‌مندی قرار داشتند، به پیش برده‌اند. کارگران و حقوق‌بگیران در بخش‌های مختلف اقتصاد از صنعت بزرگ همچون پتروشیمی، هپکو، آذرآب، نیشکر هفت‌تپه، شرکت واحد اتوبوسرانی تهران، فولاد خوزستان و . . . تا معلمان، بازنشستگان، دانشجویان و زنان به اشکال‌ و طرق مختلف مبارزات خود را به پیش برده و مخالفت خود را با سیاست‌های خشن و نئولیبرالی دولت و حاکمیت نشان داده‌اند که در این میان می توان بطور ویژه از مبارزات خستگی‌ناپذیرِ کارگران هفت‌تپه یاد کرد که مسائل مهم و پایه‌ای چون خصوصی‌سازی، اختلاس‌های بزرگِ سهامداران و صاحبان اصلی هفت‌تپه را در سطح جامعه مطرح کرده و در مقابل، از نقش کارگر در تصمیم‌گیری‌ها و اداره شورائی سخن گفته‌اند. مبارزاتی که از جانب هم طبقه‌ای‌های آنان در اقصا نقاط جهان مورد حمایت قرار گرفته است. تا آن جا که بارها شاهد بیانیه‌ها و کمپین‌های حمایتی از جانب کارگران، سندیکاها و اتحادیه‌های بزرگ کارگری در نقاط دور و نزدیک جهان بوده‌ایم.

در برابر این همبستگی‌های ملی و بین‌المللی، گرایش‌های طرفدار سرمایه‌داری، انواع و اقسام طرح‌ها و آلترناتیوهای خروج از بحران را یکی بعد از دیگری پیشنهاد کرده و می‌کنند. هر روز ترفندی تازه ارائه می‌شود. اما کارگران ایران به تجربه دریافته‌اند که:

- راه چاره‌ی این مشکلات و رهائی از این وضعیت نمی‌تواند از جانب کسانی که خود در ایجاد آن‌ها نقش اصلی را تحت این یا آن نام ایفا کرده و می‌کنند مطرح شود. کارگران دیگر فریب دروغ‌ها و از جمله وعده و وعیدهای انتخاباتی را که هر چند سال یک‌بار تکرار می‌شود نمی‌خورند.

- راه چاره، همچنین از دل‌بستن به قدرت‌های بزرگ جهانی (از هر رنگ و قماشی که باشند) و سیاست‌بازی میان آن‌ها نیز به دست نمی‌آید. چنین دلبستگی‌هایی به قدرت‌هایی در جغرافیای سیاسی - چه جهانی و چه منطقه‌ای - در واقع گروگذاری و بخشیدن پیشاپیشِ دسترنج توده‌های زحمتکش و جاده صاف‌کنی برای سلطه‌گران جهت بهره‌برداری از منابع کشور و همین‌طور نفوذ تعیین کننده بیگانگان در تصمیم‌گیری‌های کلانِ اقتصادی، سیاسی و سوق‌الجیشی است.

مسأله‌ی قدرت‌های سلطه‌گر جهانی، هیچگاه، حفاظت از منافع طبقه‌ی کارگر و توده‌های زحمت‌کش در هیچ نقطه از جهان نبوده و نیست. راه چاره در ایران، مانند مبارزه‌ی طبقاتی در دیگر نقاط جهان، تنها از اتحاد و همبستگی طبقاتی میان خود کارگران و پیوند و همکاری مبارزاتی آن‌ها با دیگر زحمت‌کشان شهر و روستا حاصل می‌شود. کارگران و حقوق بگیران ایران بایستی با تشکیل و حفظ صفوف مستقل خود، اجازه سوءاستفاده به نیروهای غیرکارگری و طرح‌های فریبکارانه و پرطمطراق آن‌ها، در دفاع از سرمایه‌داری - که هیچ نشانی از عدالت اجتماعی و پذیرش نقش کارگران در مدیریت جامعه ندارند را - ندهند.

واقعیت این است که ما کارگران در شرایط کنونی با مشکل پراکندگی مواجه هستیم و این مسئله خود هشداری است که علی‌رغم ادامه کاری و ازخودگذشتگی در مبارزه و علی‌رغم اعلام همبستگی و همدلی آشکار و واقعی میان فعالان جنبش‌های اجتماعی، بدون یک همکاری جدی و سازمان‌یافته و سراسری در میان تمامی کارگران و زحمت‌کشان، قادر به مقابله با سیاست‌های ضدکارگری و تغییر شرایط موجود نخواهیم بود.

بارها تجربه کرده‌ایم که چگونه در نبود سازمان‌ها و نمایندگان مستقل کارگری باز هم مسئله تعیین حقوق حداقل به مضحکه‌ای تکراری و ملال‌آور تبدل شده است. در شرایطی که خط فقر برای یک خانوار ایرانی ساکن شهرهای بزرگ، باید حداقل ۱۲ میلیون تومان باشد و حتی تشکیلات وابسته و حکومتی چون خانه‌ کارگر از ۸ تا ۹ میلیون سخن می‌گوید، از پذیرش هزینه‌ی سبد خانوار برآورد شده‌ی هشت میلیون و دویست هزار تومانی سر باز زد و حتی به ناله‌ها و ضجّه‌های نمایندگان تشکل‌های مورد قبول و وابسته هم توجهی نکرد.

اکنون فقدان تشکیلات درون واحدهای کار و تشکیلات منطقه‌ای و سراسری کارگران با شدتی بیش‌تر از پیش، خود را نمایان ساخته و مبارزه‌ی خستگی ناپذیری را برای ایجاد آن‌ها را می‌طلبد.

بدون چنین تشکیلات منسجم و سراسری، تاثیرات حضور و مبارزه‌ی کارگران خیلی چشم‌گیر نبوده و نتایج کار، حداقلی، بی‌پشتوانه و شکننده خواهد بود.

در شرایط موجود، ایجاد یک شورای همکاری میان بخش‌های مختلف کارگران، کارمندان و مزدبگیران، معلمان، بازنشستگان، زنان، دانشجویان و بیکاران، بیش از پیش ضرورت دارد. این امر نه وظیفه‌ای در میان وظائف دیگر، بلکه حلقه اصلی کار سازمان‌دهی در جامعه و در بین کارگران و زحمت‌کشان است. بدون هماهنگی و رفتن به سوی ایجادِ نهادهای همکاری و سراسری برای هدایت مشترک جنبش‌های مطالباتی، قدرت این حرکات شجاعانه و پیگیر اعتراضی – مطالباتی به هدر می‌رود و راه برای سرکوب آن‌ها هموارتر می‌شود. تلاش برای همگرائی میان مبارزات پراکنده و گسترش همبستگی این مبارزات در سال پیش‌رو، ضرورتی فوری و حیاتی خواهد بود.

اعتصاب، ایجاد تشکل‌های آزاد و مستقل کارگری، حق مسلم کارگران ایران است!

رهائی کارگران تنها به دست خود کارگران ممکن خواهد شد!

۶‌‌ اردیبهشت ۱۴۰۰

۱- سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه

۲- سندیکای کارگران کشت و صنعت نیشکر هفت‌تپه

۳- کانون صنفی فرهنگیان اسلامشهر

۴- کانون صنفی فرهنگیان گیلان

۵- انجمن صنفی معلمان مریوان_کردستان

۶- کانون صنفی فرهنگیان الیگودرز

۷- انجمن صنفی معلمان کردستان/ سقز و زیویه

۸- گروه فعالان زنان "بیدارزنی"

۹- اتحاد بازنشستگان

۱۰- شورای بازنشستگان ایران

۱۱- اتحاد سراسری بازنشستگان ایران

۱۲- گروه اتحاد بازنشستگان

۱۳- کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل‌های کارگری

۱۴- کمیته پیگیری ایجاد تشکل‌های کارگری

۱۵- کانون گفتگوی بازنشستگان تامین اجتماعی

لیست شماره یک / فراخوان عام! - به پرونده سازی علیه دانشجویان پایان دهید!

 

فراخوان عام!

به پرونده سازی علیه دانشجویان پایان دهید!


کارگران و زحمتکشان! مردم آزادیخواه!

احضار و بازداشت و صدور احکام سنگین و ناعادلانه محکومیت برای دانشجویان شدت یافته است. سها مرتضائی، نازنین محمدنژاد، پریسا رفیعی، مرجان اسحاقی، مصطفی هاشمی زاده، امیرمحمد شریفی، محمد شباهتی، کامیار ذوقی، محمد خانی، علی یونسی، امیرحسین مرادی، الهام صمیمی، فرزاد سامانی، صهیب بادروج، شهاب الدین نظری، و حامد قره اوغلایی از جمله دانشجویانی هستند که در هفته های گذشته، و در دورانی که به علّت کرونا دانشگاهها تعطیل هستند به اشکال مختلف احضار و بازداشت شده اند. بخشی از این جوانان با وثیقه های میلیاردی به طور موقت آزاد، تعدادی از آنان وضعیتشان نامشخص و سایرین را به طور غیابی احکام زندان و محرومیت از هر نوع فعالیت صنفی داده اند که هم اکنون با پرونده سازی های امنیتی و احکام قضایی در زندان بسر می برند.
دانشجویان فرزندان ما هستند. سرنوشت ما با فرزندانمان گره خورده است. خیال خامی است اگر عاملان و آمران این احکام ظالمانه تصور کنند ما از فرزندان مان حمایت نخواهیم کرد. ما فراموش نمی کنیم آنگاه که آنان دست در دست ما فریاد برمی آوردند "فرزند کارگرانیم – کنارشان می مانیم". آنان از یک زندگی شایسته برای خود و برای پدران و مادرانشان، از حقّ حیات آنان و از آزادی دفاع می کردند.

برای ما روشن است که گسترده تر شدن احضارها و بازداشت ها که علاوه بر دانشجویان، فعالین کارگری، فرهنگی، بازنشستگان مطالبه گر، فعالین زن و کنشگران سایر حوزه های مدنی و اجتماعی را هم فرا گرفته است نتیجه ترس و وحشت از به هم پیوستگی نارضایتی های عمیق موجود است و لذا می خواهیم تا این روشنایی در خدمت حمایت از فرزندان دانشجوی ما قرار گیرد.

به جعل پرونده و پرونده سازی علیه دانشجویان پایان دهید. حداقل خواست ما آزادی تمامی دانشجویان زندانی و مختومه اعلام کردن تمامی این پرونده های جعلی علیه آنان و همه فعالین و کنشگران دیگر است.

جای دانشجو ،کارگر، معلم، اهل قلم و هیج انسان مطالبه گری به صرف مطالبه گری زندان نیست!

دانشجوی زندانی – کارگر زندانی– معلم زندانی– زندانی سیاسی بی قید و بی وثیقه آزاد باید گردد!

  دوستان گرامی لطف کنید؛ امضاء خود را به آدرس زیر ارسال نمایید .

farakhaneam@gmail.com

لیست شماره یک

اسامی به ترتیب حروف الفبا:

بیانیه مشترک ٢٩تشکل چپ و دمکراتیک به مناسبت هشت مارس روز جهانی زن

 

بیانیه مشترک ٢٩تشکل چپ و دمکراتیک به مناسبت هشت مارس روز جهانی زن

۸ مارس روزجهانی زن، بر زنان ایران و جهان خجسته باد!

۸ مارس روز جهانی زن ، مناسبتی است تا مبارزات و دستاوردهای زنان را برای تحقق خواسته هایشان گرامی داریم.                بیاد می آوریم که زنان اولین نیروی اجتماعی بودند که در مقابل رژیم ارتجاعی و زن ستیز تازه بقدرت رسیده ایستادند و در اعتراض  به سخنان ارتجاعی  خمینی در باره اجباری کردن حجاب به خیابان آمدند و شعار دادند " ما انقلاب نکردیم تا به عقب برگردیم ". زنان منتظر ناجی نماندند و امر رهایی زنان و آزادی را فریاد زدند. گرچه تظاهرات سراسری زنان از سوی پایه‌های اجتماعی نیروهای چپ و مترقی در همان مقطع مارس ۱٩٧٩ حمایت می‌شد اما سازمان‌های سیاسی آنگونه که باید از مبارزه زنان پشتیبانی نکرده و آن را امری فرعی تلقی کردند.‌

امسال در شرایطی به استقبال روز جهانی زن می‌رویم که رژیم اسلامی بیش از پیش در بحران های ساختاری خویش گرفتارآمده است که پیامدی جز فقر و گرسنگی، تورم، تبعض، غارت، اعتیاد، ، بی آبی و بی برقی و نابودی محیط زیست برای کشورارمغان  دیگری ندارد. سران رژیم ارتجاعی اسلامی ایران با اهمیت ندادن به پاندمی کرونا، باعث مرگ شمارقابل توجهی از شهروندان  کشورشده و همچنان  با ممنوعیت واکسن مورد تایید سازمان بهداشت جهانی، عموم مردم را بی دفاع بحال خود رها کرده اند. 

خطا است هرآینه زنان را صرفا از حیث ستم‌هایی که بر ایشان روا می‌شود مورد ملاحظه قرار داد. مقاومت و مبارزه زنان به اشکال مختلف برگ زرینی از مبارزات تاریخی مردم ما محسوب می‌شود. کمیت زنان زندانی سیاسی گواه روشنی از این مبارزه زنده و پویاست. زنان علیه حجاب اجباری، علیه تبعیض درهمه‌ی سویه‌های آن، علیه ممنوعیت شرکت در برخی ازرشته‌های ورزشی، علیه چندهمسری و ده‌ها قانون ارتجاعی دیگر و ... و برای مطالبات خود از قبیل حق قضاوت، حق سقط جنین، حق مسافرت... همچنان در میدان مبارزه اند. فعالین حقوق زنان، در مجموع از نحله‌های متفاوت سیاسی در برابر رژیم عقب ننشسته و حرکت نمادین زنان خیابان انقلاب در نفی حجاب اجباری حتی در مقیاس جهانی انعکاس یافته است. حضور پُررنگ زنان در تظاهرات خیابانی دی ماه ۹۶ و آبان ۹۸ ، نشان از رزم متنوع و مداوم زنان دارد.

از همان ابتدا روشن بود که دماسنج استبداد را با سرکوب زنان می‌توان سنجید. حجاب اجباری نماد ایدئولوژیک حکومت دینی تازه بقدرت رسیده، ابزاری برای کنترل بر بدن و سکسوالیته زن و تثبیت فرودستی او و سرکوب جامعه پس از انقلاب مردم بود. رژیم برای تثبیت خویش به زنان مومن و ذوب شده در ولایت برای نمایش بازی سیاسی امت در صحنه نیاز داشت و کماکان سرکوب وحشیانه مبارزات زنان توسط رژیم توتالیتر در چهل  و دو سال گذشته در دستور کارش قرار دارد. گرچه مطالبات زنان امری همگانی و فراطبقاتی است و مبارزه زنان علیه تبعیض جنسی و جنسیتی از قبیل:  سقط جنین،  حجاب اجباری،  چندهمسری ، کودک همسری ، حق مسافرت ، زن کشی ، اسید پاشی و قتل ناموسی با حمایت قانون و .... جنبه عمومی دارد و خواست همه زنان جامعه به‌ شمار می‌رود، اما  زنان کارگر و زحمتکش ستم چندگانه و مضاعفی را تجربه می‌کنند. در این میان زنان حاشیه ‌نشین از امکانات حداقل زندگی محروم بوده و فاقد بیمه‌ی بیکاری و بهداشت هستند. کارخانگی نیز وظیفه مضاعفی است بر دوش این زنان. با شروع بحران سرمایه‌داری و بحران کووید ۱۹ ، زنان کارگر و کارمند حلقه مقدم بیکارسازی اند. آن‌ها پیش از بحران نیز از موقعیت و حقوق و دستمزد برابر در خیلی از مشاغل برخوردار نبودند. در این زمینه میتوان به بیکارسازی  ۷۰ درصدی زنان شاغل دراثر بحران کووید ۱۹ اشاره کرد که شامل بیمه بیکاری نمی شوند و از هیچگونه حمایتی برخوردار نیستند.

 نظام سرمایه داری، دین و مردسالاری سه رکن اصلی فرودستی و ستم برزنان هستند از این رو، رهایی زنان مستلزم یک مبارزه ترکیبی و چند وجهی به‌ ویژه در حوزه فرهنگی و نقد فرهنگ و سنت مرد- پدرسالاری امری طولانی و درازمدت است که نظام‌ سرمایه‌داری به اشکال پنهان و اشکار آن را تولید و بازتولید می‌کند. رهایی فراگیر و بنیادی زنان با رهایی انسان گره خورده است. برای درهم شکستن همه اشکال رابطه سلطه، حضور مردان فمینیست و برابری‌خواه  در کنار زنان آگاه و متشکل در جنبش مستقل زنان ، نوید بخش جامعه‌ای بهتر، شادتر توام با آزادی و برابری را  بمعرض نمایش می‌گذارند.

در پایان می خواهیم:  پشتیبانی خود را از مبارزات زنان آزادی خواه ایران و اقدامات مبارزاتی تشکل‌های مستقل زنان علیه رژیم ضد زن حاکم بر ایران از جمله اقدام مشترک  ۲۴ نهاد مستقل زنان ایرانی به مناسبت هشت مارس، روز جهانی زن اعلام کنیم که در روز ۸ مارس از طریق شبکه های اجتماعی از قبیل اینستاگرام ، فیس بوک و یوتیوب پخش خواهد شد. دربیانیه  ٢٤ تشکل  مستقل زنان می خوانیم :  " ما در ۸ مارس در کنار زنان پرتوان ایران ایستاده‌ایم و... ما زنان فمینیست، برابری طلب و مدافع حقوق انسانی زنان، در ۸ مارس عهد می‌بندیم تا از دستاوردهای مبارزاتی زنان در صد سال گذشته پاسداری کنیم، به ستم جنسی - جنسیتی ، به واپس گرایی ، به ستم ملی ، قومی ، نژادی و اقتصادی / طبقاتی نه بگوییم. ما تشکل های مستقل و متنوع زنان با اراده ای جمعی "موجیم" که تا فردای تحقق خواسته‌ها و مطالبات حقوقی، اجتماعی، سیاسی زنان، تا برچیدن خشونت علیه زنان ایران در عرصه خصوصی و عمومی، تا فردای آزادی زنان زندانی و برچیدن فرودستی زنان آسوده نخواهیم نشست !

سرنگون باد رژیم زن ستیز جمهوری اسلامی ایران!

زندانی سیاسی آزاد باید گردد!

زنده باد آزادی، دمکراسی و برابری!

۱۸ فوریه ٢۰٢۱ برابر با  ۳۰ بهمن  ۱۳٩٩

امضاءها به ترتیب حروف الفباء:

۱- اتحاد نیروهای دمکراتیک ایرانی- سوئیس

٢- انجمن دفاع از زندانیان سیاسی-عقیدتی در ایران-  پاریس

۳- انجمن سوسیالیست ها- سوئد

٤- آلترناتیو سوسیالیستی ایران – لندن

۵- جمعی از فعالان اجتماعی- سیاسی و پناهندگان - گوتنبرگ- سوئد

۶- حامیان مادران پارک لاله- استکهلم

٧- زنان مستقل کلن- آلمان

۸- شورای همبستگی پناهجویان و پناهندگان ایرانی در ترکیه

٩- شورای همراهی با آلترناتیو کارگری در ایران

۱۰- شورای همبستگی ایرانیان با روژاوا- استکهلم

۱۱-شوراي همبستگي با مبارزات مردم ايران - لندن

۱٢- شورای هماهنگی علیه کشتار جمهوری اسلامی- فریاد خاوران

۱۳- فدراسیون اروپرس – بلژیک

۱٤- کانون پناهندگان سیاسی ایران- برلین

۱۵- کانون پشتیبانی از مبارزات مردم ایران- وین

۱۶- کانون ایرانیان مترقی در نیویورک و نیوجرسی- آمریکا

۱٧- کانون همبستگی با کارگران ایران- گوتنبرگ

۱۸- کانون همبستگی با مبارزات کارگران در ایران- فرانکفورت

۱٩- کانون همبستگی با جنبش کارگری ایران- استرالیا

٢۰- کارگروه روابط عمومی – کانون کنشگران دمکرات و سوسیالیست هانوفر

٢۱- کمیته دفاع از زندانیان سیاسی ایران- برلین

٢٢ - کمیته همبستگی برای حقوق بشر در ایران- نروژ

٢۳- کمیته همبستگی کارگران ایران و سوئد

٢٤- نهادهای همبستگی با جنبش کارگری در ایران - خارج کشور

٢۵- کمیته همبستگی با مبارزات مردم ایران- فرانکفورت

٢۶- نهاد همبستگی با جنبش کارگری ایران(غرب آلمان)

٢٧- همبستگی با مبارزات مردم ایران- سوئیس

٢۸- همبستگی سوسیالیستی با کارگران ایران- پاریس

٢٩- همبستگی برای حقوق بشر در ایران – کلگری/ کانادا

 

آدرس تماس از طریق کمیته دفاع از زندانیان سیاسی ایران - برلین

Kupg_iran@yahoo.de