جان رضا شهابی فعال کارگری در خطر است آزادش کنید

جان رضا شهابی فعال کارگری در خطر است آزادش کنید

به استقبال روز معلم بشتابیم (۲)

دوازدهاردیبهشت روزمعلم،رنج های روزافزون معلمان کشور را ازیادنبریم !

امیرجواهری لنگرودی

amirjavaheri@yahoo.com

۲۲ فروردين ۱۳۹۰ برابر با ۱۱ آوريل ۲۰۱۱

بعد ازاین همه سال ها،چه دلپسند می نماید که امسال جداازخود کارگران ومعلمان سراسر ایران، بمثابه دونیروی عظیم میلیونی طبقه رنج وکار،شبکه های اجتماعی درون کشورنیز،دوروزبه یاد ماندنی کارگران (۱۱اردیبهشت)ومعلمان۲اردیبهشت )را به روزهای اعتراض و خشم جامعه رقم زده اند تا این دو روزرا گرامی بدارند واذهان جامعه راباخواست ها ومطالبات این نیروهای عظیم چند میلیونی دربرابررژیم استبدادی سرمایه داری اسلامی ایران برزبان ها جاری سازند ودشواری زندگی طبقه کارگرومعلمان وتمامی مزدوحقوق بگیران کشوررا بازگویند. فریاد برآورند معلمان و کارگران زندانی بی قید و شرط ازاد باید گردند. معلمان باردیگربرپلاکادرهای دست نوشته خودبنویسند: " وای برجامعه ای که معلمش ازمعلم بودن ،شرم دارد"

من پیشتر درباره تاریخچه روزکارگر۱۱اردیبهشت (اول ماه مه ) و خواسته های این نیروی عظیم اجتماعی ایران نوشته ام *و در این مقاله شما را با روزمعلم و مطالبات آنان همراه می کنم.

تاریخچه این روزبرمی خورد به دیکتاتوری شاه وبه سبعیت نیروهای سرکوبگرسلطنت پهلوی درحادثه تلخ خیابان شاه آبادومیدان بهارستان تهران دردوازدهم اردیبهشت سال ۱۳۴۰،درآنروزجامعه ما شاهد گردهم آیی اعتراضی گروه کثیری ازمعلمین و کادرهای آموزشی و اداری دبستان ها و دبیرستانهای تهران بود. معلمین و کارکنان زحمتکشی که برای تحقق خواست های واقعی وبرحقشان دست به اعتراض زده بودند.این گرد هم آیی توسط مزدوران رژیم شاه به خاک وخون کشیده شد وسبب جان باختن دکتر"ابوالحسن خانعلی " گردید.واین درحالی است که بسیاری براین تصورند که مناسبت این روز، ترور مرتضی مطهری استاد الهیات دانشگاه تهران در ۱۲اردیبهشت سال ۵۹ است. این تخم لق را نظام جمهوری اسلامی بر اذهان جاری ساخته تا تاریخچه این روزونقش وجایگاه "دکتر خانعلی" را به گرد فراموشی بسپارد.

دکتر "ابوالحسن خانعلی" هنگام ترور ۲۹سال داشت . وی فارغ التحصیل رشته معقول ازدانشکده ی معقول ومنقول دانشگاه تهران بود.درسال ۱۳۳۵ در وزارت فرهنگ با سمت دبیری دبیرستان استخدام شد. دردبیرستان جامی،دروس فقه و عربی تدریس می کرد. هم زمان با تدریس، در دوره دکترای معقول و منقول،مشغول به تحصیل بود. هرچند بی اعتنایی مقامات درسال های بعد ازانقلاب به یاد و نام دکتر "خانعلی" و تاریخ مبارزات معلمان قابل درک است، ولی بیگمان درسال۴۰ وبعد آن،وی یکی ازپرآوازه ترین نام ها درمیان معلمان کشوربود وخون برزمین ریخته او،رسواگرجهل و بی منطقی همه دیکتاتورهایی است که تاریخ کشورما برخوددیده است.

جسارت معلمان طی سال ۴۰ دربه خیابان آمدن شان،در واقع تداوم اقدامات مترقیانه و انقلابی معلمینی است که تاریخ معاصر ایران به دفعات شاهد حضور جسارت آمیزآنان بود.اقدامی درتداوم حرکت برپاداشتن تشکل " اتحادیه ی معلمین "درهمان ابتداءی حاکمیت دیکتاتوری رضا خان قلدرکه خود بیانگرخواست های صنفی ودرعرصه هایی خواست های سیاسی معلمان ایران بوده است.درسال ۱۳۰۱ودرتداوم اعتصاب۲۱روزه معلمین،در شهر تهران آنروز، آموزگاران برای دریافت حقوق های عقب افتاده خود،دست به اعتراض و تظاهرات زدند. تظاهراتی که به سرعت به حرکتی سیاسی بدل شد و حکومت قوام را درآستانه سقوط قرارداد.فراترازاین، معلمین با شرک فعال خود درجنبش ملی شدن صنعت نفت نیزنقشی ارزنده ایفاءکردند.درمبارزات گسترده سال های ۳۹ تا ۴۱ نیزحضوری چشمگیربهم زدند. در همین دهه معلمی همچون صمد بهرنگی درباروری امر آموزش کودکان و نونهالان روستایی،کتاب بدست ازروستایی به روستایی،کولبارکتاب وآموختن پیشه کرد وتاجان جوان خود را درمسیر سیلاب رودارس ننهاد،ازپای ننشست. درهمین دهه وبعدها تابه امروز وبابرسرداررفتن معلم نیک خواهی همچون " فرزاد کمانگر"ما شاهد آموزه های نیک وتاثیرشگفت صمد بهرنگی درروستاهای خطه آذربایجان وسایرنقاط کشوربوده ایم .

نبایدازیادببریم ؛درانقلاب بهمن پابه پای توده های مردم ودرستیزبرعلیه رژیم ستمگر وبی مایه شاهنشاهی،آموزگاران کشور،شرکت موثرداشتندودربسیج دانش آموزان ورهاندن آنان به خیابان وهمراهی بامردم سهیم بودند. معلمان ازفردای به قدرت رسیدن حکومت مذهبی وفقهای ضدفرهنگ وعلم ،عقب مانده وقرون وسطایی،همراه باسازمان ها ونیروهای مترقی وانقلابی تشکل های صنفی ودمکراتیک همچون "کانون مستقل معلمان " برپاداشتند ودرمقابل رژیم ستمگروضد فرهنگی فقها قدبرافراشتندوتابه امروزنیزعلیرغم سرکوبگری های وحشیانه ی رژیم درعرصه کاروشغل وزندگی شان،دست به مبارزه زده اندو هزینه های سختی رانیزمتحمل گشته اند.

رژیم جمهوری اسلامی که به خصلت ونقش آگاه گرانه معلمان واقف بوده وهست، ازهمان فردای انقلاب با تلاش درراه ازبین بردن تشکل های صنفی معلمان ،دست به تصفیه،اخراج معلمان مبارزو انقلابی زده وکوشیدتامانع تاثیرمثبت وکارسازمعلمان درافزایش آگاهی جوانان دختروپسرگردد.رژیم با گسیل رسولان خرافه وجهل،پاکسازی کتب درسی تاریخ و دروس طبیعی و باجایگزینی فقه وشرعیه،به جای علوم طبیعی، دانش آموزان ایران را به تاریکخانه ی قرون وسطی می کشاند وازهمه معلمین می خواست که چنین کنند .رژیم با آوای پلشت" تزکیه،مقدم برعلم است" ،سپاه جهل و خرافه را تحت پوشش" امورتربیتی مدارس" ،" انجمن های اسلامی معلمان"،چرخ را بهم ریخت و به بهانه مکتبی نبودن و فقدان " صلاحیت اخلاقی"، "خلاف شئونات اسلامی"، و دهها برچسب دیگر بیش از هزاران هزارتن ازمعلمان کشوررااخراج کردند و آنان را به خیل مسافرکشان تاکسی واتومبیل کرایه شخصی،دستفرشان وبیکاران و ...افزوند. بعبارتی رژیم ضد فرهنگی اسلامی ایران،برای ایجاد رعب و هراس درمحیط های آموزشی کشور،شمشیرازنیام برکشیدوبا "پاک سازی" یعنی اخراج،بازداشت وزندان وگاها اعدام معلمین،به تصفیه وسیع درتمامیت جغرافیای ایران دست زد. معلمینی که به هردلیلی برسرکارخود مانده اند با حقوق بخورونمیری دست به گریبانند وبا توجه به هزینه سرسام آورزندگی،برای گذران آن به "شغل دوم" یا "تدریس خصوصی واضافی" و"دفترداری دربنگاههای خصوصی" وسایرامورمشغولندتاچرخ زندگی شان را بچرخانند. امری که جدا ازشغل آموزگاری یعنی اداره روزانه کلاس،برکیفیت کارمعلم تاثیربازدارنده می گذارد.

تاریخ معاصرکشورمان نشان داد که معلمین ارام نمی نشینند.آنان به نقش ورسالت مبارزاتی خود درمبارزه علیه جهل وخرافه پرستی وافشای تمامی مظاهربیداد اجتماعی و سیاسی و اقتصادی واقف می باشند ودرراستای تحقق رسالت خودبااستفاده ازاشکال گوناگون مبارزه درنگ نکرده و نخواهند کرد. درطی سال های اخیر،تحرکات مستقل معلمان دربهمن و اسفند سال ۸۵ به همگان نشان دادد که فشارهای وارد برتشکل های صنفی خود را برنمی تابند و خواسته های مشروع خود را با سرکوبی فعالان و به تعطییل کشاندن تشکلات ویگانه نشریه خود"قلم" نمی پذیرند. ودرهمین راستا،گردهم آیی روزیکشنبه ۱۵بهمن۸۵ فرهنگیان درمقابل مجلس به خوبی مسیرحرک معلمان را نشان می دهند که پاسخ نمی گیرند .باردیگربا تجدید قوا وسازماندهی جدید،نمایندگان نمایندگان تشکل های صنفی فرهنگیان کشور بنا براعلام قبلی و با دعوت از سوی دبیرخانه در روز جمعه ۱۱اسفند۸۵درتهران با دشواری گرد هم می ایند. به رغم قرارداد با " خانه ی معلم شمیرانات " وپرداخت هزینه ی اجاره این محل، درب های خانه ی معلم با دخالت " امدادهای غیبی " و" نیروهای نامشخص" زنجیرشد ودرب های سالن غذا خوری آن که برای صرف ناهاراجاره شده بود با دخالت ماموران انتظامی به روی معلمان بسته شد ودرنهایت نمایندگان معلمان ،جلسه خود را درزیرزمین خانه یکی ازهمکاران خود برگزارکردندو تصمیم لازم را اتخاذ کردند.

چنین شد که آموزگاران درروز۱۲اسفند سال۱۳۸۵،باردیگربدون هیچ وسیله تبلیغی گرد هم می آیند تا بعد ازچند دهه فریاد بزنند :" تا حق خود نگیریم/ ازپا نمی نشینیم". موج عظیم معلمان دسته دسته ازدهانه ی ایستگاه متروی بهارستان خارج شده وبه سمت ساختمان مجلس می آیند تا به تخصیص نیافتن بودجه به لایحه ی نظام هماهنگ حقوق واحتمال اجراشدن آن درسال ۸۶اعتراض نمایند وفریاد برآورند : " نظام هماهنگ اجرا باید گردد" دراین روزحضورزنان معلم تحسین همگان رابرانگیخته وحتی میان همکاران مرد،فریاد آنان بالاترازهمه به گوش می رسید : " حیثیت و منزلت/ حق مسلم ماست" باید افزود یکی ازعوامل اعتراض معلمان نسبت به وضعیت موجود، فقرفزاینده ای است که دراین نیروی عظیم طبقه کاروزحمت ، به رغم شان و منزلت اجتماعی و فرهنگی شان برآنان حاکم است. درآن روزازیک میلیون معلم،هفت صد هزارنفردرخط فقرزندگی می کردند. اعتراض مسالمت آمیزمعلمان را به خشونت کشاندند. کوتاهی آشکارمسئولان ومجلسیان درپی گیری خواست فرهنگیان و بی اعتنایی تبخترآمیزهرکدام آنان به شان وجایگاه معلم،وسیله شد که معلمان به شیوه مدنی وفراقانونی، تجمع در محل های اداری آموزش و پرورش وعدم حضوردرکلاس های درس متوسل گردند. معلمان دربیانیه ها،برگزاری جلسات متعدد،نوشتن صد ها نامه ی بی پاسخ،خواستارکیفیت محیط های آموزشی،افزایش سرانه ی آموزشی،تجهیز مدارس به تکنولوژی آموزشی روز،رفع بحران مدارس چند شیفته واستحجاری و یا درمعرض تخریب،نهادینه کردن نظام مدیرتیت انتخابی درمدارس و تسری آن به مدیران مناطق واستانی، تمرکززدایی ازآموزش و پرورش ،توجه به محتوای آموزشی کتاب ها،حذف نگاه امنییت وحراست سالارازآموزش و پرورش و جای گزینی آن با نگاه انسان محور، توسعه ی آزادی بیان درآموزش وپرورش ودرنهایت اصلاح نظام گزینش عقیدتی معلمان بودند وهستند.دراین جمعیت بیست هزارنفری یکی از برگزارکنندگان خطاب به احمدی نژاد گفت:

"اگرشما بیست میلیون رای دارید. ما جمعیت یک میلیونی معلمان با دانش آموزان و خانوادهایشان حداقل پنجاه میلیون نفررا می توانیم به خیابان ها بکشانیم ..." تجمع معلمان همچنان ادامه داشت وازطرف مسئولان هیچ پاسخی نمی گرفت. معلمان پیاپی ازشهرستان ها می امدند وهرروزبرجمیعیت آنان افزوده می شد. درروز ۲٠ /۱۲/۱۳۸۵،ازساعت پنج صبح هزاران نیروی ضد شورش ،تمامی محل های جلوی مجلس و خیابان های اطراف را به صورت یک دیوار انسانی احاطه کردند. این باردیگرسربازان نیستند،بلکه انواع ماشین های پلیس هم در گوشه خیابان ها پارک اند. هیجان انگیز ر از همه ردیف اتوبوس های شرکت احد است که تا دروازه شمیران کنار خیابان پارک شده اند . همه چیز برای یک سرکوبی عنان کسیخته آماده بود. آنروز تو گویی تهران رنگ خون به خود گرفته و همه مردم از یکدیگرمی پرسیدند" برای یک مشت معلم قلم بدست ، این همه نیرو و سازو کار نظامی برچیست؟موتور سواران باتون بدست، خشن ترین جهت گیری برای پراکندن معلم و سرکوبی آنان را بعهده داشتند. فرمانده لباس شخصی به یکباره با خشونت هر چه تمامتر فراد زد: " فقط ده دقیقه فرصت می دهیم تا محل را ترک کنید" معلمی فیش حقوقی دردست با صدایی که از ته وحودش برمی آمد.د رپاسخ فرمانده فریاد برآوردو گفت: "من چه دارم که ازدست بدهم ؟ ازچه باید بترسم؟ همکاران محترم همین جا می مانیم وحق مان را می گیریم" به یکباره نیروی ضد شورش به معلمان حمله ورگشتند. معلمان را دسته دسته دستگیروبه درون اتوبوس ها جا می دادند. معلمان زن دراین روزجسارت بیمانندی ازخود نشان دادند. جای پوتین های نظامی برکمریکی اززنان معلم روی چادرش حک شده بود. تصوراین همه خشونت دربرابرمعلمان کشورممکن نبود. باید اضافه نمایم، همزمانبا هران، در شهرستان های مختلف نیز تجمعای بر گزارشد . درکرمانشاه پنج تن ازفعالان معلمان رادست گیرکردند. بعد ازنوروزهم درهمدان چهل وپنج تن ازمعلمان دستگیرکردند.همچنین ازاعضائ "هیات مدیره کانون صنفی معلمان " به معاونت امنیت دادسرای انقلاب احضاروبه زندان منتقل شدند.مدیراجرایی نشریه ی "قلم " دستگیرمی گردد .درکرمان ودرخمینی شهراصفهان نیزمعلمانی دستگیرگردیدند. هینطوردرتاریخ ۲۷فروردین دبیرکل کانون صنفی معلمان درمدرسه دستگیرشد. ازآنروزتا به امروزوطی هرسال وبه دفعات اعتراض وتجمعات معلمان ادامه دارد. وهنوزتعدادی ازمعلمان شناخته شده درزندان اند وپرونده چهره های شناخته شده ای همچون: آقایان اکبرباغانی ومحمد بهشتی لنگرودی بعنوان سخنگویان کانون صنفی معلمان روی میز دادسرای های انقلاب روزمیزجای گرفته اند.معلمان همچنان فریاد می زنند؛مادر۱۲اردیبهشت روزمعلم روزخشم واعتراض همگانی با مطالبات خود که در آخرین بیانیه شورای هماهنگی تشکل های صنفی معلمان ایران به آن اشاره کرده است پایان دادان به حبس، تعلیق، اخراج، تبعید، بازخرید، بازنشستگی اجباری، تنزل رتبه شغلی و محرومیت از تدریس و آزادی یاران معلم و کارگر مان بازمی گردیم . این روزرا ازیاد نبریم .

*

http://www.rahekargar.net/browsf.php?cId=1033&Id=161&pgn=

هیچ نظری موجود نیست: